Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > عاق والدین وافشاگریهای دولتمردان اسلامی
artcile
افشاگری

عاق والدین وافشاگریهای دولتمردان اسلامی

۵ آذر ۱۳۹۰

بگو مگوها در داخل دایرۀ حاکمیت به «بگم، بگم» تبدیل شده است.خدا رحمتش کند. مرحوم شیخ حسین لنکرانی برادر بزرگتر لنکرانی‌‌ها در دورۀ چهاردهم وکیل مجلس بود. او نیز مثل سایر برادران (احمد، مرتضی، مصطفی و حسام) سری پرشور و زبانی دراز داشت. اگر تریبون مجلس را در دسترس داشت پشت تریبون، والاّ روی منبر و بر بام منزلش در حوالی سنگلج به سخنرانی سیاسی می‌پرداخت و حرفهای تند و تیز می‌زد.

با نزدیک شدن انتخابات افشاگریها در جمهوری اسلامی بالا گرفته است

در دورۀ نمایندگی، هر وقت پشت تریبون می‌رفت، بقچه‌ای را که زیر بغل داشت روی تریبون می‌گذاشت و چنان وانمود می‌کرد که محتوی اسناد دزدی و خیانت رجال سیاسی مملکت است از وزیر و وکیل گرفته تا استاندار و فرماندار و غیره. به‌محض آن که کسی وسط حرفش می‌دوید و خلاف نظرش سخنی به‌میان می‌آورد اشاره به بقچه می‌کرد و می‌گفت «میگم‌ها… ایناهاش… اینجاست، سند دارم… رو می‌کنم‌ها!»

اما در طول دو سال دورۀ نمایندگی، یک بار هم پیش نیامد که شیخنا بقچه را بگشاید و سندی رو کند. مشابه همین رفتار به‌گفتۀ احسان طبری، از سید جعفر پیشه‌وری به‌ظهور پیوسته است.

طبری می‌نویسد: پیشه‌وری در زندان مدتی تظاهر به مسلمانی می‌کرد. و روضه‌خوان را به سلول خود فرا می‌خواند تا برایش روضه بخواند و او اشک بریزد. وقتی وضع روحی بر او دشوار شد روزی به وسط بند جهید و با فریاد گفت آچیرم صاندوقی، توکرم پانبوقی. یعنی صندوق را می‌گشایم و پنبه‌ها را بیرون می‌ریزم!

وضع روحی پرزیدنت دکتر محمود احمدی‌نژاد نیز چنان دشوار شده است که این روزها هر وقت دهان باز می‌کند نغمۀ «بگم، بگم» سر می‌دهد. نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی اخطار کرده است که اگر احمدی‌نژاد «بگم، بگم» را ادامه دهد «رهبری» ساکت نمی‌ماند و موضعگیری خواهد کرد.

حجت‌الاسلام محمدحسین ابراهیمی در گفت‌وگو با روزنامۀ اعتماد، توصیه می‌کند که اگر آقای احمدی‌نژاد سند و مدرکی در اختیار دارد بهتر است بدهد به رئیس محترم قوه قضائیه تا از طریق قانونی رسیدگی شود.

اشکال کار اینجاست که ریاست قوه قضائیه را حضرت آیت‌الله صادق لاریجانی، اخوی علی لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی برعهده دارد و در این «بگم، بگم»، طرف اصلی احمدی‌نژاد، علی لاریجانی است.

دعوا بر سر لحاف ملاست. «مقام معظم رهبری»، فرزندخواندۀ خود ـ احمدی‌‌نژاد ـ را عاق کرده و تصمیم گرفته است جای او را در انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری به فرزندخواندۀ مورد اعتمادش علی آقا لاریجانی بسپارد. اما احمدی‌نژاد مثل «سید نجیب محترم» نیست که سرش را پایین بیندازد و دست «آقا» را ببوسد و در ادامۀ وظایف «تدارکاتچی» به مأموران اجرا در بیرون ریختن اسباب و اثاثه‌اش از کاخ ریاست جمهوری کمک کند.

عرض کردم «مقام معظم رهبری» احمدی‌نژاد را «عاق» کرده است. توضیح این که «عاق» به‌معنی رنجانیدن پدر و مادر است. وقتی فرزند خطاکار و جسور سر از خط فرمان پدر یا مادر بپیچد و اسباب رنجش آنها را فراهم کند، از نظرشان می‌افتد و دعای خیرشان به «عاق والدین» تبدیل می‌شود.

«عاق والدین» مجازات‌های سختی را به‌دنبال می‌آورد، اما بچه پررو اگر در تهدید «عاق» شدن قرار گرفت متقابلا از حربۀ «عوق» استفاده می‌کند.

در امثال و حِکَم دهخدا آمده است: «پدری پسر را می‌گفت اگر گفته‌های من فرمان نکنی ترا عاق می‌کنم. پسر جواب داد من نیز ترا در عوض عوق سازم. پدر پرسید عوق چگونه باشد. گفت شبانگاه بر آستانۀ مسجد و حمام‌ها پلیدی می‌کنم و شبگیر (سحرگاه) چون مسلمانان بدین دو جای آمد و شُد کنند کفش و جامه‌شان بیالاید و بر پدر مرتکب لعنت فرستند»!

فعلا «مقام معظم رهبری» مشغول استخاره است که بیطرفی خود را در جدال محمودآقا و علی‌آقا حفظ کند و به‌نظاره بنشیند تا خودشان حساب همدیگر را برسند، یا با عاق کردن فرزند ناخلف، خود را در معرض عوق شدن قرار دهد. در آن صورت، احمدی‌نژاد هم با گشودن صندوقچه و بیرون ریختن پنبه‌ها چنان گندی به مسجد و گرمابه خواهد زد که بویش به مشام هر کس رسید بگوید «ای بر پدرت لعنت»!

عنوان اصلی این مطلب «عاق و عوق » بوده است ، تیتر از خواندنیها است .

 
کلیدواژه ها: , , , , , , ,
  1. رضا رستم زاده says:

    نثر استاد ، همچون همیشه ،شسته و روفته وطنزشان ، سنگین ورنگین و لُبّ مطلب درنهایت ایجاز ،دست وقلمشان ، پاینده وماندگار.

  2. رضا رستم زاده says:

    ….و تا یادم نرفته ، چه عکس محشری ضمیمه مطلب است ، خداوند ِعا لمیان ” به قولِ قاطبه” هر چه در چنته داشته ،صرف خلقِ حضرتش کرده…!!

  3. پرویز says:

    شما نگران نباشید اخوند جماعت اگرهم گوشت همدیگررابخورند؛ استخوان ان رابیرون نمی اندازند
    بقولی دیگر درکاسه های جداگانه میرینند ،بعدانهارایک کاسه کرده وباهم میخورند