Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > هوسرانی و سکس از کریمخان زند تا دانیل استراوس کاهن + ویدئو
artcile
احمد احرار - سکس و هوسرانی

هوسرانی و سکس از کریمخان زند تا دانیل استراوس کاهن + ویدئو

۱۳ مهر ۱۳۹۰

هفتۀ گذشته شش تن از سران حزب سوسیالیست فرانسه (دو زن و چهار مرد) که خود را برای ریاست جمهوری در انتخابات سال آینده کاندیدا کرده‌اند در یک برنامۀ تلویزیونی، به‌رقابت با یکدیگر بحث و جدل داشتند تا نشان دهند کدامشان در جذب رأی دهندگان و پنجه افکندن در پنجۀ کاندیدای حزب حاکم تواناترند.

در این مسابقۀ مقدماتی هیچکدام امتیاز چشمگیری به‌دست نیاوردند و اعتقاد عمومی بر این قرار گرفت که هرگاه مسیو D.S.K (دومینیک ستروس‌کان) در مبارزۀ تن به‌تن با «نفیساتو دیالو» برای کام گرفتن از وی مغلوب نشده و کام‌نایافته سر و کارش با پلیس و دادسرا و دادستان نیویورک نیفتاده بود، بیش از همۀ آنان بخت کاندیدا شدن از سوی سوسیالیست‌ها و پیروزی بر نیکلا سارکوزی داشت.

دریغ که در همان روز D.S.K با پلیس جنایی فرانسه قرار دیدار داشت زیرا پروندۀ دیگرش دایر به تهاجم جنسی، بر اساس شکایت روزنامه‌نگار و نویسندۀ هموطنش، خانم تریستان بانون، همچنان مفتوح است و یک هفته پس از بازگشت به وطن، به نخستین جلسۀ بازجویی دعوت شده بود.

تفصیل قضیه را قبلا به عرضتان رسانده‌ایم. اجمالا این که خانم بانون (T. banon) ادعا می‌کند در فوریه سال ۲۰۰۳ وقتی برای مصاحبه با D.S.K رفته بود جناب وزارت‌پناهی قصد تجاوز به او داشته و کارشان به کشمکش کشیده تا جایی که مصاحبه‌کننده با پیراهن دریده و سینه‌بند چاک‌شده از آپارتمان گریخته و خود را به اتومبیلش رسانیده است.

خانم تریستن بانون هم هدف قرار گرفته بود

مسیو استروسکان درگیر کشمکش با پلیس و دستگاه قضائی آمریکا بود که شنید چنین شکایتی علیه او تقدیم دادگاه پاریس شده است. در جواب خبرنگاران گفت چنین مصاحبه‌ای را به‌یاد می‌آورد ولی دربارۀ بقیه‌اش فقط می‌تواند بگوید سرکار خانم دچار «تخیّلات شیرین» شده است!

در جلسۀ بازجویی هفتۀ گذشته، D.S.K یک قدم جلوتر آمد و اعتراف کرد: بلی، مختصر ماجرایی رخ داد. من می‌خواستم از این خانم خوشگل بوسه‌ای بربایم اما او رضایت نداد. همین و بس. نه قصد تجاوزی در کار بود، نه تهاجمی صورت گرفت!

افکار عمومی در فرانسه راجع به مجموعۀ این قضایا دو جور قضاوت می‌کند:

گروهی می‌گویند از بخت بلند فرانسه و فرانسویان بود که چنین وقایعی رخ داد و پرده از چهرۀ مردی که در یک‌قدمی کاخ «الیزه» و مسند ریاست جمهوری قرار داشت به‌کنار رفت والاّ با یک رئیس جمهور هرزۀ مبتلا به جنون جنسی خدا می‌داند چه بر سر ما و مملکتمان می‌آمد.

گروه دیگر معتقدند قضایا را نباید با هم مخلوط کرد. ولع جنسی یک مسأله است، کاردانی و لیاقت و کفایت مسأله‌ای دیگر. مگر کم بوده‌اند پادشاهان و رؤسای جمهور که اختیار بند تنبانشان را نداشته‌اند اما در میدان جنگ و میدان سیاست پهلوان نامدار به‌شمار می‌آمدند؟

اتفاقاً در کشور عزیز خودمان ایران که امروز به‌فرمایش یکی از ائمه جمعه و جماعت «مسألۀ روسری برایمان مهمتر است از انرژی هسته‌ای»، روزی و روزگاری، در دوران یکی از خوشنام‌ترین و عادلترین سلاطین تاریخمان یعنی کریم‌خان زند، این درجه از تساهل و تسامح را شاهد بوده‌ایم.

توجه فرمایید که قضیه مربوط به دویست و پنجاه سال پیش است.

به‌روایت رستم‌التواریخ، کریم‌خان زند یکی از فقهای صاحب‌رأی و اجتهاد را با کمال عزت و احترام احضار نمود و از وی سؤال کرد که ما قصد سفر آذربایجان داریم و این سفر جنگی ممکن است زمانی دراز طول بکشد و لشکر و سپاه ما از عزوبت و غلبۀ شهوت ناچار و بی‌اختیار قصد اهل و عیال مردم خواهند نمود و ما از چارۀ ایشان عاجزیم. اشکالی دارد اگر به‌حکم مصلحت، فوجی از فیوج (= زنان کولی) به‌همراه ببریم تا سپری باشند از برای زن و فرزند مردم؟

آن فاضل فقیه با اجتهاد گفت نعوذ بالله، نعوذ بالله از چنین معصیتی. استغفرالله، هرگز این عمل زشت را مرتکب مشو که ابدالدّهر مقیم جهنم خواهی بود.

آن والاجاه (کریم‌خان) به وی فرمود سمعنا و اطعنا (شنیدیم و اطاعت می‌کنیم) اما از شما خواهش داریم که چهل روز و شب مهمان ما باشی و از سرای ما بیرون نروی. به‌جهت وی میزبانی مقرر فرمود و روز و شب اطعمه و اشربۀ سازگار خوشگوار از برایش می‌آوردند.

چنان شهوت بر آن جناب غلبه یافت که آب و آتش را از هم فرق نمی‌گذاشت. در شب پنجم دیوانه‌وار، مانند مستان بی‌اختیار، از خوابگاه بیرون آمده به‌جانب طویله روان شد و با ماده‌استری درآمیخت. ناگاه سگی که در آن طویله بود عف‌عف کنان دوید و پای آن‌جناب را برگرفته و برکند.

آن‌جناب بیهوش بر زمین افتاد. قاطرچی از خواب بیدار شده پنداشت که آن‌جناب دزد است. با پارو او را بسیار زد. های و هویی بلند شد و چراغی آوردند و ملاحظه نمودند و آن‌جناب را شناختند و از کردۀ خود پشیمان شدند و عذر بسیار خواستند.

چون این خبر علی‌الصباح به والاجاه کریم‌خان رسید بسیار خندید و آن‌جناب را با کمال عزت و احترام احضار نمود و بسیار تعظیم و تکریم و توقیر نمود و از وی پرسید بر شما چه عارضه‌ای روی داده؟ آن‌جناب از خجالت در زبانش لکنتی پیدا شده و در جواب دادن فرو ماند.

والاجاه کریم‌خان به آن‌جناب فرمود ای پیشوای اهل اسلام، از آنچه بر تو روی داده منفعل مباش که قاطبۀ بنی‌آدم در دست شهوت اسیر می‌باشند. ما خود در حالت اضطرار با حیوانات بسیار نزدیکی نموده‌ایم و الان باوجود آن که حوری‌وشان بسیار در حرم ما می‌باشند، باز طالب خوبتر و بهتر می‌باشیم و در این کار بسیار حریص می‌باشیم. ما شنیده‌ایم که در احادیث وارد شده که حضرت داود باوجود نبوت و نفس قدسی نود و نه زن داشت و عاشق زن برادر خود شد و به‌حیلت، برادر خود را به‌هلاکت رسانید و زنش را ضبط و تصرف نمود.

آن‌جناب از سخنان والاجاه کریم‌خان هوشمند خوشحال شده به خدمتش عرض نمود که بر من علم‌الیقین حاصل شد که تو پادشاه و ظلّ‌اللهی و نیز حکیم و فیلسوفی هستی و در این زمان عقل کل و در امور پادشاهی صاحب فکر بکر و رأی صواب و اجتهاد می‌باشی، هر کار که می‌کنی درست و راست و بی‌عیب است. از جانب خدا صاحب اختیار می‌باشی و عقل ما در امور سلطنت ناقص و قاصر است.

غرض آنکه والاجاه کریم‌خان جم‌اقتدار وکیل‌الدوله در حضر و سفر با موکب خود، بر سبیل ضرورت افواج فیوج و فواحش بسیار به‌جهت لشکریان می‌داشت و لولیان شهرآشوب دلربا و ارباب طرب با اردوی خود در همه جا می‌برد.

————————-

عنوان اصلی این مطلب «جواز لهو» بوده است . تیتر از خواندنیها است

 
کلیدواژه ها: , , , , , ,

Comments are closed.