Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > خبر اول > یاد داشت سردبیر و ویدئو دیدنی ۳۷ روز به مناسبت سالگشت ترور فجیع دکتر شاپور بختیار
artcile
یادداشت سردبیر و ویدئو 37 روز دکتر شاپور بختیار

یاد داشت سردبیر و ویدئو دیدنی ۳۷ روز به مناسبت سالگشت ترور فجیع دکتر شاپور بختیار

۱۶ مرداد ۱۳۹۰

دکتر شاپور بختیار در مجلس شورای ملی

سروش کتیبه دستیار بختیار که همراه او به قتل رسید

دو دهه پیش در روز ۱۵ مرداد ماه سال ۱۳۷۰ ، جنایتکاران اعزامی از تهران مردی را با شقاوت کشتند که امکان داشت در این روزهای تاریک و سیاه بتواند ایرانیان را در پیرامون نام ایران گرد آورد و کشور را رژیم سرکوبگر اسلامی رهائی بخشد . به جرات می توان ادعا کرد که شاپور بختیار تنها سیاستمداری بود که در طوفان انقلاب ، ایستائی در برابر رژیمی که آن را «دیکتاتوری نعلین» می نامید را با دلیری دنبال کرد و برای این منظور از پذیرفتن این که او را آماج ناسزا و بهتان قرار دهند نهراسید .

بی گمان اگر رجاله هائی که در جبهه ملی برای کسب «وجیه المله گی ” کشور را به آتش افکندند ، از او رو بر نمی تافتند ، کشور اسیر دست رژیم اسلامی نمی شد و او می توانست اندک اندک ایران را از گرداب هولناکی که در آن دست و پا می زد رهائی بخشد ، ولی شوربختانه کریم سنجابی و سایر سران جبهه ملی او را رها کردند و با آویختن به ریسمان پوسیده خمینی ، خود و کشور را به بلائی دچار کردند که امروز شاهد آن هستیم .

شاپور بختیار به رغم سالها زندگی در غرب و حشر و نشر با خارجیان ، روحیه ایلیاتی خود را از دست نداده بود و به همین سبب در جائی که روا نبود ، “رفیق بازی ” می کرد ، شاید به همین دلیل ، به افرادی اعتماد می کرد که بوئی از جوانمردی و شرف نبرده بودند وسر انجام به همین دلیل جان خود را از دست داد و جنایتکاران خون او را به نیابت از اربابان خود بر زمین ریختند .

من که پیش از نخست وزیری بختیار افتخار همکاری با او را در شرکت «داکتیران» داشتم ، شاهد بودم که او به صرف عضویت عبدالحسین ثنائی در “جبهه ملی” و بازداشت چند ساعته اش در باغ کرج همراه او ، با مدیران فرانسوی شرکت در افتاد تا «ثنائی» را در پشت میز ریاست مالی و اداری “داکتیران” بنشاند .

این فرد خبیث ولی نماز خوان که با چرخش ۱۸۰ درجه از تقلید آیت الله شریعتمداری به تقلید از خمینی رو آورده بود ، بعد از انتصاب بختیار به نخست وزیری در سلک دشمنان خونی او در آمد و از هیچ توطئه ای علیه او دریغ نکرد . از افتخارات من در زندگی ، یکی هم کتک زدن عبدالحسین ثنائی ، در اوج قدرت جبهه ملی و پشت میز ریاست مالی و ادری شرکت داکتیران است که ذکر آن در این مقال نمی گنجد .

همین آقای رحیم شریفی که در ویدئو ملاحظه می کنید ، پس از انقلاب حکایت جاسوسی فرزند این خبیث در پاریس را برای من نوشت و توضیح داد که چگونه وی دهها تن از دانشجویان را به رژیم لو داده و اسباب آزار و زندان آنها را فراهم کرده بود .

شور بختانه ، هنوز پس از گذشت سه دهه ، ما ایرانیها از پذیرفتن حقایقی که در تاریخ کشور نوشته شده و هست ابا داریم و با متهم کردن خارجیان ، ترجیح می دهیم از خیانتی که نزدیکان بزرگان ما در حق آنها مرتکب شده اند ، سخنی به میان نیاوریم . رژیم سلطنتی و شاپور بختیار هر دو قربانی خیانت نزدیکان شدند، آیا آنچه بر سرمان آمد ، این عادت پلشت “خیانت” را از جامعه ما خواهد زدود ؟ آینده نشان خواهد داد !

در باره جبهه ملی و بزرگداشت سالگشت ترور بختیار ، مریم ناصری مطلبی را با «عنوان به بهانه بیانیه (خشک و بی مهر) هیات اجرایی سازمانهای جبهه ملی ایران» در سایت گویا نوشته است ا که خواندنی است :

وقتی بیانیه فوق را در سایت گویا – که به مناسبت بیستمین سالگرد قتل دکتر بختیار انشتار یافته – خواندم از خود پرسیدم هدف از چنین متن پر از شعار و بی عاطفه چیست؟ چرا نویسندگان گرامی به خود زحمت دادند و دستی به قلم برده و حرفی از بختیار زدند. اگر قرار است از دکتر بختیار یاد شود باید حقایق را دوباره و باز هم دوباره به قلم آورد و از بیان آن نیز نترسیم. متن باید درست و شایسته فرد باشد. نه به قصد بت سازی و نه از روی اکراه.

بار دوم که آنرا خواندم خنده ای عصبی سردادم. به نظرم آمد که نویسندگان برحسب اجباری – که نمیدانم چیست – چنین متن (ببخشید) آبکی را درباره مردی که ما ایرانیان قدرش را ندانستیم و ناجوانمردانه او را کنار گذاشتیم نوشتند

اما از سبکی متن گذشته , آنها از (زنده یاد دکتر سنجابی ) یاد کردند که همراه با بختیار و فروهر نامه ای در سال پنجاه و شش به شاه نوشت. حیرتم از آن است که نویسندگان به وقایع آن زمان کوچکترین اشاره ای نکردند. نگفتند که دکتر سنجابی با آنهمه سابقه مبارزاتی به پابوسی خمینی رفت و بختیار را از جبهه ملی اخراج کرد و پشت او را در مبارزه برای دمکراسی خالی. نگفتند که ما ایرانیان به هشدارهای بختیار اهمیتی ندادیم و عاشقانه به دیدار رهبر رفتیم. نگفتند که وقتی همه روشنفکران قربان صدقه خمینی میرفتند بختیار برخلاف جریان شنا میکرد و سعی بر آن داشت تا مردم را با خطری که کشور را تهدید میکند روشن سازد. نگفتند که بختیار هیچوقت عقاید سیاسی خود را به قیمت روز عوض نکرد و تا آخرین روز به آزادی ایران امیدوار بود.

ایکاش چنین مطلبی را هیات اجرایی سازمانهای جبهه ملی ایران منتشر نمیکرد. ایکاش چنین موضوع مهمی را چنان ماستمال نمیکرد که من خواننده به خود بگویم خب اینهمه جمهوری اسلامی آدم کشت یکی هم روش. ایکاش بیانیه پر از احساسات و هیجان بود تا به من خواننده خاطره عقاید او را در ذهن یادآوری کند. شاید نویسندگان گرامی فرصت بیشتر برای نوشتن نداشتند. شاید هم با هم به توافق نرسیده بودند که چه بگویند و چه نگویند. اما من خواننده انتظار دیگری از هیات اجرایی سازمانهای جبهه ملی ایران داشتم و متاسفانه چنین متن و بیانیه ای مرا سخت مایوس کرد.

لینک مطلب اصلی اینجا

با بزرگداشت یاد دکتر بختیار در سالگرد درگذشت او توجه شما را به ویدئو بی نظیری که تلویزیون من و تو در باره او تهیه کرده است جلب می کنیم . این کلیپ حاوی صحنه هائی است که کمتر دیده شده است .

براب مشاهده ویدئو روی آیکون زیر کلیک کنید

 
کلیدواژه ها: , , , , , , ,

Comments are closed.