Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > کلاه شرعی رژیم برای داوطلبان نامزدی در انتخابات
یا معادل - محمد قائد

کلاه شرعی رژیم برای داوطلبان نامزدی در انتخابات

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰


محمد قائد – محمد مصدق می‌گفت آدمی که تکه کاغذی به دستش می‌دهند در صندوق بیندازد بی‌آنکه بداند اسم کی روی آن نوشته‌اند نباید در انتخابات وسیله قرار گیرد. خیال داشت سواد خواندن و نوشتن را جزو شرایط رأی‌دادن کند. طبیعی بود عمّال دربار و اصحاب دیانت که اتکای اولی عمدتاً به رأی رعیتها و دومی پشتگرمی‌اش به کم‌سوادها بود ساکت ننشینند.

ربع قرن بعد بچه‌های کلاه‌نمدی‌ها و ملکی‌به‌پاهایی که پیشتر قرار بود اجازهٔ رأی‌دادن نداشته باشند به قدرت رسیدند و ملیّون و متجددها و درس‌خوانده‌های شهری را سرویس نمودند سرویس‌نمودنی. حالا همانها می‌گویند انتخابات‌شونده باید هم کارمند دولت باشد و هم دارای مدرکی دانشگاهی که سطح آن را بالا و بالاتر می‌برند.

مجلس  تصویب کرد کاندیداهای انتخابات مجلس باید دارای مدرک فوق‌‏لیسانس یا کارشناسی ارشد باشند [خبرگزاریها ]

اما قیف و غربال هر قدر هم تنگ شود ارباب عمائم غمی ندارند. اسم عبور برای آنها کلمهٔ “معادل” است: سوپرلیسانس یا معادل؛ کارشناسی ماورای ‌ارشد یا معادل؛ پی‌اچ‌دی یا معادل؛ فوق ِ پرُفسوری یا معادل. هر مدرک و درجه‌ای اسم ببرید، از بر بودن ِ مقداری روایت و حدیث دقیقاً معادل آن است.

اینکه چه کسی چه زمانی کجا با چه ترازویی وزن کرد مهم نیست. درهرحال، امروز “حجت‌الاسلام دکتر” داریم: هم ریاست دنیوی، هم سیادت اخروی.

فرد اگر پس از دورهٔ ابتدایی فقط در مدرسهٔ دینی تا بالاترین سطوح درس خوانده باشد یقیناً از عهدهٔ امتحانهای پایان دورهٔ راهنمایی بر نمی‌آید. و دیپلم دبیرستان هنوز لازمهٔ واردشدن به تمام آن مدارس نیست. می‌توان انتظار داشت فارغ‌‌التحصیل دبیرستان با نمرهٔ قدری بالاتر از ناپلئونی بختش را در جاهای دیگری بیازماید.

صحبت و نوشتهٔ بسیاری داد می‌زند نسبت میلیون و میلیارد را نمی‌داند، خیال می‌کند تصاعد فقط یعنی صعود، و تصوّری از معنی فنی رشد هندسی ندارد (می گویند بالای سر در آکادموس ِ افلاطون نوشته بود کسی که هندسه نمی‌داند وارد نشود). همین طور در زمینهٔ تاریخ جهان، زیست‌شناسی و تعاریف پایه در دو دیسیپلین فیزیک و شیمی. کدام معادل؟

در حالی که در هزار سال گذشته شاید در هیچ زمانی شکاف میان ایران و اسلام تا این حد ژرف و فزاینده نبوده، قانون عجیب ِ ضدمردمی ِ جرگه‌سالارانه فقط یادآور عهدی است که عربها مقرر کردند موالی (یعنی بردگان آزادشده، ایرانیها) حق سوارشدن بر اسب یا راه‌رفتن جلوتر از فاتحان ندارند…

عنوان اصل مطلب که از وب سایت محمد قائد برگرفته شده است “” یا معادل”” بوده است . تیتر از خواندنیها است

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , ,

  1. unknown says:

    “محمد مصدق می‌گفت آدمی که تکه کاغذی به دستش می‌دهند در صندوق بیندازد بی‌آنکه بداند اسم کی روی آن نوشته‌اند نباید در انتخابات وسیله قرار گیرد. خیال داشت سواد خواندن و نوشتن را جزو شرایط رأی‌دادن کند. طبیعی بود عمّال دربار و اصحاب دیانت که اتکای اولی عمدتاً به رأی رعیتها و دومی پشتگرمی‌اش به کم‌سوادها بود ساکت ننشینند.”

    جناب مصدق زحمت کشیدند!. اگردر ان دوران بیسوادان و کم سوادان را از انتخابات محروم میکردندکه دیگر رای دهنده ای باقی نمیماند! کافی است بدانیم که در زمان بقدرت رسیدن رضا شاه ۹۸ در صد مردم بیسواد بودند!

    ایشان اگر به فکر بود چرا زنان را در لایحه انتخاباتش از حق رای محروم ساخته بود؟
    باقی بماند