Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > سرمقاله > نقش برجسته سازمان ملل در محافظت از حقوق بشر و ضعف آن
artcile
سرمقاله احمد احرار

نقش برجسته سازمان ملل در محافظت از حقوق بشر و ضعف آن

۲۴ فروردین ۱۳۹۰

رژیم تهران در برابر تصمیم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، واکنش منفی نشان داد و پیشاپیش اعلام کرد که گزارشگر ویژۀ حقوق بشر را نخواهد پذیرفت.این از نقاط ضعف سازمان ملل متحد است که تصمیماتش در اکثر موارد ضمانت اجرایی ندارد.

شورای حقوق بشر، پس از چند روز نشست و برخاست و مذاکره ـ با حضور نمایندۀ جمهوری اسلامی ـ به اکثریت آراء تصمیم گرفت گزارشگر ویژه‌ای برای تحقیق دربارۀ وضع حقوق بشر در ایران تعیین کند ولی این گزارشگر بدون موافقت رژیم حاکم نمی‌تواند به ایران برود و وقتی هم که اجازه گرفت و رفت در راه انجام تحقیقات، چپ و راست با تابلو «ورود ممنوع» مواجه خواهد بود.

پس چه سود از این نشست و برخاست و این تصمیم‌گیری؟

همین مشکل را، به‌نوعی دیگر، اتحادیۀ اروپا در برابر خود دارد. به‌ندرت ممکن است ۲۷ کشوری که سرنوشت مالی و سیاسی خود را یک‌کاسه کرده‌اند، دربارۀ مسائلی که فوریت و اهمیت دارد، به ‌اتفاق‌نظر برسند یا در اجرای تصمیمات اتخاذشده با رأی اکثریت، مشارکت صمیمانه به‌خرج دهند.قضیه لیبی، شاهد این مدعاست.

بین دو کشور محوری اتحادیۀ اروپا ـ آلمان و فرانسه ـ که پایه‌گذار اتحادیه بوده‌اند از ابتدا نسبت به مداخله در لیبی اختلاف نظر وجود داشت و باوجود آن که قطعنامه از تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد گذشت این اختلاف همچنان ادامه یافته در حالی که انگلستان، بی آن که در اتحادیه اروپا عضویت داشته باشد، با قاطعیت کنار فرانسه ایستاده است.

وزیر امور خارجه آلمان ـ گیدو وستروله ـ رئیس جمهوری فرانسه را مورد ملامت قرار داده و به «تک‌روی و تندگویی خطرناک» متهم کرده است.

از جهاتی این ملامت بر سارکوزی وارد است ولی حقانیت او را در راهی که برگزید و حرفی که می‌زند نفی نمی‌کند.

بلی، این که سارکوزی می‌گوید «تمام رهبران جهان، به‌ویژه رهبران کشورهای عربی باید بدانند که واکنش جامعۀ جهانی و اتحادیۀ اروپا همواره همین‌طور (مانند مورد لیبی) خواهد بود» حرف تندی است و به رئیس جمهوری فرانسه، یا هر رئیس کشوری، نمی‌رسد که از طرف جامعۀ جهانی یا اتحادیه اروپا، برای «تمامی رهبران جهان به‌ویژه رهبران کشورهای عربی» با چنین لحنی شاخ و شانه بکشد. همین پیام را اما اگر سارکوزی به‌لحن دیگر و با زبان دیپلوماسی به گوش رهبرانی که نیروهای مسلح را برضد تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم به‌کار می‌گیرند، می‌رساند، جای احسنت گفتن داشت و نه خرده‌گرفتن.

سهم فرانسه در برانگیختن افکار جهانی و فراهم ساختن موجبات تصویب قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت برای مداخله در لیبی قابل انکار نیست. اگر اصرار و سماجت دولت فرانسه، با حمایت دولت انگلیس نبود جنبش ضد استبدادی لیبی ظرف چند هفته سرکوب می‌شد و این، قوّت قلبی بود برای سایر دیکتاتورها که متضامناً نیروهای مردمی هواخواه دموکراسی و حقوق بشر را در دیگر نقاط جهان دلسرد و از مبارزه مأیوس می‌کرد.

جنبش اعتراضی مردم ایران در پی انتخابات مخدوش دورۀ دهم ریاست جمهوری اگر یک چنین حمایتی را از سوی جامعۀ جهانی پشت سر داشت آن گونه بی‌رحمانه سرکوب نمی‌شد و نظام استبدادی، حتی اگر بر جای می‌ماند، جرأت نمی‌کرد آن را «فتنه» بنامد.

حرف سارکوزی، ولو آن که به‌زبان مؤدبانه دیپلوماسی بیان نشده، حرف حق است. جامعۀ جهانی باید یک بار برای همیشه حق خلاص شدن از شرّ حکومت‌های خودکامه را برای مردم جهان به‌رسمیت بشناسد و با قوانین بین‌المللی ضمانت کند تا دیکتاتورها نتوانند تظاهرات مسالمت‌آمیز مردمی را در جهت احقاق حق خود، با تانک و توپ و هواپیما پاسخ دهند و در برابر اعتراض مجامع بین‌المللی مدعی شوند که این یک مسأله داخلی است.

چه راهی برای تضمین این حق وجود دارد؟ منطقی‌ترین و طبیعی‌ترین راه آن انتخابات سالم است به گونه‌ای که در کشورهای دموکراسی سابقه دارد و عمل می‌شود. دیکتاتورها اما «انتخابات» را از مفهوم واقعی کلمه تهی و به ابزار استمرار استبداد تبدیل کرده‌اند.

محمدعلی‌شاه بدبخت علت عنادش با مشروطۀ نوپای ایران این بود که به‌قول خودش نمی‌توانست بنشیند و تحمل کند کدخدا باقر بقال در مجلس شورای ملی برای ناهار خوردن او تصمیم بگیرد و قانون وضع کند. اگر زنده می‌ماند و می‌دید انتخابات را به‌شیوه‌ای می‌توان برگذار کرد که آشپزباشی خودش بر کرسی ریاست مجلس یا ریاست دولت تکیه زند، مجلس را به توپ نمی‌بست و بر قانون اساسی فاتحه نمی‌خواند.

این نوع استبداد ملبّس به لباس قانون یا مستظهر به کلمۀ «انقلاب» را امروزه ملت‌ها تاب نمی‌آورند و نمی‌خواهند برده و بندۀ خودکامگانی که به مسند قدرت چسبیده‌اند باقی بمانند. اما با دست خالی در مقابل حکومت‌های مجهز به انواع سلاح‌های کشتار و زندان‌های مخوف و قاضیان خون و جلادان و شکنجه‌گران کاری از دستشان برنمی‌‌آید مگر آن که حمایت جامعۀ جهانی را پشت سر داشته باشند و هرگاه نهضتی به‌پا ساختند و دیوانۀ خودکامه و خودخواهی مثل معمّر قذافی خواست با توپ و تانک و هواپیما جوابشان بدهد، دنیا به کمکشان برخیزد.

سازمان ملل متحد مرجع صلاحیتدار چنین حکمیتی است به شرط آن که دستش باز و تصمیماتش دارای ضمانت اجرا باشد.

 
کلیدواژه ها: , , , , , , ,
  1. amirtous says:

    Manoochehr khan salam,
    ma mardom koli be shoma omid va fekr baste boodim, che shod ke raked shod?
    Ba dorood

  2. پرویز says:

    جانا سخن از زبان ما میگوئی!