Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > داستان موش و گربه واتهام جاسوسی به صانع ژاله + ویدئو
artcile
حسین شریعتمداری و صانع ژاله

داستان موش و گربه واتهام جاسوسی به صانع ژاله + ویدئو

۱۲ اسفند ۱۳۸۹

نجفقلی خان صمصام‌السلطنه بختیاری با آن که شش بار وزیر و هفت بار نخست‌وزیر شده و از تموّل کافی هم برخوردار بود سادگی ایلیاتی خود را تا آخر عمر از دست نداد. به‌زبان ساده، یک لُر تمام‌عیار بود. تُک‌زبانی حرف می‌زد و گاهی هم کلمات را غلط ادا می‌کرد. مثلا «مستمسک» را «دستمسک» می‌گفت.

در دورۀ چهارم قانونگذاری، صمصام‌السلطنه از تهران وکیل شد و ریاست یکی از دو فراکسیون اقلیت و اکثریت را داشت. رئیس مجلس ـ مرحوم مؤتمن‌الملک ـ از رؤسای دو فراکسیون خواسته بود اسامی اعضای فراکسیون را به او بدهند. با تعجب مشاهده کرد که اسم یکی از وکلا در هر دو لیست آمده است. به مرحوم صمصام‌السلطنه گفت اسم فلان‌الدوله را شما اشتباهاً در فهرست اعضای فراکسیون خودتان قید کرده‌اید، حال آن که او عضو فراکسیون دیگر است.

صمصام‌السلطنه سرش را به گوش مؤتمن‌الملک نزدیک کرد و به‌طوری که کسی نشنود گفت «فلان‌الدوله جاسوس ما در فراکسیون آنهاست»!

فرنگی زبان‌ها به این گونه جاسوسان یا عوامل نفوذی تُپ (Top) می‌گویند که از ریشۀ لاتین و در اصل به‌معنای موش کور است. جانوری از طایفۀ پستانداران که در زیرزمین زندگی می‌کند و گرچه نابیناست در حفاری و نقب زنی و از سوراخی به سوراخ دیگر سر فرو بردن مهارت تام دارد.

وکیل مجلس را جاسوس نامیدن، آن هم به زبان لُری و به‌قصد مصادرۀ او، البته صورت مضحکه دارد و بی‌جهت نبود که دکتر مصدق گاهی در نطق‌هایش برای تلمیح می‌گفت «فلان موضوع را به‌قول مرحوم صمصام‌السلطنه، دستمسک کرده‌اند!».

اما بر کفن جوانی دانشجو که در راه عقیده‌اش جان باخته، وصلۀ جاسوسی چسباندن و کارت بسیجی برای او جعل کردن، اشک بر چشم انسان می‌آورد. این شناعت و دنائتی است که حکومتگران بی‌وجدان در حق صانع ژاله مرتکب شدند. خبرش را جداگانه می‌خوانید و ما به همین اشاره اکتفا می‌کنیم.

برای مشاهده نوار ویدئوئی از اتهامات حسین شریعتمداری به دانشجوی جوان صانع ژاله روی تصویر زیر کلیک کنید

حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان

اما چون صحبت جاسوسی و خبرچینی به‌میان آمد، عطف به خبر مندرج در صفحۀ ۷ شمارۀ گذشته، می‌پردازیم به تازه‌ترین داستان موش و گربه.

حضور یک گربۀ چاق و چلّه بر روی میز هیأت وزیران بریتانیای کبیر، از طرف طنزنویسان انگلیسی به‌عنوان اقدامی ضد جاسوسی تعبیر شده است. آنها نوشته‌اند چون در عمارت شماره ۱۰ داونینگ‌استریت، مقر نخست‌وزیر انگلستان، تعدادی Top پیدا شده بود دیوید کامرون تصمیم گرفت مبارزه با این جاسوسان خطرناک را به «لاری» واگذار کند. گربه‌ای که در شکار موش از مهارت کافی برخوردار است و می‌داند چگونه باید «تُپ»ها را شناسایی و ردیابی کرد و به عملیاتشان خاتمه داد.

بی‌مناسبت نخواهد بود که همکاران انگلیسی ما این حکایت را برای دیوید کامرون نقل کنند:

تاجری در هندوستان به شهری رسید که اهالی آن از دست موشان سخت در عذاب بودند. پرسید مگر در این شهر گربه پیدا نمی‌شود؟ اهل شهر گفتند ما گربه ندیده و چیزی درباره‌اش نشنیده‌ایم. تاجر کرمانی در سفر بعد، گربه‌ای از آن ولایت به همراه برد و در شهر رها کرد. گربه در حملات تاکتیکی، تعدادی از موشها را کشت و خورد، بقیه را هم فراری داد. اهالی چون این عملیات را از گربه دیدند سخت هراسان شدند که بعد از خوردن موشان، نوبت خوردن آدمها خواهد رسید.

ناگزیر، شهر را به گربه وانهادند و از آنجا کوچ کردند و در حوالی چادر زدند. بعد از چند روز یک نفر را به‌رسم جاسوسی فرستادند که سر و گوش آب بدهد و از احوال گربه برایشان خبر بیاورد. او رفت و گربه را از دور بر سر دیواری دید. ترسان و لرزان گریخت و به اهالی شهر گفت گربه را دیدم که دست به سبیل‌های خود می‌کشید و به‌زبان حال می‌گفت اگر یک نفر از شما را زنده بگذارم این سبیل‌ها را خواهم تراشید!

 
کلیدواژه ها: , , , , ,

Comments are closed.