Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > تامین رضا شاه به احمد شاه و نخستین اعلامیه او در نخست وزیری
artcile
مشاورین رضا شاه

تامین رضا شاه به احمد شاه و نخستین اعلامیه او در نخست وزیری

۱۲ اسفند ۱۳۸۹

احمدشاه پیش از آن که فرمان ریاست وزرایی سردار سپه را صادر کند، توسط وزیر مختار انگلیس (سِر پرسی‌لورن) تعهدنامه‌ای از وی گرفته بود به این شرح: «من تعهد می‌کنم که همۀ وسایل سفر اعلیحضرت را به اروپا فراهم کنم به‌طوری که هیچ تأخیری در این امر رخ ندهد. علاوه بر این از هرگونه مخالفت با مسافرت اعلیحضرت جلوگیری کنم. اعلیحضرت را تا مرز ایران همراهی خواهم کرد تا سلامتی جان اعلیحضرت تأمین باشد و همۀ احترامات لازم را نسبت به مقام ولیعهد رعایت می‌کنم».

رضا شاه احترامات نسبت به نهاد سلطنت را رعایت می کرد

وی به عهد خود وفا کرد. شاه را تا سرحد بدرقه کرد و در بازگشت به تهران، نخستین اعلامیه خود را به‌عنوان «رئیس‌الوزرا و فرمانده کل قوا» انتشار داد:

«همه کس اوضاع قشون، درجۀ اهمیت و آسایش ملت و تمرکز قوای مملکت و میزان عظمت و قدرت حکومت را در سه سال قبل می‌داند و اوضاع اجتماعی و سیاسی امروزه را که نتیجه مستقیم سه سال زحمت و خدمت و عشق مفرط اینجانب به بسط قوای نظامی بوده است می‌بیند. تصور می‌کنم لازم نباشد در این موضوع کلمه‌ای بنگارم زیرا میزان سنجش هرچیزی همانا عمل است.

اگر اینجانب تا امروز از خطّه اصلاحات نظامی انحراف نورزیده و حاضر نشده بودم که وارد یک منطقه وسیع‌تری از خدمات اجتماعی شوم آثار خودسری و طغیان و بسط نفوذ حکومت مرکزی در انحاء دوردست کشور از هر چیزی لازم‌تر بوده است زیرا هیچ مملکتی به طرف ترقی و تعالی نخواهد رفت مگر آن که بدواً اصول امنیت در تمام جوانب آن توسعه یافته باشد و نظر به این اصل روشن بود که تقریباً از سه سال قبل بلاتردید به تعقیب این موضوع اساسی پرداخته با هر فداکاری و زحمتی بود به تجهیز مقدمات امر شروع تا آن که بحمدالله امروزه اصول مرکزیت و وسایل آسایش و امنیت کاملا فراهم و اساس هرج و مرج و اغتشاشات داخلی یکسره نابود گشته است لازم شد دومین قدم را به طرف آرزوهای ملی که عبارت از سیر به طرف ترقی و تکامل است برداشته شود.

مبنی بر همین نظریه است که اینجانب با وجود گرفتاری در امر نظام و عشق مفرطی که در تنسیقات و انتظامات قشونی دارم معهذا خواست خداوندی و استظهار مراحم ملوکانه و احساسات هموطنان را در قبول زمامداری مملکت استقبال کرده و در طی این عقیده راسخ و عزم ثابت می‌روم که یک مرتبه دیگر امتحان فداکاری و خدمتگزاری را به ملت شرافتمند ایران بدهم.

البته عامّۀ اهالی می‌دانند که همیشه عمل فرع اراده و اراده تابع عقیده و بالاخره از روی صدق نیَت و عمل است که می‌توان به اجرای مقاصد مکنونه موفق شد.

اینجانب هیچوقت تاکنون معتقد به اظهار یک سلسله الفاظ با رونق ولی عاری از حقیقت و جملات مشعشع ولی غیر متعقب به‌عمل نبوده و پیوسته عقیده داشته‌ام که بواسطۀ عمل بهتر می‌توان حقایق را گفت تا به‌واسطۀ الفاظ. از این رو بدون این که به تدوین فصول و ترتیب مواد و بالجمله ذکر الفاظ و کلماتی که سرمایۀ بدبختی این مملکت و اسباب تشتّت فِرَق و مایۀ جلب قلوب عوام محسوب می‌شود مبادرت نمایم. خاطر هموطنان را مستحضر می‌دارم که به‌اتکاء به نیّت پاک و صحّت عمل خود و به استظهار احساسات و حوائج عمومی پروگرام خود را به دو جملۀ ذیل محدود می‌سازم:

۱ـ حفظ حقوق مملکت

۲ـ اجرای قانون

در خاتمه از صمیم قلب آرزومندم که صمیمی‌ترین آمال و آرزوی من در ضمن حفظ اصول مشروطیت و تسریع افتتاح مجلس مقدس شورای ملی و معاضدت نمایندگان ملت در اجرای جملات فوق به‌مورد اجرا و عمل گذارده شود. ضمناً به‌لطف خدا امید است که عموم هموطنان عزیز به‌نوبۀ خود در پیشرفت این عقیده قلباً به من کمک نمایند ـ رئیس‌الوزرا و فرمانده کل قوا ـ رضا».

از خصوصیات رضاخان سردار سپه عطش فراگیری بود. او که راهی طوفانی را از سربازی ساده تا ریاست دولت در زمانی کوتاه طی کرده بود، با ذکاوت فوق‌العاده‌اش بهتر از هر کس می‌دانست تا چه حد به فراگرفتن رموز و شناختن راه و چاه سیاست نیازمند است. منطقی‌ترین راه برای رفع این نیاز استفاده از نظریات و تجربیات شخصیت‌های ورزیده و صاحب‌نظر در امور سیاسی بود. با چنین هدفی، چند گروه مشاور برای خود برگزید.

گروه سوسیالیست‌ها به‌زعامت سلیمان‌میرزا (اسکندری) و سید محمدصادق (طباطبائی) نخستین مشاوران سیاسی سردار سپه بودند که در زمینه‌سازی برای صدارت او نقش داشتند و بخشی از پست‌های کابینه به آنها واگذار شد.

تیمورتاش و داور و دبیر اعظم بهرامی گروه دیگری از مشاوران او را تشکیل می‌دادند. این گروه، به‌ویژه در زمینۀ تجددطلبی بر ذهن و فکر سردار سپه تأثیر می‌گذاشتند.

علی‌اکبر داور که در سویس تحصیل حقوق کرده و اندکی پس از کودتای ۱۲۹۹ به ایران بازگشته بود در بهمن‌ماه ۱۳۰۰ اقدام به انتشار روزنامۀ «مرد آزاد» کرد. روزنامه‌ای که افکار تازه را با قلمی ساده و منطق محکم منعکس می‌ساخت. او به بازسازی اقتصادی و فرهنگی ایران عقیده داشت و بر این باور بود که چنین تحولی به‌قول خودش از «رجال پوسیده» ساخته نیست و احتیاج به رهبری جوان و توانا دارد.

مقاله‌های داور در «مرد آزاد» اندیشه‌های نوآورانۀ او را منعکس می‌ساخت. ازجمله این که:

«وضع ایران امروز بدتر از پنجاه سال پیش نیست ولی دنیای خارج نسبت به پنجاه سال پیش آبادتر شده است. در روزگاری که مردم در همه جا مثل ما با دست کار می‌کردند و با اسب بار می‌بردند زندگی ما و اروپائیان فرق چندانی نداشت. ظهور انقلاب صنعتی در غرب و بنای جاده و راه‌آهن در آنجا، ملت ما را به وضع اسفناکی عقب انداخت. در هنگامی که این انقلاب صورت گرفت ایرانی‌ها در خواب بودند. وقتی چشم گشودیم و دیدیم دو اروپایی قوی‌هیکل بی‌دعوت در دو سوی بالین ما ایستاده‌اند خطر را احساس کردیم ولی آن را نشناختیم. چند سالی بیشتر وقت باقی نمانده که روس و انگلیس دوباره ایران را به دو منطقۀ نفوذ تقسیم کنند و ما را به فقر و فاقه اندازند. ژاپن چهل سال پیش چه کرد؟ آیا قصیده و غزل سرود؟ آیا تسبیح انداخت و استخاره کرد؟ آیا فریاد برآورد و به زمامداران خود لعنت فرستاد و خارجیان را سد راه ترقی خود خواند؟ آنها فهمیدند که باید شبکۀ خط آهن و سپس مدرسه و دانشگاه و بیمارستان بسازند».

در مقالۀ دیگری نوشت:

«مادام که ما خود را وقف انقلاب اقتصادی نکنیم چیزی به حرکت درنمی‌آید و تغییری صورت نمی‌گیرد. ما ملتی فقیر، گرسنه و ژنده‌پوش می‌مانیم و همچنان زجر می‌کشیم. ما شش هزار سال تاریخ داریم ولی این که کارخانه، راه‌آهن، مریضخانه یا مدرسه نمی‌شود. مدرسه هم به‌تنهایی بدون اصلاحات اقتصادی، و مادام که محیط بیرون همچنان آلوده به ادبار و فلاکت است چیزی را تغییر نمی‌دهد. ابتدا باید قرائنی از رفاه پدیدار شود تا دانشگاهها و کتابخانه‌ها بتوانند وظایف خود را انجام دهند. هرگاه ما دست کم صد فرسخ راه‌آهن، راههای شوسه در شرق و غرب، سدهایی بر روی رود کارون داشتیم و آفت ملخ را از میان بردیم آنوقت می‌توانیم در مراسم فارغ‌التحصیلی هزار ایرانی از مدارس عالی شرکت کنیم».

در اردیبهشت ماه ۱۳۰۲ علی اکبر داور که این زمان نمایندۀ مجلس بود «حزب رادیکال» را تشکیل داد و در بیانیه‌ای مشتمل بر ۳۲ماده، مرامنامۀ حزب را تشریح کرد. اهمّ این مواد عبارت بود از تحکیم حکومت مشروطه، انتخابات آزاد با رأی مخفی، جدایی دین و سیاست، الغای کاپیتولاسیون، برابری افراد ملت و ایمنی آنها در پناه قانون، احیای اقتصادی کشور از راه انقلاب صنعتی و کشاورزی، تعویض آلات و ابزار قدیمی مورد استعمال کنونی با ماشین‌آلات تازه‌ساز، تصویب قوانین مناسب در زمینۀ زراعت، صنعت و تجارت متناسب با اقتصاد پیشرفته.

چندی پس از آن، سردار سپه گروه دیگری را بر این دو گروه افزود. اعضای گروه سوم عبارت بودند از میرزا حسن خان مستوفی‌الممالک، میرزا حسن خان مشیرالدوله (پیرنیا)، دکتر محمدخان مصدق‌السلطنه، آقا سید حسن تقی‌زاده، میرزا حسین خان علائی، حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی، مهدیقلی‌خان مخبرالسلطنه (هدایت) و میرزا محمدعلی خان ذکاءالملک (فروغی).

دولت‌‌آبادی در خاطرات خود می‌نویسد «این مجلس مشاوره خصوصی هرچند روز یک مرتبه در خانۀ یکی از اعضاء شبانه منعقد می‌شود و هرکجا باشد سردار سپه در آنجا حاضر می‌گردد و در کارهای جاری صحبت می‌دارد مخصوصاً در امور مالی و اقتصادی و گاهی هم در آخر شب‌ها در منزل خودش مجلس منعقد می‌گردد و پیشخدمتان و دربانان فردفرد اعضاء را می‌شناسند. سردار سپه در مجلس اول نطق متینی می‌کند در لزوم خاتمه دادن به اوضاع ناهنجار گذشته و شروع به اصلاحات اساسی و تقاضا می‌کند با این جمع جلسه‌های مرتبی داشته باشد و هرچه می‌کند با شور آنها بکند تا برای کسی جای نگرانی نباشد که کارهای او بر وفق صلاح مملکت است».

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , , ,
  1. محمد says:

    روح این مرد بزرگ شاد که با دست خالی و بدون وابستگی بخاندان قاجار و سایر اقوام و فقط با اتکا به نیروی فکری شخصی وهمراه با مشاوران صدیق خود مدت ۱۷ صمیمانه و تنها با پشتکار خود کشوری را که لا اقل ۴۰۰ سال اسیر حکام ضعیف النفس و بی اراده که تمام انها اسیر چنگال پوسیده خرافات و مذهب بودند توانست کشور ایران را بسر منزل رهائی و تمدن و خوشبختی هدایت نماید . حیف که تحولات بین المللی و مخصوصا حنگ دوم جهانی امانش نداد.و این مرد بزرگ وطن پرست با تبعید بکشور بیگانه چشم از جهان بست . روحش شاد

  2. کورش says:

    او بزرگ مردی دانا و توانا بود، که همانند سربازی میهن پرست دشمنان کشورش را تار و مار و راه تعالی و پیشرفت ایران را هموارنمود.روانش همواره شاد باد.