Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > عباس میلانی : امریکا با اتمی شدن ایران در زمان شاه موافق نبود
کتاب عباس میلانی

عباس میلانی : امریکا با اتمی شدن ایران در زمان شاه موافق نبود

۱۹ دی ۱۳۸۹

در مطلبی که در وب سایت رادیو فردا به نقل و با ترجمه از مجله “فارین پالیسی” منتشر شده است ، دکتر عباس میلانی پژوهشگر برجسته ایرانی که از او قبلا کتابی را در باره هویدا خوانده ایم و چند روز پیش کتاب جدید او در باره شاه منتشر شده است  ، روابط دولت شاهنشاهی با ایالات متحده را در زمینه  دسترسی  ایران به دانش اتمی بررسی می کند و می گوید بر خلاف آنچه از طرف جمهوری اسلامی و پاره ای از رسانه ها ادعا می شود ، امریکا به دارا بودن دانش هسته ای در ایران نظر مثبتی نداشته است . چکیده مقاله دکتر عباس میلانی را به نقل از سایت رادیو فردا با هم بخوانیم :

شاه در آخرین سفر به امریکا

عباس میلانی، استاد دانشگاه استفورد در مطلبی در نشریه «فارن پالیسی» به موضوع برنامه اتمی ایران پرداخته و نوشته است، حتی بیش از سه دهه پیش و پیش از این که نظامی به نام جمهوری اسلامی در ایران باشد، غرب در تلاش بود جلوی ساخت و گسترش بمب اتمی در ایران را بگیرد.

آقای میلانی در این نوشته می گوید: «در مورد مذاکرات اتمی با ایران خیلی حرف ها مطرح می شود که البته دقیق هم نیست. مثل این که می گویند غرب در مورد سیاست های اتمی ایران، استاندارد دوگانه استفاده می کند. اما آمریکا و غرب به همان محمد رضا پهلوی که می گویند دوست و متحد شاه بود هم حاضر نبودند بمب اتمی بدهند ولی رآکتور مشکلی نبود، حاضر بودند شمار زیادی رآکتور به او بدهند. اما جمهوری اسلامی این مسئله را وارونه کرده و محمود احمدی نژاد در گفت وگویی با هفته نامه اشپیگل گفت: همین آمریکا و اروپا حاضر بودند ایران اتمی بشود ولی حالا که ماهستیم، با آن مخالفت می کنند.»

در ادامه آمده است: «حتی شماری از روشنفکران غربی هم در این دام افتاده اند و منتقد سیاست های دوگانه دولت آمریکا در برابر شاه و احمدی نژاد هستند. دولت آمریکا هم به رغم این که هزاران مدرک در اختیار دارد، نتوانسته دیپلماسی عمومی خوبی بازی کند.»

در واقع، آمریکا پشت درهای بسته و از راه های دیپلماتیک درباره هدف اتمی شدن ایران، با شاه گفت وگوهای جدی داشت. مدارکی که امروز از مرکز کتابخانه نیکسون کارتر، شورای امنیت ملی (کاخ سفید)، وزارت انرژی و پنتاگون آزاد شده که نشان می دهد دقیقا همین مسائلی که الان در مورد برنامه اتمی جمهوری اسلامی مطرح است، آن زمان با شاه ایران مطرح بوده است. آن زمان هم شاه اصرار داشته که تحت ان پی تی، چرخه سوخت داشته باشد و آمریکا می خواسته تامین سوخت را تضمین کند و یا حتی با چرخه سوخت ایران خارج از مرز موافقت کند ( که در قالب پیشنهاد روسیه هم این اواخر مطرح شد) و آمریکا قول داده بوده ایران را در یک کنسرسیوم سوخت بین المللی وارد کند. شاه با این که گفته بود دنبال بمب اتمی نیست، اما حاضر نبود با ایران مانند یک کشور جهان سومی رفتار شود. مدارکی که تازه آزاد شده، بسیار موثر و دقیق است تا دروغ پراکنی های نظام جمهوری اسلامی در مورد استاندارد دوگانه را برملا کند و همچنین راهنمای خوبی برای غرب در مذاکرات است که بتواند از سد ملی گرایی ایرانی ها چه به شکل عمل گرایانه و چه به شکل شعاری، استفاده کند.

عباس میلانی در ادامه نوشته است: برنامه اتمی ایران در سال ۱۹۵۹ شروع شد و آغاز آن توسط رآکتور کوچکی که آمریکا به دانشگاه تهران و در قالب برنامه «اتم برای صلح» آیزنهاور، رییس جمهوری وقت آمریکا هدیه کرد، شکل گرفت. ولی آن رآکتور کوچک به نماد قدرت برای شاه پهلوی تبدیل شد. با درآمد بالای نفت و برنامه برای قدرت برتر منطقه، برنامه اتمی بهترین قطعه این پازل بود. شاه در ۱۹۷۳ علی اکبر اعتماد، کارشناس و استاد فیزیک اتمی را به دربار خواند و به او گفت که خواهان برنامه اتمی است و خواستار یک طرح کامل برای این مسیر شد.

دو هفته بعد، شاه دوباره با اعتماد دیدار کرد. شاه به سرعت مدرک ۱۳ صفحه ای که آماده شده بود را خواند و رو به نخست وزیر کرد و از او خواست گران ترین و پرهزینه ترین برنامه ای که در تاریخ دولت شاهنشاهی ایران تعریف شده بود را، تامین مالی کند. در هیچ جا، نه در مجلس شورای ملی و نه هیات دولت و نه در هیچ جا این پروژه مطرح نشد و حرفی هم از آن به میان نیامد. مانند خیلی سیاست های بزرگ آن زمان، یک نفر بود که تصمیم می گرفت و برنامه اتمی ایران از همان زمان آغاز شد.

نقشه شاه این بود که یک برنامه کامل اتمی راه بیافتد که بتواند ۲۳ هزار مگاوات برق تولید کند. در سال ۱۹۷۷ سازمان انرژی اتمی ایران بیش از یک هزار و ۵۰۰ نفر را در استخدام داشت و همه تحت نظر شاه بودند و بالاترین حقوق دولتی را می گرفتند. شاه پهلوی هزینه و زمان صرف کرد تا کارشناسان اتمی را در دیگر کشورهای جهان تربیت کند و ۲۰ میلیون دلار صرف این برنامه در دانشگاه ام آی تی کرد. ایران در جست وجوی منابع اورانیوم در ایران و دیگر نقاط جهان بود و چند مرکز تحقیقات اتمی در چند نقطه از ایران راه انداخت. سازمان انرژی اتمی آن زمان یکی از سازمان هایی بود که بیشترین بودجه را در اختیار داشت. در سال ۱۹۷۶ بودجه این سازمان بالغ بر ۱.۳ میلیارد دلار بود و پس از صنایع نفت ایران، دومین سازمان بزرگ اقتصادی در این شد.

در این نوشته آمده است: در حالی که آلمان و فرانسه مشتاق بودند که رآکتورهای خود را به ایران بفروشند اما آمریکا خیلی راغب نبود. طبق اسناد دولتی «آمریکا بدون ترسیم محدودیت هایی برای شاه، حاضر به معامله هسته ای با ایران نبود.» شرکت «کرافت ورک» آلمان قرار داد ساخت و راه اندازی نیروگاه بوشهر را امضا کرد تا با مبلغ سه میلیارد دلار، در سال ۱۹۸۱ آن را تحویل دهد. از آن جایی که بوشهر روی خط زلزله بود، بودجه بیشتری تخصیص داده شد تا حفاظت نیروگاه در برابر زمین لرزه، تضمین شود. گفته شده که دولت آلمان در تلاش بود تا این سرمایه گذاری در ایران را در برابر هرگونه اتفاقی، تضمین کند تا به باد نرود. شرکت های آمریکایی از هرگونه معامله اتمی با ایران تا زمانی که نگرانی های واشینگتن برطرف نشده، ممنوع شده بودند.

شاه خواهان حقوق کامل ایران تحت ان پی تی بود. پیمانی که اجازه می داد کشورها در برابر خودداری از ساخت بمب اتمی، از فعالیت غیر نظامی اتمی استفاده کنند. شاه خواهان این بود که نه تنها ایران چرخه کامل سوخت داشته باشد، که چرخه پلوتونیوم هم داشته باشد که نسبت به اورانیوم، سریع تر می توان با آن بمب اتمی تولید کرد.

عباس میلانی می نویسد: «صحبت های تحریک کننده امروز احمدی نژاد، یادآور مصاحبه شاه با روزنامه لوموند پس از امضای قرارداد همکاری ایران و فرانسه برای غنی سازی اورانیوم در فوریه ۱۹۷۴ است و وقتی که گفت: «خیلی زودتر از آن که فکر می کنید ایران بمب اتمی را در اختیار خواهد داشت.» این نظر غافلگیرانه از سوی شاه، به شکلی واکنش به نخستین آزمایش بمب اتمی در هند در سال ۱۹۷۴ بود.»

زمانی که شاه به حساسیت حرفی که زده بود پی برد، به سفارت ایران در فرانسه دستور داد بیانیه ای صادر کرده و تمامی تمایل ایران به دستیابی به بمب اتمی را بدون پایه و اساس اعلام کند. سفارت آمریکا در آن زمان در تهران به واشینگتن اطمینان داد که هنوز شاه تصمیمی برای ترک ان پی تی و ساخت بمب اتمی نگرفته است.

اما در همان زمان که تلاش می کرد به واشینگتن اطمینان دهد نقشه ای ندارد، شاه تاکید کرده بود «اگر کشور دیگری در منطقه به بمب اتمی دست یابد، آن زمان دیگر ما هم همان مسیر را خواهیم رفت.» طبق اسناد و دست نوشته های اسدالله علم، سفیر شاه در آمریکا، شاه در تمامی دهه ۱۹۷۰ تا زمان مرگ، به فکر دستیابی به بمب اتمی بود.

با توجه به اسناد وزارت دفاع و وزارت انرژی آمریکا در آن زمان، آمریکا نگران بود که برنامه پلوتونیوم ایران برای تولید ۲۳ هزار مگاوات برق، می تواند ۶۰۰ تا ۷۰۰ کلاهک اتمی تولید کند. اما در ژوئن سال ۱۹۷۴ بالاخره آمریکا تصمیم گرفت وارد معامله اتمی با ایران شده و به ایران رآکتور بفروشد آن هم آن طور که اسناد دیپلماتیک آمریکا می گوید، به شرط این که اقدامات حفاظتی و کنترل بیشتر اجرا شود. نگرانی آمریکا از بروز هرگونه ناآرامی و یا حمله تروریستی بود که ممکن بود این صنایع را به دست دیگران بدهد.

پس از این که شاه حاضر شد برخی از این اقدامات کنترلی بیشتر را در نظر بگیرد، تاکید کرد که حاضر نیست ایران متفاوت از دیگر کشورها فرض شود. در آن زمان ایران قرارداد ساخت چهار نیروگاه اتمی را با فرانسه و آلمان امضا کرده بود. شاه هم این طور نشان داده بود که قرارداد هشت نیروگاه اتمی را هم می خواهد با آمریکا امضا کند. وزارت خارجه آمریکا نه تنها از این قراردادها استقبال کرد که از شاه خواست مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار در صنایع غنی سازی اورانیوم شرکت «بک تل» در آمریکا سرمایه گذاری کند. آمریکا نگران بخش صنایع پلوتونیوم ایران بود و در حالی که تمامی تضمین ها داده شده بود، شاه پیشنهاد آمریکا را که به عنوان تنها منبع تهیه اورانیوم غنی شده برای ایران معرفی شده بود، رد کرد.

مذاکرات به درازا کشید و حتی به بن بست خورد. شاه خواهان لغو هرگونه وتوی آمریکا در کل این همکاری بود و حتی وزارت دفاع آمریکا پیشنهاد کرد که دولت آمریکا این قدر به شاه سخت نگیرد و درخواست های او را قبول کند. پنتاگون به کاخ سفید نوشت که تنش در این حوزه، ممکن است به دیگر ابعاد روابط ایران و آمریکا لطمه بزند. با توجه به این حقیقت که فرانسه و آلمان حاضر بودند جای خالی آمریکا را در این همکاری اتمی پر کنند، و این حقیقت که ایران گفته بود حاضر به همکاری های اتمی با هند است باعث شد آمریکا در موضع خود تجدید نظر کند. جرالد فورد و پس از او جیمی کارتر، حاضر شدند به شرط های شاه برسند و ضمن حفظ شرایط امنیتی و کنترلی برای جلوگیری از هرگونه تولید بمب، با ایران همکاری اتمی داشته باشند. بالاخره در سال ۱۹۷۸ کارتر موافقت نامه را صادر کرد تا شرکت های اتمی آمریکا با ایران به ویژه در حوزه تولید پلوتونیوم همکاری کنند.

در ادامه مطلب آقای میلانی آمده است: «اما در این زمان، دیگر نگرانی های بین المللی از وضعیت در ایران، در افق دیده می شد. پس از چند ماه از امضای این توافقنامه، شاه درگیر مسائل داخلی شد و دیگر نتوانست روی مذاکرات اتمی تمرکز کند. سرطان شاه و داروهایی که قدرت تمرکز و تصمیم گیری را از او می گرفتند به همراه ناتوانی سیاست خارجی دولت کارتر در شکل دهی به یک سیاست جامع خارجی در مورد ایران، باعث شد آیت الله ها سوار انقلاب شده و جمهوری اسلامی را آغاز کنند.»

به محض این که آیت الله روح الله خمینی روی کار آمد، ضمن انتقاد از سیاست های اتمی شاه، دستور داد تمامی برنامه های اتمی متوقف شود. پس از چند سال نظر خمینی عوض شد اما دیگر غرب به نیات اتمی ایران اعتماد نداشت. ترس غرب زمانی به بالاترین حد رسید که در سال ۲۰۰۲ اعلام شد تاسیسات غنی سازی در نطنز با گنجایش ۵۰ هزار چرخه سانتریفوژ راه اندازی شده و سپاه پاسداران در حال کنترل تمامی صنایع اتمی و حتی در دست گرفتن تمامی اقتصاد در ایران است.

عباس میلانی در پایان نوشته است: «متاسفانه آمریکا اجازه داد این گونه رفتار هراس برانگیزانه در مقابلش از سوی ایران شکل بگیرد و هیچ گاه در یک پیام قاطع نگفت که ایران دموکراتیک و قانون مدار می تواند فعالیت های اتمی ارزان تر و بهتر داشته باشد و می تواند تحت ان پی تی غنی سازی هم داشته باشد و به جای تشویق ایرانیان دموکراتی که با بمب اتمی مخالف هستند، مدام اولتیماتوم داد و هی مسیر و راهش را عوض کرد و تغییر داد و تغییر داد تا این که نظام جمهوری اسلامی داستان غیرواقعی خود در مورد واقعیت های اتمی را شکل داد و عرضه کرد.»

متن اصلی در فارین پالیسی اینجا

خلاصه و ترجمه در وب سایت رادیو فردا اینجا

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , , ,

Comments are closed.