Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > زنان ایرانی > سیمین بهبهانی از زندگی خود و سنگسارسکینه آشتیانی سخن می گوید
artcile
سیمین بهبهانی و سکینه آشتیانی

سیمین بهبهانی از زندگی خود و سنگسارسکینه آشتیانی سخن می گوید

۱۶ مهر ۱۳۸۹

مدتهاست که از سیمین‌خانم بهبهانی خواهش کرده‌ام که یک زندگینامۀ صمیمانه برایم بنویسد بی هیچ پرده‌پوشی؛ و او با دلاوری همیشه، قول این کار را داده و کار را دست گرفته است.هفتۀ گذشته بخشی از زندگینامه را برایم فرستاد اما نکتۀ جالب در آن، این بود که سیمین به ناگهان در وسط شرح روزگاری که به دانشکدۀ حقوق می‌رفته و حقوق قضایی می‌خوانده است، با یاد استادان بزرگ حقوق آن زمان، به داستان خانم سکینه آشتیانی و این همه سر و صدا که دربارۀ او به‌راه افتاده است، پرداخته. شاعر است و وقتی از او می‌خواهی زندگینامۀ خود را بنویسد به زندگی در خطر افتادۀ آدمها می‌پردازد. این بخش از خاطرات و اشارۀ او سخت خواندنی است خاصه آنکه در آخر مطلب خود متوجه شده که نگرانی زندگی سکینه بر زندگینامه او سایه انداخته و می‌نویسد: «زندگینامه من از کجا آمد و به کجا کشید».

در ۱۳۴۱ پایان‌نامۀ تحصیل در رشتۀ حقوق قضایی گرفتم. حالا می‌توانستم در «دادگستری» شغلی به‌دست آورم یا وکیل دعاوی شوم، اما تدریس را عاشقانه دوست داشتم و رهایش نکردم. مطالعه در امور قضایی مرا وانگذاشت و از مطالب حقوقی، حقوق مدنی و حقوق جزا و فقه و اصول را دوست‌تر می‌داشتم.

درس اصول را که قوانین اسلامی بر بنیاد آنها تدوین و از آیات قرآن برگرفته شده بود، بسیار دوست داشتم. استاد ما ـ در رشتۀ اصول ـ روانشاد میرزا محمودخان شهابی، و استاد فقه ما برادر ایشان، دکتر علی اکبر شهابی (۱۲۸۷ـ۱۳۶۷)، بود. زنده‌یادان، استاد محمد مشکات (۱۲۸۰ـ۱۳۵۹) و استاد محمد سنگلجی (متوفا در ۱۳۵۹)، نیز فقه تدریس می‌کردند که محضرشان به‌راستی بی‌نظیر بود.

این استادان از روحانیان متجدد بودند و به‌اجماع و تطابق قوانین با زمان اعتقاد داشتند. به‌یاد دارم که استاد سنگلجی همیشه از ارتجاعِ بعضی از روحانیان گله داشت و می‌گفت «در عصری که آدمها به فضا می‌روند، روحانیان ما هنوز دربارۀ کرایه شتر بحث می‌کنند» روانشان شاد باد!

راستی یادم افتاد که این روزها صحبت دربارۀ خانم سکینه محمدی آشتیانی نقل مجالس است.این خانم را به «زنای محصنه» و شرکت در قتل شوهر مجرم شناخته‌اند و ایشان، به‌تازگی، پس از تحمل چند سال زندان، به‌جرم خود اقرار کرده است. فعلا کاری ندارم که شریک قتلِ همسرش بوده است یا نه. بازمی‌گردم به اتهام «زنای محصنه» او و اندیشۀ اتهامی از این دست، با تکیه به آنچه از آموزش در دانشکدۀ حقوق در خاطر دارم.

مجازات «زنای محصنه» سنگسار است! اما شرایط اثبات آن چندان سخت و پیچیده است که در تاریخ کشور ما، باوجود مذهب هزار و چهار صد سالۀ اسلامش، موردی از آن به‌چشم نخورده (البته با مطالعۀ اندکی که من دارم). اما در سی و یک سال اخیر مواردی از آن به‌تکرار رخ داده است.البته یکی دو مورد از مجازات سنگسارِ مردان در خلال تاریخ دیده شده است که اکنون مورد بحث ما نیست ـ البته نه به‌علت «زنای محصنه».

بی‌گمان، شرایط سختی که برای اثبات این جرم باید موجود باشد، موجب شده است که سنگسار نزدیک به ناممکن بماند.

نخستین شرط اثبات، وجود چهار شاهد عادل است که انتخاب آنان چندان آسان نیست؛ دوم آن که شهادت باید عینی باشد و حال این سؤال مطرح است که عمل زنا که هیچ، عمل روا را هم مگر میان کوچه و بازار و سر گذر انجام می‌دهند که بتوان شهود عادلی برای اثبات آن فراهم آورد!

البته در میان اعراب بدوی و خیمه‌نشینان قرون گذشته در شهرهایی مانند مدینه و مکه ـ که کانون تجارت و محل ارتباط و آمد و شد بوده‌اند ـ ممکن بوده که چنین عملی به‌ندرت اتفاق بیفتد. اما در روزگار ما و در کشورهای مسلمان این اتفاق ناشدنی است. سوم چگونگی تحقق عمل زناست.در این مورد شرایط سختی پیش‌بینی شده است، ازقبیل آن که صرفاً حضور دو جنس مخالف در یک فراش «موجب تنفیذ حکم زنا نیست» و «دخول» شرط لازم آن و میزان و چگونگی این «دخول» هم به‌صراحت معین شده است. (قضیۀ «نخ» را فراموش نفرمایید با اینکه در مورد صحت آن مطمئن نیستیم!) باوجود این شرایط، ممکن است اثبات زنا از طریق شهادت بسیار مشکل و شاید محال باشد.

حال برویم بر سرِ اقرار. ممکن است کسی زنای محصنه کرده و دچار عذاب وجدان شده باشد و با پای خود بیاید و پیش قاضی یا حاکم شرع به‌عمل خود اقرار کند. قاضی باید اطمینان حاصل کند که این شخص راست می‌گوید. به‌همین منظور اقرار باید در «چهار مجلس» انجام پذیرد، با فاصلۀ زمانی کافی برای تغییر حالت عصبی و به‌منظور ایجاد آرامش منطقی و عقلایی و من اضافه می‌کنم که اگر کسی در طی این «چهار مجلس» آرامش نیافت و از اقرار پشیمان شد آیا واقعاً انسان قابل ستایشی است و گناهش در خور بخشایش و یا این که مجنون است و مجازات بر مجنون جایز نیست.

زندگینامۀ من از کجا آمد و به کجا کشید؟! به‌گمان من این همه دلیل برای بخشایش خانم سکینه محمدی آشتیانی موجود است که مهمتر از همه ترحم بر انسان ممکن‌الخطاست و تبدیل موجبات تبدیل غرایز شیطانی به محسنات انسانی.در مورد شرکت در قتل هم این چند سال زندان که او را در خود فشرده است برای تنبیه او حتماً کفایت می‌کند اگر به‌راستی مجرم باشد. فعلا خسته شده‌ام، باقی زندگینامه باشد برای بعد. خداحافظ.
۲۵/۵/۱۳۸۹

 
کلیدواژه ها: , , , , , ,
  1. جوادی says:

    درود بر شیر ئن ایرانی خنم سیمین بهبهانی