Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > فاشگویی فاطمه رجبی
artcile
فاطمه رجبی جمهوری را رد می کند

فاشگویی فاطمه رجبی

۴ شهریور ۱۳۸۹

مرگ بر آمریکا… مرگ بر اسرائیل… درود بر شیرزن اسلام، فاطمه خانم رجبی. برقرار باد «رجانیوز» ناشر شعائر اصیل انقلاب و مفاهیم اسلام ناب محمدی.

بی‌پرده بگویم، بندۀ نگارنده ستایشگر صراحت فاطمه خانم و جسارت محمود آقاست. محمود احمدی‌نژاد را می‌ستایم به‌دلیل این که هرچه هست و هرکه هست، مردی است جسور. پای حرفش می‌ایستد و دست حمایتش را از پشت دوستان برنمی‌دارد. اگر جز این بود الان اسفندیار رحیم مشائی یا مثل سعید حجاریان روی صندلی چرخدار نشسته بود و یا مثل غلامحسین کرباسچی و عطاءالله مهاجرانی در گوشه‌ای دورافتاده از دیدگاه ولی فقیه غاز می‌چراند. اینجا

و اما فاطمه خانم رجبی، از زیر چادر زنانه حرفهایی می‌زند که مردهای ریش‌دراز پر مدّعا در سینه دارند و جرأت بر زبان آوردنش را ندارند.

فاطمه رجبی :اصلا ما دنبال حکومت اسلامی بودیم، نمی‌دانم جمهوری اسلامی از کجا پیدا شد ؟

این آخرین کلام فاطمه حرف اول و آخر است. «کلام‌الفاطمه خاتمه‌الکلام». حرف دل امام (ره) است و امام (اَه). امام قبلی (رحمت‌الله علیه) در شرایطی به امامت رسید که اوضاع

سید علی آقا ترجیح داد حرف دلش را بر زبان نیاورد و چند سالی صبر کند تا وقتش برسد و بدون مدعی و مزاحم، فتوای «التزام شرعی بر اطاعت بی قید و شرط از دستورات مقام رهبری» بدهد

و احوال اقتضا نمی‌کرد حرف دلش را صاف و پوست‌کنده بر زبان بیاورد و بگوید «اَنا امیرالمؤمنین و خلیفه‌المسلمین». امام فعلی (اعلی‌الله‌مقامه) عملا بر تخت خلافت نشست چون حکومتی را به‌ارث برد که مجلس خبرگان اول آن را از مشروطه به مشروعه تبدیل کرده بود و بعد از ارتحال امام (ره) مجلس خبرگان دوم با افزودن بر اختیارات و اقتدارات مقام معظم رهبری، امام (اَه) را رسماً در مقام امیرالمؤمنین و خلیفه‌المسلمین قرار داد. اینجا

به‌دلیل حجب و حیای ذاتی و بی‌اعتنایی به مقام و منصب دنیوی یا ملاحظۀ ریش سفیدهای حوزوی که چند قبا بیشتر از ایشان پاره کرده بودند و هنوز آن حضور و نفوذ را داشتند که بگویند «چه غلط‌ها»، سید علی آقا هم به‌تبع استادش حاج آقا روح‌الله ترجیح داد حرف دلش را بر زبان نیاورد و چند سالی صبر کند تا وقتش برسد و بدون مدعی و مزاحم، فتوای «التزام شرعی بر اطاعت بی قید و شرط از دستورات مقام رهبری» بدهد. خوب؛ حالا که «مقام معظم رهبری» تأخیر را جایز ندیده و «ولی فقیه» را جانشین پیغمبر و نمایندۀ خدا دانسته است، پس دیگر اقلیت و اکثریت و رأی‌گیری و انتخابات چه معنی دارد؟

اینجاست که فاطمه خانم رجبی سینه سپر کرده و به میدان آمده و صریحاً اعلام داشته است هیچ دلیل ندارد کشوری که رهبر، بخصوص رهبری ولایت فقیه با اختیارات تام دارد، اسمش جمهوری باشد: «اصلا ما دنبال حکومت اسلامی بودیم، نمی‌دانم جمهوری اسلامی از کجا پیدا شد!»

حرف از این منطقی‌تر نمی‌شود. همان طور که امام (ره) وقتی مصوّبۀ مجلس خبرگان اول را برای توشیح به خدمتش بردند هر جا کلمۀ «ملی» دید با دست مبارک روی آن خط کشید و نوشت «اسلامی»، امروز هم باید امام (اَه) کلمۀ نامبارک جمهوری را از قانون اساسی حذف کند و محکم توی دهان ابلهانی بزند که هرچند یک بار خودشان را لوس می‌کنند و می‌پرسند پس جمهوریت نظام کجا رفت.

«جمهوریت نظام» یعنی کشک. من وجدانم را گرو می‌گذارم و به هرکس و هر چیز شما تکلیف کنید سوگند می‌خورم که از اعماق قلب با این کلام فاطمه خانم رجبی موافقم و عقیده دارم لفظ «جمهوری» وصلۀ ناجوری است بر «نظام ولائی» و اگر روزی و روزگاری، بنا به‌مقتضای وقت، این دو کلمۀ نامتجانس را به‌هم چسبانده‌اند یک روز باید آنها را از هم جدا و اشتباه را تصحیح کرد.

فاطمه خانم رجبی راست می‌گوید که «یکی از معضلات جمهوری اسلامی همین رأی گرفتن‌ها می‌باشد. رئیس جمهور همیشه یک معضل است. چرا که وقتی رهبری سیاست‌ها و چهارچوب حرکت نظام را مشخص می‌کند، یک قدرت اجرائی به‌نام نخست‌وزیر باید این سیاست‌ها را دنبال کند». والسلام، نامه تمام!

احسنت. آفرین و صد آفرین… زنده باد فاطمه رجبی… برقرار باد رجانیوز… مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل… مرگ بر منافق در هر زمان و در هر لباس

 
کلیدواژه ها: , , , , ,
  1. اکرم says:

    مرگ و لعنت بر قلمهایی که برای جیفه چند روزه دنیا این گونه می نویسند و تایید ظالمین و ستمکاران را اینچنین که در این مقاله کرده می کنند و می نویسند.

    • sardabir says:

      دوست عزیز – ما نظر “مرگ بر… ” شما را منتشر کردیم ولی توصیه می کنیم تا پیش از درک مطلب ، احساساتی نشوید و بیهوده شعار ندهید . اگر هم از درک مطلب عاجزید ، می توانید به سایتهائی که به وفور یافته می شود و در آنجا مطالب ویژه برای کند ذهنها منتشر می شود مراجعه کنید ، نه خواندنیها . پیروز باشید

  2. جونورشناس says:

    بهتر نیست کلاغ سیاهایی مثل فاطی و اکرم برن از بقالی جمهوری سید علی بیمصرف «کشک» بخرن بسابن تا اینکه اظهار نظر سیاسی کنن؟

  3. آرش says:

    سیده اکرم:

    تمام آنها ایکه در این ۳۱ سال سران و مسئولین این رژیم از هر قماش را قبول داشته و پشتیبانی‌ کردند خود جزئ از باند این “ظالمین و ستمگران” هستند، منجمله خود شما که با نام تازی می‌نویسید و اگر از هر جناحی از رژیم جمهوری اسلامی پشتیبانی‌ کرده و می‌کنید

  4. shabahang says:

    مجید محمدی طبق معمول در رادیو فردا به یک مطلب مهم پرداخته که نه در سطح امثال اوست و نه حتا توانسته بدون تناقض در ادعا به نتیجه منطقی دست یابد از پیش فرض ها و فکت ها . تلاش بی نتیجه او برای منحرف کردن نظرها از علت العلل گرایش ضد آمریکایی در جمهوری اسلامی نیز خواندنی است :
    خصومت کور با امریکا به هر قیمت اختراع مارکسیست لنینیست ها است نه مذهبی ها . آنها از بنیاد با امریکا و هر چه غربی است بد هستند . حتا با دموکراسی و آزادی و حقوق بشر غربی ! مذهبی ها از آنها آموختند چون دیکتاتورها روش های مفید را از هم قرض میگیرند وقتی کار کرد ان ثابت شده باشد .
    اما مارکسیست لنینیست ها با شوروی و دخالت های ان در تمام نقاط جهان مشکلی ندارند بلکه ان را توجیه هم میکنند . با دیکتاتوری و دولت سالاری در اقتصاد و کودتا در افغانستان و جاهای دیگر از طرف شوروی هیچ مشکلی ندارند . دیکتاتوری کاسترو و کشتار ۵۰۰ نفری بدون محاکمه توسط چه گوارا هیچ مساله ای نیست . استالین میلیونها نفر را به سیبری فرستاد و از آنها چند صد هزار نفر زنده برگشتند حتا قابل بحث نیست . اما اگر شاه سابق ایران چند تا چریک اسلحه به دست را که علیه نظام او مسلحانه میجنگیدند محاکمه و اعدا م کند دیگر نظام سلطنتی و حتا پسر او حق فعالیت سیاسی ندارند برای همیشه !
    شما ها با این بازی با الفاظ به جایی نمیرسید . حقایق تاریخی بسیار روشن هستند .اما موسوی هم اصلاح طلب نبود و نیست . مارکسیست لنینیست های هوادار روس از ترس روی کار آمدن یک اصلاح طلب لیبرال مثل نوری یا حتا کروبی و خاتمی او را اصلاح طلب جا زدند ولی او از اول هدفش باز گرداندن خط امام بود و ممانعت از نزدیکی جمهوری اسلامی به امریکا به لحاظ تغییر سیاست در امریکا از حمله پیش گیرانه محوری بوش به دراز کردن دست دوستانه و حرکت دیپلماتیک چند وجهی اوباما.این همه که وقت میگذرد موسوی را متهم کنید که شما را وسط راه رها کرده کمی به این بیاندیشید که چه کسانی عکس او را به دست شما دادند و هنوز اصرار دارند که او مظهر سکولاریسم است و فقط بنا به مصلحت مبهم حرف میزند .اگر پروژه موسوی و اتفاقات بعدی نبود یا یک فرد لیبرال تر آبدارچی میشد و فضای سیاسی خصومت را تعدیل میکرد یا همین احمدی نژاد که جراتش از مجموع اصلاح طلبان و موسوی و چپ های هوادار او بیشتر است رابطه با امریکا را برقرار میکرد و ایران را از مدار غارت روس و چین و اعراب به مدار غرب و امریکا می برد . به لیبی نگاه کنید . از زیر ضربه خاvج شد اگر چه دموکراسی و حقوق بشر ندارد .ا ما ما هیچ کدام را نداریم فقط خصو مت کور و احتمال جنگ نابود گر و یک موسوی که تا سی سال دیگر میخواهد بگوید او برنده انتخابات بوده !

  5. ali says:

    شب دراز است یک کمی‌ صبر کنید او هم سرنوشت بهتری پیدا نمیکند.