Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > مطالب برگزیده > دختری که عکس او به جای ندا منتشر شد برای اولین بار سخن می گوید
زهرا سلطانی و ندا آقا سلطان

دختری که عکس او به جای ندا منتشر شد برای اولین بار سخن می گوید

۱۰ مرداد ۱۳۸۹


زهرا سلطانی دختری که در اوایل حوادث پس از انتخابات تصویر او به جای ندا آقا سلطان روی اینترنت پخش شده بود اینک به آلمان پناهنده شده و درشهری در نزدیکی فرانکفورت زندگی می کند . وی برای اولین بار در مصاحبه با نشریه نیویورک تایمز حکایت خود را برای این روزنامه روایت می کند .

زهرا سلطانی که عکسش به جای تصویر ندا منتشر شده بود

درد سر زهرا از آنجا آغاز شد که عکسش بوسیله فردی ناشناس از صفحه شخصی فیس بوک او برداشته شد و به عنوان تصویر ندا آقا سلطان ، در خبرگزاری ایرنا و شبکه اینترنت پخش شد .


این عکس  به غیر از رسانه ها در بعضی فیلمهائی نیز که از ماجرای ندا آقا سلطان تهیه شده بود نمایش داده شد و دختری را که ادعا می کند با فعالیتهای سیاسی میانه ای ندارد ، وادار به فرار از موطن خود و کسب پناهنگی در اروپا کرد .

زهرا سلطانی که ۳۳ سال دارد تا پیش از حوادث انتخابات در دانشگاه آزاد تدریس می کرد . وی می گوید در حال آماده کردن خود برای شرکت در سمیناری در یونان بوده که ماجرا آغاز شده است . زهرا می گوید پس از آن که عکس و فیلم او روز۲۰ ژوئن در اینترنت ورسانه های خارجی پخش شد ، با سیل تقاضا برای آشنائی افراد از راه فیش بوک مواجه شد بود . زهرا می گوید که عکسهای او تا روز ۲۳ ژوئن نیز در اینترنت منتشر می شد و روز ۲۴ ژوئن که مامورین اطلاعاتی جمهوری اسلامی در جستجوی او بر آمدند و او را با خود بردند .

زهرا سلطانی و شادروان ندا آقا سلطان

زهرا می گوید ، مامورین وزارت اطلاعات از من می خواستند در برابر دوربین اعتراف کنم . آنها می خواستند که من بگویم که داستان ندا ساختگی است و عکس مرا سفارت یونان در تهران در رسانه ها پخش کرده ، تا توجه مردم از ماجرای ندا منحرف شده و متوجه من گردد و در عین حال ادعای آنها دائر بر دخالت سفارتخانه های خارجی در تهران در حوادث پس از انتخابات تائید شود .

آنها مرا تهدید می کردند و یکی از آنها که مسلح بود به من می گفت اجرا کردن دستورات آنها برای سلامتی من بهتر است !

زهرا می گوید سرانجام روز اول ژوئیه ( دهم تیرماه ) مامورین اطلاعاتی با لیستی از مکالمات تلفنی من به خارج به سراغ من آمدند و شروع به بازجوئی در باره افرادی که من با آنها تلفنی صحبت کرده بودم کردند . وی می افزاید بعد از آن جلسه دیگر نتوانستم تحمل کنم و در فرصت کوتاهی کوله پشتی و لپ تاپ و یک ساک کوچک را برداشتم و از ایران خارج شده و به ترکیه رفتم . ندا شرح می دهد که پس از ۹ روز به یونان رفته و در اواسط ژوئیه وارد آلمان شده است .

سفارت جمهوری اسلامی در آلمان در باره گفته های زهرا تردید نشان می دهد ولی از اظهار نظر بیشتر در این باره خودداری می کند ولی “انریکو مانتی” سخنگوی اداره مهاجرت کشور آلمان می گوید « اگر ما در صحت ادعای زهرا تردید داشتیم با پناهندگی او موافقت نمی کردیم . ما راههای ویژه برای بررسی صحت اینگونه ادعاها در اختیار داریم .

زهرا می گوید « من تا پیش از این کابوس زندگی خوبی داشتم ولی در این راه قربانی رسانه ها و دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی شدم . امیدوارم رسانه ها متوجه شده باشند با من چه کرده اند» .

مشروح گزارش نیویورک تایمز به زبان انگلیسی را در اینجا بخوانید

 
کلیدواژه ها: , , , , , ,

  1. پژمان کیانی says:

    lدرود بر شما،
    من کاملاً با این خانم موافقم. رسانه ها گاه به عمد و گاه با بی دقتی و شلخته نویسی و شتابزدگی گند می زنند. بهترین گواه من هم همین نوشتۀ بالای خود شما است! در بندهای ۶ و ۷ نوشتۀ بالا، شما چهار بار به اشتباه نام «زهرا» را «ندا» نوشته اید! از این خنده دارتر تا حالا ندیده بودم!
    وای به روزی که بگندد نمک!
    بدرود

    • sardabir says:

      دوست عزیز – ما از مرجعی بودجه دریافت نمی کنیم که بتوانیم با استفاده از آن شخصی را برای ویر استاری اینگونه اشتباهات بگماریم چه این که اشتباهات بسیار بزرگتر از خطا ی ما در بسیاری از رسانه هائی که از نفرات لازم برای اداره یک وب سایت نیز برخوردارند بی سابقه نیست . البته اشتباه تصحیح شد ولی از این که شما بدون توجه به زحمتی که برای رساندن مطالب ویژه به علاقمندان کشیده می شود بی توجهی کرده و در کمال بی انصافی با استفاده از یک اشتباه در تایپ ، مچ ما را گرفته و خواندنیها را متهم می کنید متاسفیم . به قول معروف « گر تو بهتر می زنی بستان بزن » تا متوجه شوید اداره وب سایتی چون خواندنیها بدون امکانات مالی و پرسنلی که همکاران دیگر از آن خوشبختانه بهره مند هستند چقدر مشگل است . در نهایت این که ، ضمن تشکر برای تذکری که دادید ، اطمینان داریم خوانندگان خواندنیها از چنان دانش و وسعت نظری برخوردار هستند که از لغزشهای ناخواسته ما چشمپوشی کرده و این ضعف را به محتوای پربار مطالب خواندنیها می بخشند .

  2. پژمان کیانی says:

    شگفتا! حالا ما گناهکار شدیم. شما که تاب شنیدن انتقاد به اشتباه نوشتاری خودتان را، آن هم در مقاله ای که دربارۀ اشتباهات و شتابزدگی های رسانه ای است، ندارید، پس چرا می فرمایید: «نظر شما چیست؟» به فرمودۀ مولوی: «گر نداری طاقت سوزن زدناز دُم شیر ژیان هم دَم مزن!»مگر ماهیت کار رسانه ای جز این است؟ شما به هر پیشه یا فنی که می پردازید، باید آمادۀ پاسخگویی اشتباهات خود باشید. بنایی که دیوارش را کج بسازد، پزشکی که تیغ جراحی اش را در شکم بیمار فراموش کند، آشپزی که خوراک را بسوزاند، و … نویسنده ای که مطلب خود را پیش از یک بار خواندن چاپ کند، همگی خود را در معرض انتقاد قرار می دهند.کار رسانه ای همین است. شما می نویسید، من انتقاد می کنم. من می نویسم، شما انتقاد می کنید. اگر به خاطر این همه دوست بازی ها و زیرسبیلی رد کردن ها نبود، ما هم اکنون جوانانی نداشتیم که به جای «راجع به» بنویسند «راجب» یا به جای «اصلاً» بنویسند «اصلن»! اما بدبختانه هر بار کسی ایرادی به دیگری می گیرد، به زیر آب زنی، فضولی، حسادت، و … متهم می شود
    کسی شما را به خاطر لغزش ناخواسته شکنجه نکرده است! من تنها نظر خود را گفتم؛ شما هم آن را درست کردید. هرچند هنوز هم در بند هفتم همان اشتباه دیده می شود: سفارت جمهوری اسلامی در آلمان در باره گفته های ندا تردید نشان می دهد ولی از اظهار نظر بیشتر در این باره خودداری می کند…»به هر حال، از دست من دلخور هم می شوید، بشوید! بدانید که من نه شما را می شناسم و نه با شما دشمن هستم! تنها هدف من بهتر شدن زبان نوشتاری ما ایرانیانی است که گویا ساختار و دستور زبان خود را نیز فراموش کرده ایم. این اشتباه شما نیز تنها به این دلیل مهم است که اصل مقاله به اشتباهات رسانه ای می پردازد. همین!
    پیروز باشید!

    • sardabir says:

      پژمان خان گرامی – ما دلخور نشدیم فقط گله کردیم که شما ما را به شلختگی متهم کرده و می فرمائید « از این خنده دارتر ندیده بودم » . ما عمیقا به نظرهای خوانددگان نشریه خود احترام می گذاریم و هر نوع نظری را حتی بر علیه ما باشد – در صورتی نویسنده ادب را رعایت کرده باشد – منتشر می کنیم که نمونه آن نظر خود شما است .البته انتشار نظر خوانندگان موجب نمی شود که در پاره ای از موارد و زمانی که پای خود ما در میان است از پاسخ خودداری کنیم . در پاسخ به نظر شما هم تلاش کردیم تنگناهای موجود را با شما و سایرین در میان بگذاریم و نیت این نبود که بگوئیم نه خیر ! ما اشتباه نکرده ایم ……. از توجه و دقت نظر شما نیز بسیار سپاسگزاریم و امیدواریم در آتیه نیز ما را از آگاهی از نظر خود محروم نفرمائید .

  3. پژمان کیانی says:

    با سپاس از شکیبایی شما! گذشته از همه چیز، کارتان بسیار خوب است. کامیاب و سربلند باشید.

  4. mamad says:

    به هر حال عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.اشتباه همیشه وجود دارد چون انسان ذاتا جایزالخطاست.

  5. mehrdad says:

    salavat beferestid

  6. کاظم says:

    با سلام،
    من کمی با صحبت های پژمان موافقم. وزن و اهمیت این مطلب اقتضا می کند چنین اشتباهاتی قبل از خروج، بررسی و رفع گردند. همچنان خوانندگان این مطلب چون من متوجه این اشتباهات می شوند و این از اصالت مطلب حتی اگر وحی منزل هم باشد، می کاهد:ندا شرح می دهد که پس از ۹ روز به یونان رفته و در اواسط ژوئیه وارد آلمان شده است.چطور هنوز این غلط اصلاح نشده. اگر چنین شتابان در خروج مطالب عمل نمایید، صحت و سقم آنرا نیز مورد تردید قرار می دهید. آیا می خواهید اطلاع رسانی کنید یا تیشه به ریشه خود و سایر منتقدان وضع موجود، بزنید. من خودم سالیان متمادی کار مطبوعاتی کرده ام و این قبیل اشتباهات را آنقدر غیر قابل بخشش می دانم که به نظر من بایستی یک تجدید نظر جدی در روند فعالییتان انجام دهید. همیشه یا بهترین کار را انجام دهید یا هیچ کاری را به این نحو انجام ندهید.با آرزوی روزی که کیفیت حرف اول را در همه جا برند.کاظم

    • sardabir says:

      دوست گرامی – از توجه و راهنمائی شما و دوستان دیگر سپاسگزاریم و تلاش خواهیم کرد چنین خطاهائی کمتر اتفاق بیفتد ولی همانگونه که دقت نموده اید ، خطائی که در این مطلب رخ داده محدود به نام بردن از “ندا” به جای “زهرا ” بوده است که ناشی از اشتباه ماشین نویس و شتابزدگی بنده در انتشار مطلب بوده که با راهنمائی شما تصحیح شد . چارچوب و اصل خبر کامل به نظر می رسد و ایرادی در آن مشاهده نمی شود . از لطفتان سپاسگزاریم

  7. seyed40 says:

    baraaye man ham ajib aamad taa jaaie keh fekr kardam makhsusan az naame nedaa beh jaaye zahraa estefaadeh shodeh!
    in ro migan: az howle halim tu dig oftaadan!

  8. خواننده بیطرف says:

    آقای پژمان کیانی، انتقاد شما بجا بود گرچه قدری بیش از حد و شدیداللحن. تا آنجا که اشتباه را گوشزد کرده اید ، درست. ولی در ادامه بنظر میاید که دیواری کوتاهتر ازدیوار خواندنیها پیدا نکرده اید. شما خودتان تا حال هیچ اشتباه تایپی نکرده اید که متوجه آن نشده باشید؟ توجهتان را به اولین کلمه کامنت اولتان «ادرود» جلب میکنم که التبه کاملأ بی اهمیت است ولی در مقایسه با «بدرود» آخرتان میتواند باعث غلغلک شود. شما هم اگر جای سردبیر بودید شاید گله میکردید که پس از این جملات زیادی :« از این خنده دارتر تا حالا ندیده بودم! وای به روزی که بگندد نمک!» باضافه «گند» جمله دومتان و سه تا علامت(!) که قرارست تمسخر نگارنده را برساند (حداقل درکامنت شما) نظر خود را با«بدرود» بپایان برده اید که مانند نمک بر زخم پاشیدنست. حال کیست که بنوشتار فارسی در حال گند زنست؟ استفاده از شعر بزرگان در ابراز نظرتان نیز الزامأ درستی آن را ثابت نمیکند. درضمن آقا کاظم اگر بقول شما سردبیر خوانندیها که ساعتها (احتمالأ بتنهایی)مشغول گرداندن این رسانه و اطلاع رسانی بمن و شما (که برای ما مجانیست) و یا اصولأ همه باید یا « همیشه یا بهترین کار را انجام دهند یا هیچ کاری را باین نحو انجام ندهند» پس اصلاأ هیچ کاری را نباید انجام داد چون ممکنست اشتباهی چاپی اتفاق بیفتد. امروزه همه دنیا میداند که ندا در تهران کشته شده و نمیتوانسته یکسال بعد در اروپا بوده باشد. و چون بقول خودتان مدتها نگارنده بوده اید مطلع هستید که « کیفیت » یک نوشته تنها بستگی بیک اشتباه تایپی ندارد. در پایان باید عرض کنم که من نه سردبیر خواندنیها را میشناسم ونه قصد دفاع از ایشان را دارم. تنها خواستم نگاه متعادل تر و منصفانه تری راابراز کنم.
    بامید آزادی ایران

  9. Sara says:

    در کامنت های این خبر به میزان زیادی به لغزش های رسانه ای پرداخته شده است. به نظر می آید که در اینجا یک سوءتفاهم جدی وجود دارد. چه عمد و چه اشتباه، آنچه روز اول زهرا را از خانه و زندگی اش آواره کرد یک لغزش ساده خبری نبود، نیتی پلید در پس آن بود که تلاش می کرد دامن پلید جمهوری اسلامی را از قتل ندا پاک کند.عجیب است که آن اشتباه را با این اشتباه مقایسه کردید و از یک جنس دانستید.

  10. Shelakhteh says:

    واکنش خشمگینانه و توهین آمیز سردبیر به یک انتقاد به جا، بسیار نکوهیده بود. ایشان بایستی تشکر می کرد. آقای سردبیری که می نویسد و نطرات خود را در رسانه ای به خورد مصرف کنندگان می دهد طلب پدرش را از آنها ندارد. دیگران اگر ننویسند می دانند که این کاره نیستند، او که نمیداند و نمی داند که نمی داند و نمی خواهد که بداند در جهل مرکب است. باباجان فکر کردی که توی این چار سطر نوشته در هم و بر همت همه مجهولات عالم را کشف کرده ای که این قدر پز مجتوی را می دهی و بر فرق یک خواننده مطلبت که وقت گرتنبهای خود را صرف آن کرده می کوبی!

  11. هنوز برسر اصل ماجرا ، پرسش های زیادی مطرح است. شما ها برسر درستی نام یا نادرستی آن جروبحث میکنید. به قول شاملو: واقعا که ! بهتر نیست وقت ” گرانبهای ” تان راصرف کار دیگر کنید؟

  12. بابک م. says:

    راستش من هم فکر می کنم زیاده از حد به یک اشتباه کوچک پرداخته ایم و از اصل ماجرا دور شده ایم. برای من حیرت آور آن جمله آخری ست : « در این راه قربانی رسانه ها و دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی شدم . امیدوارم رسانه ها متوجه شده باشند با من چه کرده اند» . قربانی شما شدید که در آلمان پناهندگی گرفتید یا ندا که جان خود را فدای ازادی مردمش کرد در حالیکه به هیچ کس رأی نداده بود !
    اشتباه نوشتاری یا گفتاری از هر کسی بر میآید و بزرگ کردنش با لحنی تند یا تمسخرآمیز رویه درستی برای اصلاح آن نیست. از شاملو نوشتید که با تمام بزرگیش اگر اشتباهی می کرد می پذیرفت وقتی در دکلمه شعرهای حافظ اشتباه زیر را مرتکب شد:

    khaandane “Ghazal-saraa” beh jaaye “Ghazal-soraa”

    پیروز و سرفراز باشید

  13. aghazadeh says:

    این دکتر خزعلی پسر آیت الله خزعلی هم که مورد علاقه شدید سایت توده ای پیک نت است و مدت کوتاهی رفت زندان به گفته خودش انقدر سخنانش و منطقش قوی بود که بازجوها نتوانستند در مقابلش پیروز شوند پس او را آزاد کردند هم از ان خر مهره های توده ای مثل شهبازی است .میگوید جنگ مشایی با شریعتمداری و فیروز آبادی و مصباح جنگ زرگری است !خوب اصلا بعید نیست چون ما جنگ زرگری از شهریور ۱۳۲۰ تا کنون زیاد دیده ایم
    جنگ زرگری توده ای و فدایی
    جنگ زرگری موسوی و خامنه ای
    جنگ زرگری توده ای ها و کاشانی
    جنگ زرگری هاشمی و خامنه ای
    جنگ زرگری ناطق نوری و هاشمی
    جنگ زرگری دکتر خزعلی و پدرشان
    جنگ زرگری توده ایها و شریعتمداری
    جنگ زرگری فدائیان اکثریت و اقلیت
    جنگ زرگری اسماعیل نوری علا و مارکسیست ها
    ………
    مشکل این است که ما به اصل موضوع هیچ وقت نگاه نمیکنیم و فقط درگیر حاشیه هستیم .مشکل کشور ایران از زمان قاجار تا کنون ناشی از رقابت روس و انگلیس ، وروی و انگلیس ، امریکا و شوروی ، و روس و امریکا بوده و هست .مشروطه را روس ها شکستند . مصدق را شورویها و آمریکائیها خورد کردند . بازرگان و بنیصدر را شورویها با اشغال سفارت و بهشتی و با هنر را شورویها با انفجار توسط عوامل داخلی در قدرت زمین زدند .حالا هم دعوا ها بر سر چرخیدن از سرسپردگی به روسها به مدار آمریکاست ۱)مارکسیست های روسی و متحدین خط امامشان نمیخواهند این چرخش انجام شود ۲)احمدی نژاد و مشایی نه از روی عقلانیت بلکه از روی ناچاری خواهان این چرخش هستند ۳)رفسنجانی و اصول گرایان و لاریجانی و مطهری و توکلی نمی خواهند این چرخش به دست احمدی نژاد انجام شود همانطور که نمیخواستند توسط خاتمی انجام شود حقوق بشر و دموکراسی پیراهن عثمان مارکسیست ها و موسوی چی هاست .چون نه در زمان موسوی و نه تحت حاکمیت هیچ مارکسیستی حقوق بشر و دموکراسی اصلا مطرح نبوده بلکه زیر پا له شده .آنکه با تقلب از انتخابات تقلبی بیرون انداخته شد اول نوری و خاتمی بود دوم کروبی . هم موسوی چی ها هم مارکسیست ها هم حاکمیت در این تقلب هم صدا بودند و هم دست .موسوی رایش همان بود که خواندند . حد اکثر !
    همه اینها در بیرون انداختن خاتمی و جلوگیری از کاندید شدن لیبرال تر ها مثل نوری متحد بودند .
    هیچ تفاوتی بین مارکسیست ها و خط امامی ها و اصول گرایان و ولایاتی های ارزشی وجود ندارد وقتی :
    ۱) صحبت از خصومت کور با امریکا و نگاه به شرق است
    ۲)صحبت از دشمنی با اسرائیل و ماجراجویی در عراق و افغانستان و دوستی خاله خرسه با سوریه و کوبا و کره شمالی است
    بقیه اش همش جنگ زرگری است . برادر رفیق دکتر خزعلی کشف جدید حزب توده .