Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > نگاه تصاویر > تولید و نصب بشقاب ماهواره در ایران – ویدئو
تلویزیون ماهواره ای در ایران

تولید و نصب بشقاب ماهواره در ایران – ویدئو

۹ مرداد ۱۳۸۹

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , ,

  1. اگر ۷۰ میلیون بشقاب ماهواره هم بسازند ومفت ومجانی به ملت هدیه کنند. هیچ اعتباری ندارد. چرا ؟ چون هیچ خبر درست ، یا فیلم با ارزش وآگاه کننده ای از آنها پخش نمی شود. درجامعه ای که نشریات هرروز سانسور وتعطیل میشوند. درجامعه ای که حتاروزنامه نگاران خودی دربندند، درجامعه ای که هنروهنرمند را به صلابه میکشند.
    درجامعه ای که هیچ حزب وسازمان وصنفی آزاد نیست . درجامعه ای که تلویزیون جای مسجد واما مزاده هارا گرفته است. همان بهتر که جوانان وزنان ومردان نه بشقاب ماهواره داشته باشند، نه تلویزیون ونه اینهمه فیلم های مبتذل و اعصاب خورد کن.

    • کوروش says:

      خانم توکلی
      آنچه فرمودید درست، اما لااقل با داشتن ماهواره مردم آزادی انتخاب برنامه های تلویزیونی خود را پیدا می کنند.

  2. تهرانی says:

    بنظر من دست کم بیست سال مستمر تا همین اواخر دهها تلویزیون ماهواره ای به سمت ایران نشانه رفته بود ، دهها برنامه ساز و مجری خارج نشین هریک به اعتباری و با پخش برخی گفتگوهای تلویزیونی مثلاً با ملت دربند ایران سعی داشتند بیشتر خود را مطرح سازند تا نگونبختی و اسارت ملت دربند ایران را. دیدیم که هه این کانال ها به هر وسیله بیشتر برعلیه همدیگر و برعلیه اعتقادات همدیگر شاخ و شانه کشیدند و طرح وبرنامه ریختند و بدبختانه دیدیم و میبینیم که حتی نوک ارزنی هم نتوانستند به جمهوری اشغالگر اسلامی صدمه بزنند. بنابراین بنظرم گرفتاری رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی عیناً همان گرفتاری رژیم سلطنتی است زیرا هیچیک نمی خواهند و با تمام قدرت و توان میکوشند تا مردم از اظهارات و نوشته ها و برنامه های حریف مطلع نشوند. در زمان رژیم سلطنتی همه تلاشها بر این بود که مبادا مردم کتاب مارکس یا توضیح المسایل خمینی را بخوانند که نتیجا اش را هم دیدیم و اقلاً خوشحالم که ملت براثر بی سوادی و پرادعائی روشنفکرنمایان چپ آنزمان زیر بار یک رژیم مارکسیستی نرفت زیرا خود مارکسیست ها همه با صمیمیت تمام زیر بار توضیح المسایل خمینی رفتند و این است سرنوشت ملت. حالا هم رژیم اشغالگر همه توان خود را بکار میگیرد تا مبادا ملت از برنامه های تلویزیونی ماهواره ای مخالف مطلع شوند یا کتابهایشان را بخوانند….و عاقبت هم خواهیم دید که روزی نه چندان دور بازهم ملت اسیر دست رژیم دیکتاتور دیگری خواهد شد و فریب روشنفکرنمایان وطن پرست نمای امروزی را خواهد خورد. امیدوارم آن روز دوباره گرفتار خون و خون ریزی و اشغال توسط مارکسیستهای بی حیا و نئو اسلامیست های بی همه چیز نشویم. در این رژیم اقلاً میدانیم همه سردمداران آن بدون هیچ استثناء دزد و خیانتکار و آدمکش هستند. البته تاوان این دانستن تحمل سی و یک سال مرگ و خون و زندان و دربدری و جنایت بوده است لذا توان تحمل دوباره همین راه را نداریم. من که به شخصه به هیچ چیزی دیگر اعتقادی ندارم آن خدا یا اهورمزدا یا الله یا ربالعالمین یا پروردگار ایران یا هرچه بنامیدش هم ملت ایران را فراموش کرده…مگه من دیونه شدم که هی ظاهرسازی بکنم؟

  3. تهرانی گرامی
    این حکومت نه ایرانی است، نه اسلامی ، نه عربی. اما درهرمقطعی از این سه برای پیشبرد اهدافش بهره میگیرد. از روزی هم که خمینی دربهشت زهرا سخنرانی کرد .مانیفست این حکومت را صریحا عیان کرد: ” ایران باید اسلامی شود” همه چیز حتا پرچم ایران اسلامی شود. ما تکلیف داریم .مگر خمینی نگفت : بشکنید این قلمها را باید در راه اسلام بنویسد. مفهوم کلمه تکلیف را ” مردم “نفهمیدند جز آنهایی که زبان شیعه را می فهمیدند. سپس خاتمی آمد بارها گفت : مابه تعهدات مان عمل میکنیم . بابنده وشما که قرار داد نبسته بود! بود؟ هرچه گفت من تدارک چی قراردادهای اقتصادی هستم.همین اصلاح طلبان گفتند خیر شما گاندی وگورباچف ونلسون ماندلا و….هستید.حالا بدبخت این احمدی نژاد هی میگوید : من خدمتگزار” مردم وملت ” هستم .
    بازهم کسی متوجه نمی شود. من نمیدانم واقعا این بدبخت ها چگونه سخن بگویندکه این مردم عادی بفهمند. !؟ تهرانی گرامی، روح وجسم وآبرو ومنافع این به اصطلاح روشنفکر نمایان واصلاحطلبان باماندگاری این حکومت برسر کار گره خورده است. تنها یک راه باقی است زنان ومردان وجوانان ما به آن اندازه از آگاهی برسند که فریب ترفندهای حکومت و اینان را نخورند.من که با اینهمه خرافات روز افزون وفقر وبیماری وزلزله و گردوغبارهای نفس خفه کن واخبار گزارش ها وشایعات بی پایه اساسی که امروز میگویند ومی نویسند فردا تکذیب میکنند وروشنفکرنمایان ما هم دایم تحلیل وتفیسیر میکنند. وبا این افزایش توتالیتاریسموسرکوب ها ومارمولک ها شاداب ! ومارهایی که بقول اوریانا فالانچی در کتاب ” یک مرد” د ر هرکوی و برزن و دانشگاه و ختا خارج از مرز مانندسیل جار ی شده اند نمی گویم راه نجاتی موجود نیست بلکه میگویم دشوار است . همانطور که گفتم آگاهی ملی ” نه آگاهی ملی من درآوردی حکومت ” اگر گسترش یابد بقول : ویلیام شکسپیر ( درکتاب مکبث) از هر روزنه ای عبور خواهد کرد وبرتاریکی پیروز خواهد شد.به امید آنروز شاد وبرقرارباشید

  4. کوروش گرامی
    من آنچه را مرقوم فرموده اید می پذیرم. درشرایطی که برنامه های تلویزیونمتنوع باشد. شما در کنزینگتون لندن یا شانزه لیزه پارس ویا درفیفتی اونیوی نیویورک واردیک کتابفروشی میشوید. جلد ونام کتابها ظاهرا متنوع است ، اما محتوای همه آنها مشابه! وکلماتی که باقیمانده ذهنیت تاریخی وفرهنگی غارت شده تان رابه یغما برد ومغزتان را حفاری کند تا به گونه ای دیگر جهان را ببینید وبیاندیشید. آنهم نه مثل خودشان ، که ” خود ” از پای بست بریاد رفته هستند.بلکه آن چیزی کهمی خواهند از توبسازند.خواهش میکنم قرارداد بتصویب رسیده درزمان محمد خاتمی را که محسن رضایی به امضا اتحادیه اروپا رسانده بخوانید.بیش از ۲۵ صفحه است.اگردردسترس نداریدلطفا به چندکلمه پایانی آن قرارداد که دربرنامه کنکاش ۴۵ دقیقه ای ، پس از بازگشتخاتمی از کنفرانس گفتگوی فرهنگها دربرابر چشم میلیونها ایرانی ایراد کردندتوجه فرمایید : ایرنیانی می سازیم ایرانی ، نه ایرانی گرا. مسمانانی می سازیم سنتی ، نه سنت گرا. ملتی می سازیم ملی ، نه ملی گرا. سپس کارمان درخارج از کشورشروع می شود.البته دربرنامه کنکاش تلویزیون جام جم خاتمی به نکته دیگری هم باغرور اشاره کردند: درحاشیه کنفرانس ( منظور گفتگوی ادیان ) نشست های داشتیم با اعضایکنگره آمریکا. آنها به تصویب رساندند که حکومت ایران دموکراسی اسلامی شود.( یعنی مردمسالاری دینی ، یعنی همین حکوت نظامی فعلی ) سپس چشمانش پر ار اشک شد: من این دوقرارداد را به تصویب رساندم دردوره خود. اما عمیقا متاثر شدم از سرکوبدانشگاه ودانشجویان مومن مسلمان ( صد البته دانشجویان خودی . والا ایشان به جوانان دانشجوی دیگر معتاد وارازل واوباش ) لقب داده بود. البته میتوان گفته اورا باورنکرد.اما در عمل میبینیم که آنها تیشه به ریشه هم ملیت میزنند وهم مذهب وایرانیت. حالا توجه فرمودید از کجا سخن میگویم؟آنها میخواهند ایران رابهشت برین کنند. آنهم بهشت بی اندیشه گان !!.