Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > خبر اول > سخنرانی جاسوس سازمان سیا در سپاه پاسداران + فایل صوتی
رضا خلیلی جاسوس سیا

سخنرانی جاسوس سازمان سیا در سپاه پاسداران + فایل صوتی

۱۹ تیر ۱۳۸۹

پاسداری که چندین سال ضمن خدمت در سپاه پاسداران با نام مستعار “والی”  برای سازمان اطلاعات امریکا –سی.آی.ای- جاسوسی می کرد از مخفیگاه خود خارج شد و  روز جمعه ۹ ماه جولای  ضمن حضور  در انستیتو مطالعات خاورمیانه ای واشنگتن  برای حاضرین در این مجلس سخنرانی کرد . فرد مزبور  که مدعی است هنوز اطلاعات داخل سپاه را از طریق یاران خود در آن نهاد در اختیار سازمان جاسوسی امریکا می گذارد در این مجلس با عینک آفتابی و در حالی که ماسکی به چهره و کلاه بیس بالی به سر نداشت حاضر شده بود .

ترتیب دهندگان این سخنرانی او را با نام مستعار “رضا کهلیلی” معرفی کردند و  صدای او را نیزبا وسائل الکترونیکی  در میکروفن دستکاری کرده بودند تا کسی نتواند از آن راه به هویت او پی ببرد و خانواده او را که هنوز در ایران زندگی می کند تحت فشار قرار دهد .

رضا  می گوید در سالهای ۱۹۷۰ در ایالات متحده به تحصیل اشتغال داشته و با مطالعه کتابهای علی شریعتی با اسلام انقلابی آشنا شده شده است ، بدین جهت پس از انقلاب به ایران یاز گشته و با احساساتی پاک همانند بسیاری دیگر از جوانانی که از قشرهای پائین اجتماع بر خاسته بودند بوسیله یکی از دوستانش به سپاه معرفی شده  و  در آنجا استخدام و  در اداره اطلاعات سپاه به کار گمارده شده است .

کهلیلی می گوید رفته رفته با اعمال ناشایست و بیرحمانه  سپاه چون  شکنجه و تجاوز مخالفین و عطش  برای در دست گرفتن قدرت سیاسی مواجه شده و به این تنتیجه رسیده است که  وعده های خمینی جز نیرنگ چیزی نبوده و اینجا جای اونیست  .

وی می گوید زمانی که از حکومت اسلامی سرخورده شدم با کمک دوستی که در سپاه داشتم وسائل بازگشت خود  به امریکا را فراهم کردم و پس از ورود به امریکا با اداره ف.بی.آی تماس گرفتم .

او  ضمن عذرخواهی از مامورین اف.بی.آی که در تالار سخنرانی حاضر بودند ، می گوید در همان اوان برخورد با اف.بی.آی  از نا آگاهی آنها نسبت به اوضاع ایران شگفت زده و سرخورده شده است . او می گوید پس از آن به سازمان سی.آی.ای معرفی شدم ولی در آنجا با افرادی روبرو بودم که در کار خود متبحر بودند.

کهلیلی می گوید سی.ای.ای  دو راه پیش پای من گذاشت . یکی این که اگر میل داشته باشم در امریکا بمانم و خانواده خود را نیز به اینجا بیاورم و دیگر اینکه به ایران باز گردم و اطلاعات مورد نیاز آنها را فراهم کرده و به سازمان جاسوسی امریکا ارسال کنم . وی می گوید من راه دوم را انتخاب کردم و پذیرفتم که به ایران باز گردم .

وی می گوید پس از موافقت با پیشنهاد دوم بوسیله سی.آی.ای برای آموزش به اروپا اعزام شدم که البته آموزش من در آنجا با صحنه فیلمهای جیمز باند تفاوت می کرد و وسائل کاری که در اختیار من گذاشته شد چیزی غیر از قلم و کاغذ و کتابهای رمزنویسی و کشف رمز و فرگیری ارتباطات  چیز دیگری نبود .

اومی گوید  در ابتدا  اطلاع سپاه از تلاش صدام حسین برای دستیابی به بمب اتمی در بازار سیاه   وسوسه ساختن بمب اتمی را در سپاه بیدار کرد  و به دنبال آن محسن رضائی از خمینی تقاضای اجازه برای شروع ساختن بمب را به خمینی ارائه کرد که مورد موافقت او قرار گرفت .

وی ادعا می کند کشتار مخالفین سیاسی در خارج با موافقت دولتهای فرانسه و آلمان و انگلیس بود . کهلیلی می گوید تنها شرط آنها برای یاز گذاشتن دست رژیم برای ترور مخالفین  آسیب نرساندن به اتباع آن کشورها بود .

خلیلی می گوید خانواده من از این که من با سابقه تحصیل در غرب ، ریش گذاشته و به نماز جمعه و جبهه می رفتم شگفت زده بوده بودند و تعجب می کردند چگونه فرزندشان از چنین رژیمی که بی اعتنا باز کنار  موازین انسانی می گذرد حمایت می کند .

وی می گوید در اواخر سالهای هشتاد یکی از جاسوسهای سی.آی.ای که در ایران فعالیت می کرد شناخته شد و دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی  به محلی که برای ارسال ناطلاعات مکتوب استفاده می کردیم پی بردند . خلیلی می گوید بخت با من یار بود که پس از دریافت پیام سی.آی.ای دایر بر عوض شدن آدرس ارسال نامه  توانستم از ایران بگریزم و به اروپا و بعدا به امریکا  سفر کنم .

رضا خلیلی با همکاری” دیوید کریست” یکی از مورخین امریکائی که با وزارت دفاع ایالات متحده نیز  کار می کند از دوران جاسوسی خود کتابی با عنوان ” زمانی برای خیانت ”  نوشته است که از  چند روز پیش به معرض فروش گذاشته شده است .

فایل صوتی این سخنرانی به زبان انگلیسی که حدود ۱۶ مگا بایت است را می توانید از

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود کرده و گوش کنید .

گزارش بدون تصویر تلویزیون سی.ان.ان  در اینجا

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , ,

  1. مانی باقی says:

    من هم یه رفیق داشتم که خیلی دلش میخواست هر طور که شده از ایران بره و توی یه کشور غربی زندگی کنه، اون هم تنها به این خاطر که میگفت توی ایران نمیتونه به راحتی دوست دختر داشته باشه. بهش گفتم که “چطور میخوای پناهندگی بگیری؟” گفت برادرش که توی خارج زندگی میکنه بهش گفته که تو خودت رو یه جوری برسون اینجا و درخواست پناهندگی بکن و بگو که “عضو سپاه” بودی و “اطلاعات” خیلی ارزشمندی داری. بعدش یه سری مطالب به هم بباف و به این غربی های خوش باور تحویل بده!! اونها چه میدونن که تو راست میگی یا دروغ! هر چقدر دروغ هات گنده تر هم باشن بهتره…

  2. joghd says:

    esm ishoon KAH_LILI hast, na KHALILI !

  3. reza says:

    آقای مانی باقی، یه چیزی بنویس که وقتی دونفر باسواد مطلبت رو خوندند بهت نخندند.

  4. سعيد امامي says:

    شما باید از سپاه بترسید …نه سپاه از شما…این شمایید که با نقاب های مختلف همه جا میرید..دست بردارید از گول زدن خودتون!!!!lol

  5. cyrus says:

    Any idiot and opportunist can say I have a very valuable info from Sepah And those idiots in CIA would beleive him? Ha ha ha

  6. فرهاد says:

    باورمون شد!کی میخواهد ما رو گول بزنه؟یکی رو نشوندند بی نام بیصدا و… بعد توقع دارند اراجیفش رو باور کنیم.تو رو خدا ما رو خر فرض کردید یا خودتون رو.البته تقصیر خودمونه اینقدر بعضی اراجیفتون رو باور کردیم. کهشما هم به خود اجازه این خبر مفتضح رو می دهید….

  7. soroush says:

    ba’d to tamam e moddat e nabudan e in yaru, kesi tu sepah nagofte ba khodesh ke in yaru ke ta pariruz inja bud alan kojas, badam kesi nafahmid eta alan ke taraf gomogur shode, ba’d hich esmo familo neshuniam azash nadaran ke yaru ba un tipo ghiyafe miad o sedasho avaz mikonan!
    oskola ro nega kon

  8. فرزدا says:

    اتّفاقاً این چیزی که مانی باقی گفت کاملاً درست است. اینها که میان پناهنده میشن یه دروغهای شاخداری باید بگن که نگو. اون ناشی ها که راستش رو میگن تقاضاهاشون رد میشه. این خارجی ها لیاقت راستش رو ندارن

  9. younes says:

    his correct name is Kahlili (read it like tahleelee) rather than khalili. his name appears on the book and CNN report.

    • sardabir says:

      حق با شما است دوست عزیز… از تذکر سپاسگزاریم … اشتباه از مترجم خواندنیها است . تصحیح خواهیم کرد

  10. جوادی says:

    این آقا جاسوس از اینکه بمملکت خودش خیانت کرده خوشحاله؟