Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > لبخند ایرانی > لباس شخصیها در کشتی امداد ایرانی عازم غزه
artcile
لباس شخصیها

لباس شخصیها در کشتی امداد ایرانی عازم غزه

۱۶ خرداد ۱۳۸۹

«جمهوری اسلامی کشتی امداد برای غزه ارسال می کند » جراید

این سناریو بر اساس داستان اعزام دوتن از لباس شخصیها به غزه با کشتی  جمهوری اسلامی  تنظیم شده است .

صحنه : یک کشتی قراضه که عده ای ریشو روی عرشه آن در حال نماز خواندن هستند . پرچم جمهوری اسلامی روی کشتی بر افراشته است . عده ای دیگر در یک گوشه نوحه می خوانند و سینه می زنند . زنهای چادری در قسمتی دیگر از عرشه مشغول تخمه شکستن هستند . دونفر در عقب عرشه با هم صحبت می کنند .

حاج اصغر – می گم حاج ابرام … خودمونیم …عجب کاری این معظم دستمون داده ها!

حاج ابرام – آره بابا … ما برا رفتن با کاروانی که ضریح  اون امامزاده رو می برد به قزوین هم اعتراض داشتیم .. می گفتیم خطر ناموسی داره .. آقا گفت .. برین .. برا خاطر اسلام … اشکالی نداره … فداکاریه…..

حاج اصغر – حالا می گی چیکار کنیم … هوا هم که خیلی گرمه .. ده تا ساندیس خوردیم .. افاقه نمی کنه

حاج ابرام- گرما تو سرت بخوره .. می ترسم کماندوها بیان پس و پیشمونو یکی کنن.. راستی …چرا معظم و محمود خودشون هم نیومدن اگه راست می گن ؟

حاج اصغر- محمود نیومده چون اولا از ترس سالروز اسهال گرفته ریده به خودش … بعد هم می دونه اینجا کسی نامه نمیده ، برا همین نیومده .. معظم رو هم که می گن بنده خدا حالش خوب نیس … می گن چیز گرفته ….این چه مرضیه .. آهان ! می گن ” السایمر” گرفته .

حاج ابرام – من که دارم از این گه خوردن خودم پشیمون می شم … یک تیکه زمین و یه وام خود کفائی به ما دادن انگار ما رو خریدن … یه روز می گن برو سفارت اینگیلیس تظاهرات کن … یه روز میگن برو نماز جمعه سید حسن رو به هم بریز … حالا تا اینجاهاش اشکالی نداشت … می کردیم … حالا می خوان ما رو به دست این اسرائیلیا شهید کنن؟ ما اگه می خواستیم شهید بشیم ، تو همون فکه و چزابه شهید می شدیم که اقلا بریم بهشت … اینجا اگه خشتکمونو در بیارن … استخونمون هم پیدا نمی شه ، چه برسه بریم بهشت!

حاج اصغر- بر پدر این متکی لعنت … ما رو  خر کرد که  زمین قیطریه رو بفروشیم … گفت براتون تو دبی آپارتمان می خرم …. ما هم خر شدیم دارو ندار خودم و حاجی سکینه رو دادم به دلالش .. دلاله هم آب شده رفته تو زمین … هر وقت هم میریم سراعش تو وزارتخونه خارجه اونو ببینیم .. می گن نیس ..می گن مسافرته .. رفته کنفرانس غزه .. ما رو باش چه خر شدیم .. حالا هم ما رو داده دست این کماندوهای غولتشن ! راستی حاجی ! می گن دلار تو بازار رفته بالا ، مظنه یورو کم شده راسته ؟

حاج ابرام – برو بابا ! تو هم وقت گیر اوردی ؟ پاشو مرد یک کاری بکن … اوضاع خیلی خرابه .. مگه ندیدی سپاه داشت برا حماس موشک بار میکرد تو کشتی؟

حاج اصغر – می گم …. نمی شه از ناخدا بخوایم ما رو برا نماز یه جائی پیاده کنه ؟…. چطوره بگیم می خوایم بریم قدس زیارت ؟

حاج ابرام – عجب خری هستی حاجی .. قدس همون اسرائیله دیگه بنده خدا!

حاج اصغر – من بمبرم راست می گی ؟… نه بابا ! قدس که اسرائیل نیست …. قدس قدسه … یعنی فلسطینه !

حاج ابرام – خوب خره ! فلسطین دست اسرائیلیا است دیگه !

حاج اصغر – بی سوات …اگه دست اسرائیلیا است پس حماس اونجا چیکار میکنه .. اصلا مگه معظم نمی گه اسرائیل فلسطینه ؟

حاج ابرام – نه یابو!…. معظم می گه فلسطین اسرائیله !

حاج اصغر– من که آخرش نفهمیدم چی کجاس ! …اصلا گور پدر هر دوتاشون … شنا بلدی حاجی ؟

حاج ابرام – آره .. پشتک و وارو هم بلدم بزنم !

حاج اصغر – پشتک و وارو رو که نمی پرسم حاجی خره … می گم اگه شنا بلدی … رختامونو در بیاریم .. بپریم تو آب .. شنا کنیم بریم تهرون …. فوقش اینه که به جای کشته شدن اقلا مفقود الاثر می شیم ..

حاج ابرام – بد هم نمیگی حا جی ها ! آره تهرون بهتره … کوپن یارانه رو هم من نگرفتم می رم می گیرم … راستی تو گرفتی ؟

حاج اصغر – لا الله الالله ! می زنم تو مخت ها … حالا وقت این حرفاست مرد ناحسابی ؟ بکن لباس صاب مرده را !

حاج ابرام – حاجی ! .. من از کوسه خیلی می ترسم … نکنه اینجا کوسه داشته باشه بخورنمون؟

حاج اصغر – گاو میش ! کوسه که بهتر از کماندوی اسرائیلیه !… بذار بخوره … معطل نکن … در بیار صاب مرده ها رو دیگه !

کشتی روی دریا در حرکت است …صحنه دونفر را در حالی که با شنا از کشتی دور می شوند نشان می دهد …. کلمه پایان روی پرده سینما چشمک می زند……….

 
کلیدواژه ها: , , , , , , ,
  1. amirvna says:

    eyval kheily bahal bood

  2. ramin says:

    Kheyli ghashang boud.

  3. mehraboon says:

    خیلی اشغال بود .البته از طرفدار های جنبش سبز لجنی تا کمی مناففق و یک کم هم سلطنت طلب چیز جز این انتظار نمیره