Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > جامعه ایرانی > هویت کلیمیان ایران سه دهه پس از انقلاب
کلیمیان ایران

هویت کلیمیان ایران سه دهه پس از انقلاب

۶ خرداد ۱۳۸۹

ده سال شاید بگذرد و یک ازدواج در جمع کلیمیان داشته باشیم”. این‌را هارون یکی از کلیمیان یزد که جمعیت‌شان به کمتر از ۴۰نفر می‌رسد می‌گوید. “هرچند جمعیت یهودیان یزد که از مهم‌ترین یهودی‌نشین‌های ایران بوده در سال‌های اخیر به شدت کاهش یافته، اما سعی می‌کنیم همچنان کنیسه‌ها را باز نگه داریم و به کودکانمان عبری و علوم دینی را آموزش دهیم. ما می‌خواهیم هم هویت ایرانی و هم عبری خود را حفظ کنیم.”یهودیان ایران، ۲۷۰۰سال پیش جزو (۷۴۱تا ۷۴۹ قبل از میلاد)، ۶۰۰۰۰هزار اسیر بنی‌اسرائیل که در حمله پادشاه آشور به اسارت درآمده بودند به منطقه گیلیارد (جلعاد) دماوند کوچانده شدند تا اولین یهودیان فلات ایران باشند.

یک یهودی ایرانی زیر تابلو الله نماز می خواند -عکس حسن سربخشیان

گورستان باستانی گیلیارد دماوند با قدمتی دو هزار ساله هنوز مکان مقدسی است که یهودیان مومن ترجیح می‌دهند پیکرشان در آنجا دفن شود. هرچند بعد از انقلاب دماوند از سکنه یهودی خالی شد اما هنوز قبرستان آن در حاشیه این شهر جایی است که یهودیان ترجیح می دهند بعد از مرگ در آنجا به خاک سپرده شوند.

پیمان جوان تهرانی که به همراه پدرش با جمع‌آوری پول توانسته‌اند دیواری اطراف این قبرستان قدیمی بکشند تا هویتی به آن ببخشند می‌گوید: “گاهی سنگ قبرها را می‌شکنند، گاهی شعاری ضد اسرائیل روی سنگ قبرها مشاهده می‌شود اما کلیت مردم ایران به فرهنگ یهودی احترام می‌گذارند و با یهودیان مشکلی ندارند.”

تهران پرجمعیت ترین شهر ایران از لحاظ سکنه یهودیان است. حدود ۱۵۰۰۰ یهودی در این شهر سکونت دارند. ۳۰ کنیسه در تهران وجود دارد. کلیمیان تهران همچنین یک انجمن دارند. بیمارستان یهودی سپیر یکی از بزرگترین بیمارستان‌های خیریه در ایران است که البته اکثر کارمندان و بیماران آن مسلمان هستند. علاوه بر این، خانه سالمندان یهودی، ، گورستان بهشتیه، مدرسه‌های موسی بن عمران و اتفاق، مهد کودک‌های شماره یک و دو یلدا، کتابخانه یهودیان ، چندین قصابی و یک رستوران کاشر – که گوشت حلال با ذبح خاص یهودی استفاده می‌کنند – به همراه چندین مکان عمومی دیگر دارایی این اقلیت مرفه در تهران است.

یهودیان به دلیل تعالیم تورات و از آنجا که به دلیل ممانعت‌های بسیار برای بر عهده گرفتن شغل‌های متنوع در چند حرفه مشخص متبحر شده‌اند. درایران یهودیان با جمع‌آوری اشیا قدیمی و عتیقه، شناخت پارچه‌های مرغوب و تجارت فرش شهره بودند و هستند. در دوران محمد رضا شاه پهلوی که روابط ایران و اسرائیل مسالمت آمیز بود یهودیان توانستند با استفاده از فضای مناسب در تاسیس چندین کارخانه مهم اعم از کارخانه روغن نباتی ، آدامس خروس نشان و چیت‌سازی تهران سهمی مهم در پیشرفت اقتصادی ایران ایفا کنند.

دکانهای کلیمیان تهران در خیابان اسلامبول حوالی سال ۱۹۴۰ نورالله کهن تاجر فرش و عتیقه با کلاه پهلوی در وسط

یهودیان در دوره سلطنت رضاشاه (۱۳۲۰-۱۳۰۴) از گتوی تهران در محله‌ای با نام عودلاجان خارج شدند، هرچند عده‌ زیادی هم باز ترجیح دادند تا در این گتو بمانند. این گتو همانند گتوهای دیگر در اروپا مکانی نا‌مناسب و کثیف بود و یهودیان از ضروری‌ترین امکانات منع شده ‌بودند. عودلاجان یکی ازمحلات مهم تهران قدیم در حاشیه بازار است این محله اگر چه در بخشی از این محله برخی از رجال و بزرگان دوره قاجار زندگی می‌کردند اما در بخش‌های دیگر یهودیان ساکن بودند که به دلیل حمایت از یکدیگر و جلوگیری از پراکندگی بیشتر سعی می‌کردند در کنار هم زندگی کنند.

اما امروزه عودلاجان تنها میزبان سه یهودی به نام‌های راحله، شمسی و بهنام است که در قدیمی‌ترین کنیسه تهران، ملا عزرا یعقوب زندگی می‌کنند.

بهنام پیرمرد کرمانشاهی که کنیسه را نظافت می‌کند تا هر شنبه یهودیان از مناطق شمالی تهران به این مکان بیایند و نماز بخوانند می‌گوید: ” اگر ۹ مرد بالغ یهودی در کنیسه نماز نگذارند کنیسه تعطیل می‌شود. برای همین است که یهودیان برای حفظ این مکان مقدس از دورترین نقطه شهر تهران به این کنیسه می‌آیند تا جلوی تعطیلی آن را بگیرند. یهودیان برای حفظ جامعه خود و میراث دینی و قومی خود اتحاد عجیبی با هم دارند.”

حفظ میراث کهن یهودیان بر پایه کتاب مقدس تورات و در عین حال افتخار به ملیت ایرانی نکته‌ایست که در یهودیان ایران به چشم می‌خورد.

یهودیان ایران خود را نوادگان استر، همسر خشایارشا ، پادشاه ایران می‌دانند که با تدبیر او جان یهودیان در سراسر قلمرو ایران آن زمان که تقریبا همه خاورمیانه را در بر می‌گرفت حفظ شد.

استر که کتاب مقدس هم به شرح داستان او می‌پردازد در شهر همدان در کنار عموی خود، مردخای مدفون است و هر ساله یهودیان ایران برای زیارت مزار او در سالگرد نجات قوم یهود توسط وی که به جشن پوریم مشهور است به همدان سفر می‌کنند.

دختران دم بخت و زنان باردار یا زنانی که باردار نمی‌شوند و آرزوی طفل دارند برای بی‌بی استر نذر کرده و هر ساله به همدان سفر می‌کنند. زنان مسلمان نیز بر پایه یک سنت دیرینه به زیارت ملکه استر می‌روند و معتقدند این بانو معجزات بسیار دارد.

نکته دیگر که یهودیان را به ایران زمین وامدار کرده است ماجرای نجات قوم یهود توسط کوروش بنیانگذار سلسه پادشاهی هخامنشیان در ایران است.

یهودیان ایرانی نام کوروش را مقدس و گرامی می‌دارند و کودکان زیادی در میان یهودیان کوروش نامگذاری می‌شوند. کتاب تورات از مأموریت الهی‌ کوروش در خصوص بنای خانه برای یهودا در اورشلیم حکایت می‌کند که همین منجر شده تا کوروش مفهوم مسیح و منجی بودن را برای یهودیان تداعی کند.

با آنکه تاریخ ایران مشحون از حمایت ایرانی‌ها از یهودیان است، اما انقلاب اسلامی و مسائل حول و حوش آن یهودیان ایرانی را دچار حسی متناقض به این هویت و ملیت نموده ‌است.

مساله هویتی که یهودیان ایرانی بعد از انقلاب ۵۷ با آن دست به گریبانند، مساله اسرائیل و دشمنی ایران با این کشور است. یهودیان از یک سو به سرزمین مادری‌شان ایران وابسته‌اند و از سوی دیگر اسرائیل سرزمین هر یهودی است که در تمامی دعاها برای آبادانی آن دعا می‌کند و یکی از دعاها این جمله است : “سال دیگر سرزمین ایسرائیل باشیم ان شاءالله.”

هر چند آیت‌الله خمینی در اولین سخنرانی‌های خود در سال ۱۳۵۸ اعلام کرد که حساب جامعه یهودیان از اسرائیل جداست با این حال در اولین رفتار جمهوری اسلامی با یهودیان، حبیب‌الله القانیان رییس انجمن کلیمیان تهران و یکی از ثروتمندترین ایرانیان یهودی اعدام شد تا ترسی خاموش را بر این جامعه سایه افکند. القانیان را به دلیل ارتباط اقتصادی وسیعی که با اسرائیل داشت اعدام کردند و ثروت هنگفت او توسط حکومت مصادره شد. دادگاه انقلابی جرایم متعددی را به او نسبت داد که مهم‌ترینش جاسوسی برای اسرائیل و محاربه (دشمنی با خدا) بود.

در همین موقع بود که جمعیت کثیری از ایرانیان یهودی دست به مهاجرت زدند. در طول ۳۰ سال گذشته بارها پرچم اسرائیل در ایران به آتش کشیده شده و به ستاره داوود نماد یهودیت در میدان فلسطین شهر تهران توهین شده است. دولت جمهوری اسلامی از ساخت فیلم‌ها و سریال‌های متعددی علیه یهودیان و سرزمین اسرائیل حمایت کرده است.

دستگیری ۱۳یهودی شیرازی و اصفهانی در سال ۱۳۷۹ به اتهام جاسوسی برای اسراییل جدی‌ترین چالشی بود که برای یهودیان ایران پس از اعدام لقمانیان در سال ۱۳۵۸به وجود آمد. اغلب این دستگیرشدگان در مشاغلی چون لباس فروشی و کفش فروشی مشغول بودند. اگرچه فشارهای بین‌‌المللی بر دولت ایران بالاخره منجر به آزادی این زندانیان شد.

ایران بیش‌ترین جمعیت یهودی را در خاورمیانه پس از اسرائیل و ترکیه دارد. با این حال جمعیت یهودیان که در زمان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ حدود صد تا صد و پنجاه هزار نفر تخمین زده می‌شد هم اکنون به حدود ۳۰ هزار نفر کاهش یافته است. پیش از انقلاب یهودیان غالبا در مشاغل بالای جامعه مشغول به فعالیت بودند.

یهودیان ایران امروزه در شهرهایی چون تهران(۱۵۰۰۰)، اصفهان(۹۰۰) ، شیراز(۸۰۰۰)، سنندج(۵۰۰)، کرمانشاه، رفسنجان، همدان، یزد، و کرمان ساکن‌اند.

آنان اگرچه در صلح با هموطنان دیگر خود زندگی می‌کنند، همیشه نگران یک اتفاق‌ ناگوار هستند. این اتفاق ریشه در ترس تاریخی یهودیان دارد و به حملات متعددی برمی‌گردد که به این قوم شده‌است.

حمله به یهودیان مشهد و اجبار آنان به تغییر مذهب خود شاید یکی از بزرگترین این اتفاق‌هاست که در ماه مارس ۱۸۳۹ میلادی اتفاق افتاد و به ماجرای الله داد شهرت یافت. برپایه داستان‌های موجود زنی یهودی که از زخم دست خود رنج می‌برد به نزد پزشکی مسلمان می‌رود تا وی را درمان کند و پزشک تنها راه علاج وی را خون داغ سگ می‌داند. زن سگی را می‌کشد و دست خود را در خون داغ آن می‌گیرد. خبر به مسلمانان می‌رسد. از آنجا که آنروز روز عید قربان، عید مقدس مسلمانان بود که آنها به پیروی از حضرت ابراهیم گوسفند قربانی می‌کنند، مسلمانان این عمل را توهین به اسلام دانسته به محله یهودیان ریخته و حدود ۳۸ تن را به قتل می‌رسانند و بقیه یهودیان امان خواسته اسلام می‌آورند تا جلوی قتل عام بیشتر گرفته شود. بسیاری از این یهودیان که به جدیدالاسلام‌ها – تازه مسلمان‌ها – معروف‌اند مجبور بودند در طول زندگی خود هویتی دوگانه داشته‌باشند.

حکیمی یک یهودی مشهدی در این باره می‌گوید: “به هر نوزاد از همان سال‌های اول تولد چنین تفهیم می شد که در یک وضع بحران استثنایی قرار دارد و باید یک زندگی دوگانه داشته باشد. به ما گفته می‌شد در مقابل غیریهودی‌ها نباید اصلا از رویه زندگی داخلی خود صحبت کنیم. این رازداری مطلق از روزی که بچه‌ها بالغ می‌شوند طبیعت دوم‌شان می‌گردد. به این ترتیب همه یهودیان جدیدالاسلام دو نام داشتند: مثلا اسم مسلمانی پدربزرگ من شیخ ابوالقاسم بود و اسم عبری‌اش بنیامین. اسم مسلمانی پدر من ابراهیم و اسم عبری‌اش آبراهام بود. مرا در خارج خانه موسی صدا می‌کردند و اسم داخل خانه من موشه بود. در دوران زندگی پدرم بسیاری از یهودیان، اسامی غلیظ مسلمانی داشتند. آنها حتی به سفر مکه هم رفتند و حاجی شدند و حجرالاسود را طواف کردند.”

یهودیان تازه مسلمان شده ظواهر شریعت اسلامی را گاه حتی بیش‌تر و جدی‌تر از خود مسلمانان رعایت می‌کردند.

خانواده‌های بزرگی چون مظفریان، فروغی از تازه مسلمان‌هایی هستند که در صد سال اخیر به دین اسلام درآمدند و جایگاه اجتماعی و یا سیاسی مهمی در ایران داشتند.

آیت‌الله مکارم شیرازی یکی از مراجع تقلید شیعه در ایران که بسیار به حکومت نزدیک است نیز اجداد یهودی داشته است. اتفاقا او هم اکنون یکی از مراجع متعصب دینی شناخته می‌شود. برادران عسگراولادی نیز که از افراد قدرتمند جمهوری اسلامی هستند یهودی‌زاده بودند. حبیب‌الله عسگراولادی سال‌ها دبیر کل حزب قدرتمند بازاری موتلفه بود. برادر او اسدالله نیز یکی از قدرتمندترین و ثروتمندترین بازاریان تهران است که ریاست اتاق‌های بازرگانی ایران با روسیه و چین را برعهده دارد.

شاید بتوان یکی از دلایل اصلی این تغییر دین را تلاش برای زندگی مسالمت آمیز و رقابتی با جامعه اکثریت مسلمان ایرانی دانست. با این تغییر دین آنها راحت‌تر می‌توانستند به مشاغل مختلف دست یابند، داد و ستد کنند و زندگی آزادتری داشته‌باشند.

با این حال جامعه سنتی ایرانی گاه نگرش تحقیرآمیزی نسبت به یهودیان تازه مسلمان شده از خود بروز می‌دهد. حتی شایع شد که احمدی‌نژاد نیز یهودی‌زاده بوده است. اما هدف این شایعه بی‌اساس برای آن بود تا نفرت عمومی را از او بیش‌تر کند.

یهودیان ایرانی که بر دین خود هستند غالبا اگرچه اسامی یهودی دارند، اما در مدارک رسمی خود از اسامی ایرانی استفاده می‌کنند و در ملا عام آیین یهودیت را به جا نمی‌آورند. برخلاف کلیساها که مزین به انواع تزیینات هستند، کنیسه ها اکثرا در کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی وجود دارند و به‌ندرت می‌توان بر سر در آنها علایمی که نشان دهد آن‌جا یک کنیسه است.

در ایران مردم از هیچ مناسبتی در تاریخ یهود خبر ندارند. ایرانیان نه سال نو یهودیت را می‌شناسند و نه زمان روزه بزرگ این قوم را می‌دانند با این حال در بازار شهرهای بزرگ از هر کس سراغ یهودیان را بگیری سرا و حجره آنان را نشان خواهند داد.

از آنجا که یهودیان طبق نظر بسیاری از شیعیان نجس نامیده می‌شوند آنها نمی‌توانستند در خرید و فروش مواد غذایی فعالیت کنند اما در بازار فرش و عتیقه‌جات و طلا و نیز پارچه شهرت زیادی در میان مشاغل ایرانی به دست آوردند.

یهودیان ایرانی مانند مسیحیان و زرتشتیان، یک نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند تا به مسائل این اقلیت‌ها بپردازد.

سال‌ها خون بهای یهودیان مطابق قوانین اسلام همچون سایر اقلیت‌های مذهبی نصف یک مسلمان بود. اما در دی ماه سال ۱۳۸۲ و پس از فتوای آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران خون‌بهای همه اقلیت‌های مذهبی در ایران با مسلمانان برابر شد.

مسئولین جامعه کلیمیان ایران تلاش‌های زیادی می‌کنند تا غنای فرهنگی کلیمیان را به آنها یادآوری کنند. برگزاری تورهای زیارتی به شوش دانیال مزار پیامبر یهود در استان خوزستان در جنوب شرقی ایران، سفر به اصفهان و زیارت مزار نوه دختری حضرت یعقوب در گورستان لنجان، سفر به همدان و برگزاری جشن پوریم در کنار مزار استر ملکه ایران و سفر به شهرهای تاریخی ایران در کنار برنامه‌های موسیقی، کوهنوردی و جشن‌های متعدد برای همبستگی بیشتر جوانان این جامعه است.

اما این برنامه‌ها نیز نتوانسته‌است جلوی کوچ ناباورانه این اقلیت را به امریکا ، اسرائیل و کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر بگیرد.

سپیده دختر دانشجوی یهودی که به شدت نگران ازدواج نکردن خود است می‌گوید: “تقریبا دیگر پسر تحصیلکرده یهودی در ایران نمانده است تا بتوان برای ازدواج به او فکر کرد. کوچ آخرین گزینه‌ایست که باید به آن دل خوش کرد تا شاید آینده‌ای دیگر را به‌دور از محدودیت‌ها تجربه کنیم.”

این پژوهش که به وسیله پروانه وحیدمنش روزنامه‌نگار و متخصص تاریخ مدرن ایران، مقیم واشنگتن دی‌سی تهیه شده است ابتدا در اردیبهشت ۸۹ در وب سایت میانه منتشر شده است . پروانه وحیدمنش که یهودی تبار است  به همراه حسن سربخشیان، عکاس ایرانی  دو سال بر روی یک پروژه کتاب درباره زندکی یهودیان ایران کار کرده اند.برای مطالعه متن به زبان اانگلیسی و  مشاهده عکسهای دیگر حسن سربخشیاناز یهودیان ایران  به اینجا مراجعه کنید.

تصویر مغازه های کلیمیان از کتاب هومن سرشار با عنوان فرزندان استر  اینجا

 
کلیدواژه ها: , , ,

  1. ایرانی says:

    والله بالله ما تا جائیکه یادمونه همیشه تو مدرسه و تو کوچه دوستا و همبازی های زیادی از ارمنی و آسوری و یهودی و بهائی گرفته تا مسلمون و عرق خور و بی دین داشتیم. همه ما هم با مسالمت و مهربونی باهم زندگی میکردیم. اگه هم واسه هر موضوعی دعوامون میشد و کار به کلاونتری میکشید اونجا هم جناب سروان دنبال این نبود که کی مسلمونه کی یهودیه و کی چه دینی داره بلکه دنبال او بود تا مقصر شناسائی بشه. قانون هم هیچ فرقی بین مسلمون و یهودی و بهائی و غیره نمیذاشت. اما از وقتی این آخوندای دیوس نابکار مملکت ما رو اشغال کردن همه این اختلافات زائیده شده و گسترش یافت ولی ایرونیا این حرفها رو قبول ندارن.
    اما یه سئوال همیشه تو ذهن من و ایورنیای دیگه هست که وقتی تورات مقدس و اینهمه سوابق روشن تاریخی از دوستی و برادری قوم یهود و ایرونی حرف میزنن و هزاران سند و مدرک نشون میدن پس چرا بعد از روی کار اومدن جمهوری جنایتکار اسلامی تو ایرون ، کشور اسرائی بجای کمک و حمایت از ایرونی های مخالف این رژیم آدمکش و راه دادن اونا به داخل اسارئیل و اجازه دادن به اونا واسه ساختن یه زندگی جدید ، همه درهای اسرائیل رو به روی همه ایرونی ها بسته و بجز چند شعار توخالی ما چیزی ندیدیم. بنابراین این اسرائیله که برخلاف نص صریح آیات تورات و نیز برخلاف همه برادری هائی که هزاران سال با ایرونی ها داشته و برخلاف اونهمه محبت و دوستی و رفاقتی که تو ایرون بین ایرونی های مسلمون ویهودی بوده حالا بجز یهودی ها هیچ ایرونی رو راه نمیده و اجازه نمیده بره اسرائیل و زندگی بکنه. خب باید پرسید آیا نتیجه اون همه محبت و برادری و مهربونی های هزاران ساله و کمک های کورش کبیر و نظرات و افکار مرحوم ایلقانیان و هزاران یهودی ایرونی دیگه چرا امروز درهای اسرائیل به روی ایرونی ها بسته است؟ آیا به صرف حضور چند تروریست آدمکش نوکر رژیم اسلامی یا مزدور فلسطینی حماس و خالد مشعلی بقیه ایورنی ها باید تاوان بدن؟ چرا از عشق و علاقه ایرونی ها به اسرئیل و برادران یهودی اونا هیچ استفاده ای نمیشه؟ چرا ما نباید بتونیم در گوشه ای از خاک اسرائیل حتی بصورت موقت و تا آزاد شدن سرزمین پدریمان ایران و نابود شدن جمهوری اسلامی واسه خودمون یه زندگی آرام و راحت تو اسرائیل درست کنیم؟ چرا نه ؟