Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > سرمقاله > اصلاح طلبان “خط قرمزی” را طرد کنیم
artcile
سرمقاله خواندنیها

اصلاح طلبان “خط قرمزی” را طرد کنیم

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

در باره اوضاع آشفته کشور و راهکار رهائی ایران سخن زیاد است . شاه نشین این معرکه در خارج را اصلاح طلبانی غصب کرده اند که اخیرا تعداد آنها در خارج از کشور به حد اشباع رسیده است. دیگر روزی نیست که این رانده شدگان از بارگاه ولایت فقیه که چون گربه در شب سمور می نمایند ، به نام روزنامه نگاری برای ملت ایران نسخه ننویسند و با استفاده از تریبونهای سمعی و بصری که برای آنها فراهم شده است ، نیاز به پیروی از قانون اساسی جمهوری اسلامی را به ملت ایران گوشزد نکنند .

آنها ، گاه در پوشش « اسب تروا» که کیهان آن را «خر تروا» می خواند و گاه با «فراخوان الله اکبر» از فرصتهای طلائی برای سرنگونی رژیم فاسد جمهوری اسلامی می گذرند و خواسته و یا ناخواسته ملت را به بی راهه می کشانند .

در این معرکه ای که همه چیز به هم ریخته است ، صدای افرادی که همه چیز خود را فدای کشور کرده و سالها است با این رژیم مبارزه می کنند گم شده است . پنداری ، اپوزیسون جمهوری اسلامی تنها پس از انتخابات آفریده شده و پیش از آن مخالفی وجود نداشته و ملت در آزادی و رفاه می زیسته است ! تجاهل اصلاح طلبان و هواداران پاره ای از شخصیتهای سیاسی از این نکته که سالیان دراز قدرت را در کشور به دست داشته و کاری جز خم شدن تاکمر ، در بیوت روحانیون نکرده اند ، رقت بار و تاسف آور است .

جاشوا بل در مترو می نوازد

در یک آزمون اجتماعی که بوسیله روزنامه واشنگتن پست برنامه ریزی شده بود ، ویلیونیست نامدار «جوشوا بل» با لباس مبدل و در حالی که کاسه ای را برای کمک مردم در جلو خود نهاده بود ، یکی از دلنواز ترین قطعات باخ را به مدت ۴۵ دقیقه در یکی از ایستگاههای مترو واشنگتن اجرا کرد . در میان قریب به ۲ هزار نفری که از جلوی او عبور کردند ، در دقیقه چهارم ، پیرزنی بدون توجه به نوای ویولن اولین سکه را در کاسه او انداخت و ……..

نتیجه این که در ۴۵ دقیقه نوازندگی ممتد جاشوا ، از میان ۲ هزار عابر تنها ۶ نفر چند لحظه ای به نوای ویلن او گوش کردند و تنها ۲۰ نفر سکه ای در کاسه او انداختند که مجموع آن ۳۵ دلار می شد .

جاشوا بل در یکی از کنسرتها

هیچکس توجه نکرد که نوازنده ، یکی از نامدارترین نوازندگان ویلن در جهان است که یکی از زیباترین قطعات باخ را با ویولون ۴ میلیون دلاری خود به مدت ۴۵ دقیقه در مترو نواخته است . همه بلیطهای کنسرت «جاشوا بل» شب پیش از این آزمون ، در شهر بوستون به بهای هر صندلی ۱۰۰ دلار بفروش رفته بود !

سخنان اندیشمندان و مبارزینی که برای محو فانون اساسی و اصل ولایت فقیه می کوشند ، چون نوازندگی “جاشوا” با لباس فقیرانه به گوش کسی نمی رسد  ، در مقابل  آنها اصلاح طلبانی قرار گرفته اند  که پس از تراشیدن ریش و انداختن کراوات به گردن  ، در رادیو و تلویزیونهای فرامرزی برای آنها کنسرت گذاشته شده است . با این تفاوت که این عروسکهای به ظاهر دموکرات ، “جاشوا ”  اصل نیستند ، بلکه” بدلهائی” هستند که  تلاش می شود در بوقهای تبلیغاتی به  نام “جاشوا” اصل  به ملت ایران تحمیل شود .

امروز چهره های شناخته شده  در در رادیو و تلویزیونهایاین سو و آن سوی جهان   ادعای مخالفت با جمهوری اسلامی را می کنند و هوای بازگشت به فدرت را با این قانون اساسی ابتر در سر می پرونانند .  این  با ما است که دوغ و دوشاب را از هم تشخیص دهیم  و در دام  طرحهای مخالفینی که به سبک جمهوری اسلامی برای  همه چیز «خط قرمز» تعیین می کنند گرفتار نشویم و نگذاریم همان داستان قدیمی «استحاله» دوباره تکرار شود .

نوای بلبل و زاغ هر دو در بوستان شنیده می شود ،کدام دلنواز تر است  ؟ شما بگوئید !

تکمیلی – پس از انتشار این مطلب ، شاهدی از غیب رسید که نتوانستیم از اضافه نکردن آن در اینجا  خود داری کنیم . عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت سید محمد خاتمی که در لندن کنگر خورده و لنگر انداخته است ،  در مطلبی در وب سایت جرس با عنوان «معاهده بهنگام»  می نویسد « پیمان ایران، ترکیه، برزیل گامی است که حکومت ایران به سوی منافع ملی و پرهیز از ماجراجویی برداشته است» اینجا . باید به ایشان عرض کرد جانا ! سخن از زبان او می گوئی !

 
کلیدواژه ها: , , , ,
  1. سیما says:

    سلام

    براستی که مقایسه جالبی‌ بود،زاغ و بلبل.

    به امید روزی که همه ایرانیها این به اصطلاح اصلاح طلبان حکومتی را شناخته و سنگ آنها را به سینه نزند.

  2. ایرانی says:

    دوستان به جای دعوا با هم متحد شوید تا از شر این دیکتاتوری خونخوار رهایی یابیم
    اصلاح طلب و مجاهد و سلطنت طلب و دموکرات همه یک هدف داریم
    نجات ایران

  3. سامان says:

    وستان به جای دعوا با هم متحد شوید تا از شر این دیکتاتوری خونخوار رهایی یابیم
    اصلاح طلب و مجاهد و سلطنت طلب و دموکرات همه یک هدف داریم
    نجات ایران

    ++++

    دوست عزیز فکر میکنم تمام این اصلاح طلبهایی که شما میگویی از دست همان ولایت در غربت به سر میبرند ولی راهکار چیست آیا میشود از امروز تا فردا این اصل هایی که هیچکدام از ما قبول نداریم بگوییم کنسل شوند اگر کسی به اجرای قانون اساسی پافشاری میکند ظرفیتهایی است که در آن حقوق مردم را در نظر میگیرد حق اعتراض را به رسمیت میشمارد وگرنه همه میدانیم که ولایت فقیه میخواهد تمام مملکت را بنام خودش و فرزندش سند بزند . راهکار تغییر بدون ایجاد انقلاب کور و خون و خونریزی چیست ؟ بهتر نیست بدانیم چه چیز را میخواهیم و برای رسیدن به آن پافشاری کنیم

    • sardabir says:

      دوست عزیز همانگونه که در مرامنامه ما نوشته شده است خواندنیها هوادار جدائی دین از سیاست است .به نظر ما این قانون اساسی که بند بند آن با دین اسلام و شریعت عجین شده است
      ابدا با مواردی که شما در باره حفظ حقوق اساسی و ملی شهروندان یه آن اشاره می کنید ، همخوان نیست . شترسواری دولا دولا نمی شود . یا باید تن به قانون اساسی متکی به مذهب – که ولایت فقیه تنها یک بند از آن است – داد و یا باید دین را به باورهای شخصی واگذار کرد . معجونی که از دموکراسی و شریعتمداری ، در این قانون نهفته است کار برونرفت از مخمصه را برای ایرانیان و کشور سخت کرده است . باید از میان این دو یکی را انتخاب کرد . آنهائی که حرف از تغییر در چارچوب این قانون میزنند آب در هاون می کوبند و خواسته و ناخواسته آب به آسیاب رژیم می ریزند ! حرف ما این است

  4. رضا says:

    گرچه با نظرات شما موافقم، در نامه ای به آقای اسماعیل نوری علا متذکر شدم که بدلیل کم سوادی (سیاسی) جمعیت کثیری از مردم ایران، امکان پرش از ” شاعبدلعطیم ” به ” سکولاریزم ” یک شبه میسر نمیباشد. ( به نظر بنده)

    فعلا ما نیازمند جلب نظر اکثریت هستیم، و توافق بر این باشد که اولین هدف حذف ولایت فقیه و جدایی دین از سیاست و آزادی بیان و رسانه های مستقل باشد … بعد از تحقق این اهداف، بصورت خودکار هدف های بعدی هم میسر میشوند.

    وقتی آزادی بیان و رسانه محقق شد، احزاب میتوانند عقاید خود را مطرح نمایند.

    اما باز هم واقع بین باشیم و انتظار نداشته باشیم که مردم را یکشبه از ” بیمه ابولفضل ” به ” داروین ” وصل کنیم.

    مخلص همه
    رضا از اکراین

  5. رضا says:

    هر بار که در خواندنیها نظرم رو پست میکنم و بلافاصله درج شدنش رو میبینم، میگم: دمتون گرم که سانسور نمیکنید و اجازه میدید همه حرفشون رو بزنند

    باز هم سپاس از شما

  6. ژانگولر says:

    “اصلاح طلبانی قرار گرفته اند که پس از تراشیدن ریش و انداختن کراوات به گردن ، در رادیو و تلویزیونهای فرامرزی برای آنها کنسرت گذاشته شده است . ”

    باز اگر اندک هنری داشتند – نه در حد اجرای کنسرت- خوب بود… اینها مانند گدایان و برخی دوره گردهای تهران هیچ هنری ندارند، ولی به زور می خواهند از عابران پول بگیرند!

    نقل بیتی از دست فروشی دوره گرد : “آقا بخرید آقا بخرید — اگه نخرید خیلی خ….! ”

    با پوزش از خوانندگان

  7. saeed says:

    اگر ما نخواهیم امثال این مهاجرانی ها برای ما تصمیم نگیرند چه کسی را باید ببینیم.