Home
translation translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > جوک اوباما و تمسخر احمدی نژاد درضیافت روزنامه نگاران – ویدئو
جوک اوباما

جوک اوباما و تمسخر احمدی نژاد درضیافت روزنامه نگاران – ویدئو

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

انجمن رسانه ای کاخ سفید از نهادهای متنفذ امریکائی است که ضیافتهای سالانه آن به یکی از خبر ساز ترین گردهم آئیهای امریکا و بلکه جهان تبدیل شده است . ضیافتهای سالانه این انجمن در طول سالهای گذشته از یک رویداد تفریحی به یک همایش سیاسی تبدیل شده و حضور روسای جمهور ایالات متحده و همسران آنها این رویداد را پر رنگ تر کرده است .

جرج بوش چند سال پیش ارکستر نظامی را در این ضیافت رهبری کرد

شرکت در ضیافتهای این انجمن تا سال ۱۹۶۲ ویژه آقایان بود و خانمها به آن راهی نداشتند ولی جان اف کندی رئیس جمهور وقت امریکا این سنت را به هم ریخت و شرکت خود در این ضیافت را مشروط به حضور خانمها در ضیافت نمود . در این ضیافتها ، علاوه بر رئیس جمهور و شخصیتهای برجسته سیاسی عده زیادی از هنرمندان هالیوود نیز شرکت می کنند . از برنامه هائی که در طول زمان به صورت سنت در آمده است لطیفه گوئی روسای جمهور در این مجلس است . در آخرین ضیافت این انجمن که شب گذشته در واشنگتن برگزار شد ، باراک اوباما و همسرش نیز شرکت داشتند و اوباما با لطیفه ای در مورد خود و معاونش “جو بایدن” حکایت کرد و حاضرین را به خنده انداخت .” جان لنو” شومن معروف برنامه این جشن را اداره کرد و به “گردگیری” اوباما با سران کشورهای مخالف ، از جمله محمود احمدی نژاد پرداخت . توجه شما را به نوار بخشی ازضیافت دیشب این انجمن جلب می کنیم .

YouTube Preview Image
 
کلیدواژه ها: , , , , , ,

  1. مشگل دیکتاتوری و عاقب آنان

    متاسفانه گویا دیکتاتور تاریخ نخوانده اند و یا از آن بی اطلاع هستند. اگر کمی عقل داشته باشند و تاریخ را بخوانند خیلی راحت متوجه خواهند شد که چه کنند.

    نادر شاه افشار این فرزند دلیر ایران که از سپاهیگری و سربازی به امپراتوری رسیده بود متاسفانه متوجه نشد که چه کند. خوب شاید نادر مردی بیسواد و یا کم سواد بود و برایش امکان مطالعه وجود نداشت. زیرا ما نه خاطره ای بنام او داریم و نه مدرکی که نشان دهد این نابغه نظامی تحصیلاتی هم داشته است. بعد از آنهمه جنگ و زحمتی که او برای ایران کشید در آخر کار همان فرزند فقیر ایرانی که حالا بخ جاه و جبروت بی مثالی رسیده بود گویا فراموشی به او مسلط شد و خود را باحتمال فنا ناپذیر میپنداشت و طوری رفتار میکرد که گویا برای همیشه شاهنشاه ایران میماند. خوب او که از طبقه های پایین اجتماع آن روز ایران به عالیترین مقام رسیده بود شاید خودش را گم کرد و از خودش بیگانه گردید و شروع به درآورده چشمان مردم کرد که حتی در این کار ابلهانه آنقدر زیاده روی کرد که به دستور وی چشمان پسرش را هم از حدقه بیرون کشید و چون درباریان ترسو و بله قربان گو هیچکدام جرات نکردند که حتی شفاعت رضا قلی فرزند او را کنند و دید همه درباریان بی خاصیت و مجیز گو هستند و مثل آدمک میباشند پس بر آنهان هم خشمگین شد و شروع به درآورددن چشمان ایشان کرد دیکتاتور بیچاره شاید مریض و دیوانه شده بود. همان نوکران و سردارانش شبانه به چادر سلطنتی او حمله کردند و نادر شاه قهرمان را که در خواب بود کشتند البته او با وجود اینکه خواب آلوده بود توانست چند نفر از مهاجمین را بکشد ولی خودش هم کشته شد. خوب این سرنوشت مردی بود که درجلوی سپاهش شمشیر میزد و از هیچکس ترسی نداشت شاید براحتی میتوانست با بیست مردی جنگ به رزم بپردازد وهمه را نابود سازد. چنین مردی نابغه و پر قدرت در اثر حماقت و یا عصبانیت ریشه خودش را کند. شادی حتی یک گردان سرباز هم نمی توانست او را در هنگامه روز و در میدان جنگ بکشد.

    آغا محمد خان بیضه بریده که گویا توسط کریم خان زند به خاطر بد جنسی هایش در بچگی به بریدن شده بیضه هایش محکوم شده بود توانست ایران را برای خودش با جنگ بگیرد و پادشاه شود ولی همان غیض و نفرتی که از کریم خان داشت باعث شد که هرچه که بنام اوست از بین ببرد. و حتی دستور داده بود که استخوانهای کریم خان را در زیر پله های کاخش دفن کنند تا هر روز با پایش به آنان بکوبد و بی احترامی به بدن پادشاه قبلی ایران بکند. عقده بی بیضه گی و کینه ای که از کریم خان داشت او را وادار میکرد که ظلم و فساد کند.

    متاسفانه دیکتاتور ها با وجود اینکه ممکن است خدماتی شایسته هم انجام دهند ولی بواسطه انسان بودن و اینکه انسان امکان زیادی برای اشتباه کرده رادارد همیشه با سرنوشتی بد و دردناک مواجهه میشوند. رضا شاه که از فقر و فاقه به سربازی و مهتری و بعد هم براثر نبوغ و دریایتش به وزارت و به پادشاهی رسیده بود شاید همان اشتباه را کرد و در بازی باخبرگان سیاست مات شد. میگویند سرلشگر تهماسبی را انگلیسی ها برای سلطتنت ایران نامزد کرده بودند ولی او قبول نکرد و رضا شاه قبول نمود.

    رضا شاه که مردی با وطن بود و نبوغ ریاست و اداره امور را با وجود بیسوادی و یا کم سوادی داشت و راضی نشده بود که نوکر اربابان باشد و میخواست برای کشور کار کند باز متاسفانه دچار اشتباهاتی شد و کله گردید. شاید متاسفانه در مقام دیکتاتوری انسان عقل از سرش میپرد و اشتباهاتی میکند که هم برای خودش ئ هم برای دیگران خطرناک و جبران نا پذیر هستند. و علاوه بر خودش ملتی را هم بباد میدهند.

    دبیر ما میگفت همه این کسانی که امروز وزیر و یا وکیل و رییس های کل هستند روزی خودشان دانش آموزان و یا دانشجویانی فقیر و بد بخت بودند که حتی یک شام سیر هم نداشتند ولی متاسفانه وقتی که به قدرت رسیدند همه چیز را فراموش کردند و خودشان به تفنگ و مسلسل بجان همان مردمی افتادند که از میان آنان برخاسته بودند و کار و مشورت و عدالت را بکلی فراموش فرمودند.

    درست پسری که کمر به قتل مادر فداکار و یا پدر دست از جان شسته خود ببندد. دل آزرده مادر به پسر فیل افکن گفت مگر خردی فراموش کردی که این چنین درشتی میکنی؟ که بیچاره بودی در آغوش من که امروز تو پیل مردی شیر افکن هستی و من پیرزن؟

    خوب آقای دیکتاتور رییس جمهور شما که دیروز پسرکی فقیر بودید در اثر جریانهایی به این مقام رسیده اید یا کمر خدمت ببندید و یک عمر خود را بیمه کنید و در تاریخ بروید که بشما افتخار کند یا چون سایر دیکتاتور های ابله خود را به کشتارگاه ها بفرستید. سرنوشت صدام هیتلر موسیو لینی و استالین را بخوانید و عبرت بگیرید.

    مزن بر سر ناتوان دست زور که روزی بیفتی بپایش چو مور. تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی.