Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > دیدگاه شما > محرومیت جوانان بهائی از دسترسی به آموزش عالی
بهائیان

محرومیت جوانان بهائی از دسترسی به آموزش عالی

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

به یاد ایقان و نوید و درسا و سما و برای همه هم سن و سالان بهائی ام که از تحصیل محرومند….

فروغ مهر آور تا همین چند روز پیش که مقاله جدید دکتر مایکل کارلبرگ (۱) را خواندم، متن انگلیسی پیام بیت العدل اعظم، مرجع بین المللی بهائیان را خطاب به محرومان از تحصیل بهائی به تاریخ ٩ سپتامبر ٢٠٠٧ ندیده بودم. ضمن خواندن مقاله متوجه شدم که دکتر کارلبرگ در عنوان مقاله اش عبارتی از متن این پیام را به کار برده: «Constructive Resilience». بیت العدل اعظم اشاره می فرمایند که جامعه بهائی ایران در ۱۶٠ سال گذشته، در برابر فشار و سرکوبی که از طرف حکومت و روحانیان به ایشان وارد آمده «Constructive Resilience» یا «استقامت سازنده» پیشه کرده اند.

امروز که فشارها بیش از هر وقت دیگری تشدید یافته، معنای این عبارت را بهتر درک می کنم. با توجه به این که یکی از معانی Resilience قابلیت ارتجاع و فنریت است، فکر می کنم در این عبارت استعاره ای دقیق نهفته است. فنری را در نظر بگیرید که از بیرون بر آن نیرو یا فشار وارد می آید. آیا فنر می شکند؟ نه، بلکه فشرده می شود و بیش از حالت تعادل اولیه محکم و مستقیم می گردد. ولی این تمام ماجرا نیست. فنر در برابر اعمال نیرو ثابت و بی پاسخ نمی ماند؛ در برابر هر نیرویی یک نیروی عکس العمل هست و فنر هم در برابر نیرویی که به آن وارد می آید، نیرویی در خلاف جهت وارد می آورد و سرانجام در اولین فرصت، پس از حرکاتی نوسانی به حالت اولیه خود برمی گردد و یا به تعادلی جدید می رسد.

مهوش ثابت، فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیز فهم سران زندانی تشکیلات بهائیان

پاسخ بهائیان به فشارها مشابه پاسخ فنر به نیروست. وقتی به تاریخ جامعه بهائی ایران نگاه می کنم، وقتی جانبازی های عاشقانه بهائیان و بابیان را آنطور که در «تاریخ نبیل» (٢) آمده و آنطور که از والدین و اطرافیانم شنیده ام و یا به چشم خود دیده ام به خاطر می آورم، این نشکستن، این استقامت و استحکام را به خوبی لمس می کنم. دوستی را می بینم که در دو سالگی پدر نازنینش به خاطر بهائی بودن شهید شد و در آغوش مادر مهربان و مصمّم و فداکار پرورش یافت، و حال نوزاد چند ماههء خودش تجربه ای مشابه از دوری پدر زندانی اش دارد. یاران ایران را می بینم که دو سال است استقامتشان کمر ظلم و بی عدالتی را شکسته و مصداق مناجات حضرت عبدالبهاء هستند که می فرمایند: «رَبِّ ثبّت قلوبَهُم وَ أیِّد نفوسَهُم وَ رَکّز اَقدامَهُم وَ قوِّ اَجسامَهُم حَتّی یَتحَمّلوا کُلَّ بَلاءٍ فی حُبِّکَ وَ یُقاوموا هُجُومَ الاَعداءِ حَیثُ یَتزعزعُ مِنهَا الجبالُ وَ یَتزلزلُ بهِ الاقدامُ» (٣) به این مضمون که ‘پروردگارا، قلبهایشان را ثابت کن، نفوسشان را تأیید نما، قدمهایشان را استوار کن و جسمهایشان را قوی فرما تا هر بلایی را در راه عشقت تحمّل کنند و هجوم دشمنان را در جایی که کوه ها از آن به تکان آیند و قدمها به لرزه افتند، مقاومت نمایند’.

رئیس ستاد حقوق بشر قوۀ قضائیه، در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام می دارد که هیچ فردی به خاطر عقیده اش در ایران از تحصیل محروم نمی شود

نیروی عکس العمل را هم مشهود می بینم، اما این نیرو دو تفاوت اساسی با نیروی عکس العمل فنر دارد: اولین تفاوت آن است که بر خلاف قوانین دینامیک که می گوید جنس نیروی عکس العمل با نیروی عمل یکی است، جنس نیروی عکس العمل جامعۀ بهائی با نیروی وارده از طرف ظالمان متفاوت است؛ از جنس نامردی و ظلم نیست، بلکه خیرخواهی و محبّت نسبت به عاملان ظلم است. این نه یک شعار زیبا؛ بلکه از تعالیم حضرت بهاءالله است. حضرت عبدالبهاء در توضیح آن می فرمایند آن که داعیۀ عشق به حضرت بهاءالله را دارد باید «دشمن را دوست دارد و بدخواه را خیرخواه بداند. نه آن که دشمن را دشمن بداند و مدارا نماید و بدخواه را بدخواه بداند اما خوش رفتاری کند. این گونه عمل کردن دورویی است. تزویر است. حقیقت ندارد. شما باید دشمن را دوست ببینید و بدخواه را خیرخواه بدانید و به این روش معامله کنید. یعنی محبت و مهربانی و خیرخواهی شما حقیقی باشد نه مدارا». (۴) حکایت دایی نازنین را به یاد می آورم که سالها پیش در اوین زندانی بود و سرانجام اعدام شد. روزی بازجو، معروف به طلوعی، پس از شکنجه و ضرب و جرح دایی تهدیدش می کند که فلان روز دوباره می آید تا حسابش را یکسره کند. روز مقرّر می آید و می رود و بازجو طلوعی نمی آید. پس از یک هفته که بازجو بالاخره پیدایش می شود، دایی بی درنگ به این مضمون می پرسد: ‘کجا بودید، یک هفته دیر آمدید، نگران سلامتی تان بودم!’

تفاوت دیگر عکس العمل بهائیان به ظلم با عکس العمل فنر به نیرو آن است که این نیروی عکس العمل فقط به عاملان فشار و سرکوب وارد نمی آید، بلکه به صورت خدمت به همۀ هموطنان عزیز و عشق به ایشان تعمیم می یابد. بیت العدل اعظم تعدادی از اینگونه عکس العمل ها را در همان پیام یادآوری می کنند و می فرمایند که بهائیان در گذشته «نظر خود را ما ورای مشکلاتی که بر ایشان هجوم نموده بود معطوف داشتند» و در عوض مقابلۀ بی عدالتی ها سعی کردند «تعالیم دیانت جدید الهی را در جهت حصول مقاصد روحانی و توسعۀ اجتماعی به مرحلۀ عمل درآورند…هدف آن قهرمانان شجاع امر مبارک سازندگی، تقویت و بهبود تار و پود اجتماع زادگاه خود بود و به این نیّت به تأسیس مدارس برای تعلیم و تربیت یکسان دختران و پسران، ارائۀ اصول و عقاید جدید مترقّیانه، ترویج علوم و فنون، معرّفی کمک های مهم در زمینه های مختلف از قبیل کشاورزی، بهداشت و صنایع موفّق شدند- اقداماتی که منافع آن متوجّه تمامی ملّت بود.»

فرایند فشار و سرکوب در چند سال اخیر در مورد جوانان بهائی این کشور به شکلی تازه به راه افتاده: در سال ٨٣ بهائیان پس از مدت ها اجازۀ شرکت در کنکور سراسری را می یابند، نتایج خوبی می گیرند، ولی نه تنها بسیاری از ایشان به طرق گوناگون از ورود به دانشگاه محروم می شوند، بلکه اکثر همان افراد معدودی که پذیرفته می شوند هم به تدریج از دانشگاه ها اخراج می شوند و این روند اخراج و پاکسازی دانشجویان بهائی تا همین روزهای اخیر ادامه دارد و همین چند روز پیش بود که خبر اخراج شایان ثنایی، انوش و منا شریفی محبتی، سه دانشجوی بهائی دانشگاه پیام نور در بجنورد خراسان شمالی منتشر شد. و همۀ اینها در حالی است که آقای لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر قوۀ قضائیه، در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام می دارد که هیچ فردی به خاطر عقیده اش در ایران از تحصیل محروم نمی شود. اما کاش فشار و سرکوب به همین محرومیت ها محدود بود، کاش فقط سعی می کردند سرمایه های مملکت را که هر یک حدود ۱٢ سال در این کشور آموزش و پرورش یافته اند از تحصیلات عالیه محروم سازند، کاش فقط به بی پاسخ گذاشتن مراجعات و مکاتباتِ انبوهِ محرومین از تحصیل اکتفا می شد. متأسفانه فشارها به اینجا محدود نشده و در اسفند ماه سال گذشته شاهد دستگیری چهار نفر از این محرومین از تحصیل بودیم که جرمشان اگر نه خودِ محرومیت از تحصیل، که تلاش برای احقاق حق از دست رفتۀ خودشان و همقطارانشان بوده است!

و حال در برابر این فشارها چه می توان کرد؟ این روزها خیلی به این مسئله اندیشیده ام. به یاد بازداشت شدگان بی گناه بودن و برای استقامتشان دعا خواندن اگر چه شرط وفاست، اما کافی نیست و راضی ات نمی کند. در چنین زمانی که نمی توانی برای نجات ایشان کاری انجام دهی، یافتن یک ‘تنها راه حل’ در پیام بیت العدل اعظم بسیار شیرین است، حتی اگر تلخی آزار و سرکوب را از یادت نبرد: می فرمایند مثل اخلاف خود باید «استقامت سازنده» پیشه سازیم. احساس می کنم و مطمئنم که عبارت «استقامت سازنده» صرفاً برای دلداری و تشویقمان نیست، بلکه تنها راه حلی است که در برابر فشارها داریم؛ باید نیرویی که در وجودمان داریم در مسیر خدمت و آبادانی هدایت کنیم، و الّا نیرویمان به هدر می رود و مستأصل می مانیم. باید سعی کنیم مثل فنر باشیم.

ماییم و به فرمودۀ بیت العدل اعظم وظیفۀ عمل مطابق بیانات حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء. می فرمایند: «به اعراض و انکار و استکبار و ظلم و عدوان اهمّیّت ندهید و اعتنا نکنید بالعکس معامله نمائید…»، «…اگر زهر دهند قند بخشند…». «به خود مشغول نباشید در فکر اصلاح عالم و تهذیب امم باشید. اصلاح عالم از اعمال طیبّۀ طاهره و اخلاق راضیه مرضیه بوده…»، «…هر نفسی از شما در هر شهری که وارد گردد به خلق و خوی و صدق و وفا و محبّت و امانت و دیانت و مهربانی به عموم عالم انسانی مشار بالبنان گردد…». «معین هر مظلومی باشید و مجیر هر محروم…»، «به هر نفسی برسد خیری بنماید و نفعی برساند…»، «…خالصاً مخلصاً لله به وعظ و نصیحت عموم برخیزند تا دیدۀ اهالی از این کحل بینش معارف روشن و بصیر گردد…»

این خط مشی که بهائیان «برای ایفای نقش خود در بنای جامعه ای متّحد و پویا انتخاب کرده اند» (۵) در دنیای امروز عجیب است و در نوع خود منحصر بفرد. بهائیان بر اساس تعالیم دین خود در برابر اقدامات خشونت آمیز از فعالیت سیاسی و هر گونه عمل جدایی انگیز دوری می کنند و از این جهت گاه مورد انتقادات شدید قرار می گیرند (اگرچه وقتی به شرایط فعلی نظری داشته باشیم روشن می شود که مشارکت بهائیان ایران در امور سیاسی به نفع ایرانیان هم نیست، چون هر وقت می خواهند فردی یا گروهی را سرکوب کنند، مدعی می شوند که آن فرد یا گروه، بهائی یا وابسته به بهائیان است و آن را بهانه ای برای سرکوب شدید آن فرد یا گروه قرار می دهند). طبیعی است چون جهان تا کنون چنین خط مشی ای را تجربه نکرده؛ چنانکه حتی گاندی و مارتین لوتر کینگ و امثال این دو شخصیت بزرگوار و دوست داشتنی تمدن بشری که به حرکت مسالمت آمیز معتقد بودند، برای رسیدن به اهداف خود از نافرمانی مدنی و اعتراض به حکومت استفاده می کردند. اما بهائیان حتی نافرمانی مدنی و اعتراض مسالمت آمیز به حکومت را نیز وظیفۀ خود نمی دانند و در برابر ظلم روش غیرسیاسی پیشه می کنند، اگرچه این روش بسیار دیر نتیجه بخشد. بیت العدل اعظم در این زمینه محرومین از تحصیل را در آن پیام اینطور هدایت می فرمایند: «دفاع شما از حقوق حقّۀ خود البتّه شرط عدل و انصاف است. علاوه بر آن، کلّیۀ وسایل قانونی موجود نیز برای دفاع از حقوق شما در حال حرکت است…البته که شما تنها نیستید. ولی پشتکار و استقامت شما در این راه باید با بردباری توأم باشد و بخوبی بدانید که صبر و تحمّل برای پیشبرد فرایندهای تحوّل اجتماعی که بالطّبیعه با سرعت کم پیش می رود با درد و مشقّت توأم و همراه است.»

البته که در شرایط فعلی ایران، امور مربوط به برقراری عدالت اجتماعی و سیاست حزبی مرز مشخصی ندارند و همین مسئله انتخاب روش مناسب را برای بهائیان مشکل ساخته، اما طبق پیام بیت العدل اعظم به محرومان از تحصیل در ایران، «خدمت به دیگران صراط مستقیم و راه نجاح و فلاح است» و حتما می توانیم «طرق عملی برای خدمت به هم وطنان عزیز خود» بیابیم و «دست اندر دست دیگران و دوش به دوش دیگر شهروندان آن سرزمین مقدس برای ترویج امور عام المنفعه جهد و کوشش» کنیم. بیت العدل اعظم راه های گوناگونی برای قدم نهادنمان در این مسیر پیشنهاد می کنند. در پیام ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ و ٢٢ ژانویه ٢٠۱٠ می فرمایند که می توانیم در کنار وظایف روحانی فردی، «با کمال خضوع و خشوع، رعایت حکمت، احترام به قانون و مقرّرات اجتماعی و با روحیّۀ یادگیری و تشریک مساعی با گروه ها و افراد هم فکر» در «گفتمان های سازنده و اقدامات وسیع اجتماعی به منظور بهبود وضع عالم و وطن خود» و «فعالیت های توسعۀ اقتصادی و اجتماعی» شرکت کنیم. در پیام های دیگر می فرمایند که می توانیم در پیشبرد «تساوی حقوق زن و مرد» (۳۱ خرداد ۱۳۸۷) و استحکام حیات خانواده بکوشیم و «جهت رفع تبعیضات و تعصّبات دیرینۀ مذهبی، قومی، جنسی و طبقاتی» (۷ مرداد ۱۳۸۷) تلاش کنیم.

آری باید ناظر به پیام ۲ تیر ۱۳۸۸ بیت العدل اعظم باشیم که می فرمایند «واکنش صحیح در مقابل ظلم نه قبول خواسته‌های سرکوب‌گران است و نه پیروی از خوی و روش آنان. نفوسی که گرفتار جور و ستم هستند می‌توانند با اتّکا به قدرتی درونی که روح انسان را از آسیب کینه و نفرت محفوظ می‌دارد و موجب تداوم رفتار منطقی و اخلاقی می‌شود، ورای ظلم و عدوان بنگرند و بر آن فائق آیند.» (۶)

—————————————————-

پانویسها :

١. ترجمۀ فارسی این مقاله هنوز منتشر نشده است. متن انگلیسی را می توانید در اینجا بیابید:

٢. این کتاب را می توانید در سایت اینجا بخوانید

٣. مجموعه مناجات های حضرت عبدالبهاء، ص٣٩٠.

۴. از نسخۀ بازنویسی شدۀ کتاب «بهاءالله و عصر جدید»، صص ۱۰۶-۱۰٧.

۵. پیام ٢٢ ژانویه ٢٠۱٠ بیت العدل اعظم.

۶. اکثر پیام های فوق را در اینجا می یابید

عنوان اصلی این مطلب “در برابر فشارها مثل فنر باشیم!” بوده است . تیتر از خواندنیها است.

 
کلیدواژه ها: , , , , , ,

  1. هومن says:

    روش مقابلهء بهائیان با ستم های وارده، حقیقتاً جای تأمل و تفکر عمیق دارد. چه که ستمگران در برابر آن نتوانسته اند کاری از پیش برند و قادر به محو جامعهء بهائی نشده اند. اما بکار بردن این روش، نیازمند روحی بزرگ و استقامت و صبری در خور است. امیدوارم بزودی ستم و تبعیض علیه بهائیان و همهء دگر اندیشان پایان پذیرد.
    با تشکر از نویسندهء مقالهء عمیق و دلنشین فوق.

  2. سامان says:

    مقاله بسیار زیبایی بود. معمولا گروههایی که در اقلیت هستند و تحت فشار قرار می گیرند دست به اقدامات تروریستی یا مقابله خشونت آمیز با حکومت می پردازند. اما بهاییان ایران این جمله ها را خط مشی خود قرار داده اند: «به اعراض و انکار و استکبار و ظلم و عدوان اهمّیّت ندهید و اعتنا نکنید بالعکس معامله نمائید…»، «…اگر زهر دهند قند بخشند…»…
    به امید ایرانی آزاد

  3. احمد says:

    شـــــــــــــــرم بر این نا جوانمردان تازی صفت و متحجر باد.

  4. kazem Malek says:

    از خود بپرسیم به چه سبب در جامعه‌ای مبتلا به عفونت خرافات و شقاوت و توحش مومنان گروهی از معممان بانی‌ بهائیت را حمایت کرده به وی پیوستند ؟آیا همگیشان دیوانه بودند و یا بی‌ توجه به خطرات ناشی‌ از نفی “ملا سروری”؟

    از دیدگاه من —-که تکرار می‌کنم :خدا باوری و رسالت و دین و مذهب گرائی را ساقط و نافی خرد و منطق و آبشخور خشونت و پسماندگی دانسته و میدانم—-کمشمار پیروان اولیه سید علی‌ باب که خود جزو معممان میبودند همانند “اقلیت”درستکاری رفتار نمودند که در هر قشر اجتماعی نظایرشان وجود داشته و دارد.به همین سبب وجودشان برای اکثریت تبهکار غیر قابل تحمل است . کافیست به دوران “فتحعلیلشاخ جاغار! “رجوع نموده و به یاد آوریم چگونه به تحریک آخوندان آن مردک عیاش و احمق با ” روس منحوس”وارد جنگی نابرابر شد و بخشی بزرگ از آبادانی پذیر‌ترین خاک میهن را از دست دادیم ( قرار داد‌های ترکمن چای و گلستان )

    این راقم اگر در آن دوران زنده میبود و در لباس آخوندی، بدون تردید برای اعاده ” شرافت و حیثیت”بر باد رفته ” یونیفورم” مربوطه به کاری دست میزد شاید همانند آنچه از سید علی‌ باب سر زد.کاری شگرف و با هدف نقطه ختم نهادن بر کتاب خونین شیعیگری و آخوند پروری( کنجکاوان میتوانند به وبلاگ آقای احمد پناهنده مراجعه نمایند که به شکلی موجز و روشن و بدون حاشیه روی‌های “اوسا منشانه— صدرلکانه” یاوه بودن عذر وجودی آخوند جماعت را با تذکار اسناد و شواهد تاریخی بیان داشته)

    وجود و حضور بهائیان خاری است در چشم آخوندان و به عنوان خطرناکترین عاملی تلقی‌ میشود که میتواند دکان احمق پروری و مفتخوارگیشان را تعطیل و مهر و موم کند.

  5. nam says:

    بهائیت فرقه گمراه کننده ساخته دست اجنبی است

  6. اسماعیل says:

    نم اقا سلام

    قربون شکل ماهت برم اول اسلام خودمونو بچسب که عصاره اجنبیته. ما ایرونی هستیم زردشت ایرونی بود ولی محمدی که از بچه گی تو حلقمون کردن یه عرب و اجنبی بود. تمام یاعلی یائی که یه عمر گفتیم به یه عرب اجنبی بود. بذار قبل از اینکه کاه از چشم یکی دیگه دراریم میخو از چشم خودمون بیرون بکشیم. بابا ننه من و شما ما را مسلمون بار اوردن که توسری بخور اخوندا بشیم. ببین چه بلایی سرمون اوردن. هنوزم حرفای اون اجنبیای وطن فروش تکرار میکنی؟ نم اقا چاکرتیم فکرکن قبل ازاینکه حرف بزنی.

    تا بعد

    اسماعیل

  7. ناشناس says:

    nam عزیز،
    شما فارسی زبانید و احتمالا ایرانی. می دانید که قانون اساسی ایران بندی دارد راجع به آزادی بیان و عقیده و از این حیث در میان بسیاری کشورهای جهان سرآمد است. بگذارید حداقل در صحبت های مان طعم خوش این قانون پیشرفته و مدرن را بچشیم:
    آنچه شما آن را بهائیت و فرقه می خوانید، بهائیان دیانت بهائی، یا آئین بهائی یا امر بهائی می نامندش.
    این آئین جدید هر چه هست، به نظر حداقل ۳۰۰ هزار تن از ایرانیان بهائی و ۷ میلیون بهائی دنیا دیانتی آسمانی است.
    در مورد “ساخته دست اجنبی” بودن، پیش از شما بسیاری چنین ادعایی درباره دیانت بهائی کرده اند بدون این که دلیلی برای مدعای خود داشته باشند. و با این حال بارها و بارها پاسخ های مستدل به این گونه ادعاها داده شده، می توانید برای اطلاع از این پاسخ ها به انتشارات و سایت های «ولوله در شهر» و «نقطه نظر» مراجعه فرمایید.
    با احترام

  8. vina says:

    Please dont listen to Bahais lies, you should live with them and then you realize how swefull and disgusting they are. They deserve the worst.

  9. فرحان says:

    سلام بر پیروان حقیقت فکر واندیشه مرز نمی شناسه .ادیان الهی منحصر به مرز جغرافیایی نیست .دین اسلام هم دین اعراب نیست دلیلش هم این که ۱۴۰۰سال پیش در قرآن به مطالبی اشاره شده که تازه علم امروز به گوشه ای از اون رسیده مثل قانون عمومی زوجیت اشیاء ن. ک. سوره ذاریات آیه۴۹
    اما بهائیت نه تنها دین الهی نیست بلکه ایرانی هم نیست چرا؟اکثر کلمات بهاء وعباس افندی عربی است مثل همین هائی که بالا دید شوقی افندی (امام دوم بهائیت )هم که کتاب قرن بدیع را بهانگلیسی نوشته وبعد ترجمه شد معلوم است که این ها از زبان شیرین ماری شان فارسی خسته شدند یا …درهر صورت دین وآئین مساله ای نیست که بگوئیم چون ما عجم هستیم پس دین مان باید فرق کند این یعنی تعصب و تعصب با اندیشه سازگار نیست…
    به امید دیدار

  10. سام همتي says:

    من به هیچ دین و .. اعتقاد ندارم ولی این بهایی هایی که در اطراف خودمون می بینم اینقدر کثیفن که واسه تبلیغ خودشون هم که شده و می خوان خودشون رو خوب نشون بدن به خیلی از در خواستها جواب مثبت میدن ما هم حداکثر استفاده رو از دختراشون میکنیم وقتی از دینشون می پرسی حرف جدیدی ندارن ما هم برا استفاده از اونا به به و چه چه میکنیم اونا هم خوششون میاد.