Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > سرمقاله > توصیه به شادی صدر و دوستان او
artcile
مشکل روانی شادی صدر

توصیه به شادی صدر و دوستان او

۷ اردیبهشت ۱۳۸۹

خانمی که عکس او را در بالا می بینید شادی صدر نام دارد . این خانم وکیل دادگستری در ایران است ولی ترجیح داده به جای حمایت از موکلین خود در ایران ، از کشور خارج شده و از اینجا به موکلین خود جایزه بدهد اینجا !

روابط خانم شادی صدر با نهادها و رسانه های خارج از کشور بویژه کشور هلند بسیار حسنه است ، به همین دلیل مرتب او را تیتر می کنند و به او جایزه می دهند که او هم آن را به زندانیان سیاسی بدهد . آیا این نوعی لوس بازی است ؟ ما نمی دانیم ! شاید روش جدیدی برای ترساندن مرتضوی و شریعتمداری است که ما از آن بی خبریم .

این خانم دوست دارد به هر وسیله که شده اسمش بر سر زبانها باشد ، به همین دلیل زمانی که در ایران بود دائما تلاش می کرد که بازداشت شود . اما حالا که به خارج آمده کسی نیست که او را بازداشت کند و سوژه تیتر شود ، به همین جهت قلم را برداشته و با نوشتن مطلبی ناسزا گونه  با عنوان “چه فرقی است بین امام‌جمعه تهران و سایر مردان ایرانی؟ ” تلاش کرده این اشتیاق سرکوب شده را ارضا کند .

شادی صدر با ماکسیم فرهاخن وزیر خارجه هلند

خانم صدر در این مطلب با اشاره به اظهارات ابلهانه امام جمعه تهرا ن اینجا در باره ارتباط زلزله و منکرات می نویسد«منظور من شما هستید آقایان ! همه کسانی که اظهارات امام جمعه تهران را خلاف قواعد علمی ثابت‌شده در مورد علل وقوع زلزله دانسته‌اید و در یک بعد از ظهر مطبوع بهاری، چای را که مادراتان، زنتان، خواهرتان یا حتی دوست‌دخترتان جلویتان گذاشته، هورت کشیده‌اید و مفرح‌شده از صحبت‌های امام جمعه، زندگی و کارتان را ادامه داده‌اید بی آنکه حتی یک لحظه فکر کنید شما، خود شما نیز عضو همان باشگاهی هستید که امام‌جمعه تهران از بلندپایگان آن است»

این خانم در پایان مطلب خود نتیجه می گیرد که « راستش من چندان فرقی بین حجت‌الاسلام صدیقی با هر یک از پسران تازه‌بالغ دیروز و مردان طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان امروز نمی‌بینم؛ غیر از اینکه او دست‌کم در آنچه هست و آنچه می‌گوید، یک‌رو تر است» اینجا !

البته این خانم در ابراز نظرات خود در غرب – هر چند توهین آمیز – آزاد است و کسی هم با او کاری ندارد . خوشبختانه جای او هم تنگ نیست چون به حمدالله از برکت جوایزی که به او می دهند و بودجه ای که دولت هلند به سازمان او اختصاص داده ، می تواند در افشانیهای دماغ آزار خود را در رسانه ها منتشر کند ولی به نظر ما ، بهتر است دوستان ایشان در رسانه ها به جای گماردن ایشان در مقام سخنگوئی زنان ایرانی ، وی را به یک پزشک حاذق روان درمانی معرفی می کردند که با دارو و درمان شهوت وافر ایشان به” نام آوری” را درمان کند .

روانپزشکان بروز  بدبینی افراطی و اینگونه ناهنجاریها درسنین بلوغ را ، نتیجه عوارضی می دانند که  در اثر محرومیت از  تربیت در کودکی و رشد در خانواده های از هم پاشیده ، در بلوغ عارض بیمار می شود .امیدواریم خانم صدر توصیه ما را به چیزی جز خیر خواهی تعبیر نکرده و با تلاش برای بازیافتن سلامتی خود  ، همه را خوشحال کنند .

 
کلیدواژه ها: , , , , , , ,
  1. hoseyn says:

    میدونید فرق شاه‌اللهی و حزب‌اللهی چیه؟

  2. hoseyn says:

    هیچ فرقی‌ ندارند!

    :دی

    • sardabir says:

      دوست عزیز ما که متوجه هستیم شما کی هستسد . کاش اینقدر شهامت داشتید که به جای استفاده از ای-میل و نام عاریه ای ، ناسزاهای خود را با نام خودتان بفرستید .

  3. kazem Malek says:

    به عنوان یک “شاه الهی “( این اصطلاح لوس و بی‌ معنا را حسین ملک ساخت و سر زبان‌های “تق” و قلم‌های “لق”انداخت؛ زمانیکه هنوز از رسوبات “سوسمارکسیسم”در ذهنش رنجور بود. بعد‌ها پشیمان شد)میگویم از کسانیکه در نام کوچک و خانوادگیشان آثاری از “صدر “وجود دارد بپرهیزید. هنوز پاد زهر علیه میکرب “عفونیت!” “صدریت”ساخته نشده .

  4. یک دوست says:

    نویسنده و سایرین قبل از هرچیز باید با این مشکل خودشون کنار بیان که تحمل صدای متفاوت رو داشته باشند و خشم و نفرتی که بی دلیل از دیگران دارند رو منتشر نکنند. خیلی سخیفه که با ترور شخصیت و زیر سوال بردن دیگران اونارو نفی کرد. مسلما نه نویسنده روانشناسه نه دلیلی برای مشکل داشتنش با شادی صدر ارائه میده. اگر این با اخلاق ژورنالیستی سازگاره پس فرق شما با کیهان شریعتمداری چیه؟

    • sardabir says:

      دوست گرامی
      بنده نویسنده آن مطلب هستم و از برداشت شما متاسفم . من نوشته خود را دوباره خواندم و چیزی که نشان بدهد نویسنده خیال تروز شخصیت کسی را داشته است ندیدم . شاید آن بخشی که به تلاش برای بازداشت شدن در ایران اشاره شده است از خرد دور باشد ولی باور کنید اشخاصی هستند که برای کسب وجهه پیه زندان را هم به خود می خرند . امیدوارم در اینمورد اشتباه کرده باشم و خانم صدر از این مساله بری باشد . در باره بقیه مطلب ، و نکته های دیگری که در این مطلب وجود دارد ، چون درست است و به دروغ آلوده نیست ، اجازه بدهید بنده سر حرف خود بمانم . من هنوز عقیده دارم روانپزشکان باید به بیماری ایشان برسند چون همانطور که دوست دیگری می گوید چرا خانم تحصیل کرده و برنده جوائز فلان و بهمان و با نفوذ در طرفداران فمینیستی ، بجای ریشه یابی نقصان ها و ارایه پیشنهاد برای اصلاح و بهبود ، باید چنین تیغ مرد ستیزی را برکشد و دوست و دشمن را با هم بزند ؟
      باید به گفته این خواننده این نکته را اضافه کنم که بنده یک خبر اول و یک سرمقاله در باره خزعبلات خطیب نماز جمعه نوشتم که مورد استقبال بی نظیر مردم قرار گرفت . نظر خانم صدر هم آن بود که شما دیدید . حالا انصاف بدهید کدام ؟؟؟

  5. peerooz says:

    در باره خانم شادی صدر چیز زیادی نمیدانم جز آنکه نام ایشان را چند ین بار در رسانه ها دیده ام و گویا ایشان از فعالان ” جنبش فمینیستی آزادی زنان ؟” و شاید جنبش سبز باشند. چندی پیش مقاله ای دیدم از ایشان در باره بستن یا نبستن نوار سبز یا چیزی شبیه آن که جزئیات آنرا بیاد ندارم . در آنزمان طرز نوشتن ایشان را بسیار پسندیدم و تسلط ایشان در بیان و استدلال و حلاجی مطلب مرا تحت تاثیر قرار داد و ایشان را شایسته احترام دانستم . مقاله اخیر ایشان آب سردی بود که بر گرمای احترام و ارادت نو رسته من فرو ریخت . جایی دیگر هم گفته ام که اگر ایشان اهل دم به خمره زدن باشند بدون شک این مقاله در عالم مستی و بی خبری نوشته شده است و گرنه چه گونه ممکن است که یک وکیل تحصیل کرده دادگستری و فعال جنبش های اجتماعی چنین بی محابا ، ، لخت و عور به وسط میدان پریده ، چنین مزخرف بگوید و خود را عبرت خاص و عام نماید.
    هر کودک دبیرستانی یا اقلا دانشگاه دیده میداند ، و یا باید بداند که رفتار و گفتار ما ، زن و مرد و کوچک و بزرگ ، باز تاب تربیت و رشد اجتماعی ماست. نگاه مرد به زن و زن به مرد و به طور کلی تر نگاه مردم به خیلی از مسائل ، در تمام دنیا مشابه است. یعنی همه مردم دنیا اتفاقی را که افتاده است میبینند و تفاوت عمل و عکس العمل جوامع مختلف ، در میزان تربیت و درجه پیشرفت تمدن آنهاست. به عنوان مثال در کشور های پیشرفته ، مرد در زن همان را میبیند که مردان در ایران و عربستان سعودی میبیند. تفاوت در این است که آنها خیلی میبینند و چیزی نمیگویند ولی ما خیلی کم هم ببینیم آنرا در کوس و کرنا میزنیم.به عبارت دیگر دهان ما چاک ندارد و هرچه فکر میکنیم میگوئیم و تربیتی در کلام نداریم ، مردها به نوعی و زنها به نوعی. نمیدانم از جامعه ای که نصف بیشتر آن تازه از روستا ها و قصبه ها به شهر آمده و بار محرومیت جنسی بر دوش او سنگینی میکند جز این چه انتظاری میتوان داشت ؟ و میتوان آنرا با جامعه های پیش رفته مقیسه کرد ؟
    از طرف دیگر، مگر پری رو تاب مستوری دارد؟ پس این همه آرایش های غلیظ در زیر چادر و روسری و دماغ های عمل کرده و لباس های آخرین مد برای زیر شلیته شلوار است؟ خب اینها برای آنست که جنس موافق و مخالف را وادار به تحسین کرده و غریزه خود را اقناع نمایند. در اروپا مردان ، زنان را طور دیگری ستایش میکنند و مردان محرومیت کشیده ایرانی هم اینطور احساسات خود را بروز میدهند . مگر همه “متلک” ها هم توهین آمیز اند؟ مگر تمام دختر ها و پسر ها از متلک های بامزه لذت نمیبرند؟ چرا خانم تحصیل کرده و برنده جوائز فلان و بهمان و با نفوذ در طرفداران فمینیستی خود ، بجای ریشه یابی نقصان ها و ارایه پیشنهاد برای اصلاح و بهبود ، باید چنین تیغ مرد ستیزی را برکشد و دوست و دشمن را با هم بزند ؟ مگر چهار صد نفر از همین مردها نبودند که به عنوان همدردی ، لباس زنانه پوشیدند و مورد ستایش خانم عبادی قرار گرفتند ؟ این حساب نیست ؟ مگر پسر بچه های معصوم و بی گناه ما قرنها در معر ض بد ترین سوء استفاده جنسی نبوده اند ؟ آیا زنها از اینها بی دفاع ترند و نباید این خانم اول از این معصومان و سپس از بانوان دفاع و به عبارت صحیح تر حمله کند ؟ مگر خانم ها به کمک این مردان حیز و هرزه برای وصول به آمال خود نیاز ندارند؟ پس طغیان این عقده های نفرت و شعله های خود پرستی چه چیز را حل میکند؟
    آیا بقول رئیس جمهور محبوب! اشکال ما فقط متلک گفتن مردها به زنهاست؟ اینهمه کشتار و زندان اهمیت ندارند که مساله روز باید متلک به زنها باشد ؟ این هیاهو و عوام فریبی برای چیست جز آنکه ثابت کند که احمدی نژاد واقعا رئیس جمهور این ملت و آنچه میگوید بیان و انعکاس حال ما و فرهنگ ما میباشد.
    در حقیقت وقتی خوب به رفتار این فمینیست ها به ویژه نوع ایرانی آن فکر میکنم میبینم که اکثر آنها مرد ستیز و سوراخ دعا را گم کرده اند.آیا نباید در موسسه هایی که چنین جوایزی را میدهند گل (gol !!) گرفت؟

  6. مهتا says:

    خب حالا این عکس ها گذاشتی که چی؟
    خانم صدر در خیلی از این دلایل درست گفته و هر ایرانی چه زن و چه مرد میدونه در کلیت موضوع ایشون درست گفته .. فقط نقدی که بر این صحبتهاش هست اینه که تعمیم دادنش هست .. وگرنه وجدانا غلط گفته؟؟
    شما وقت گیر آوردین برا گیس و گیس کشی و انتقام گیری

  7. peerooz says:

    سرکار مهنا،
    با اجازه ، چون بنده خود را قاطی این بحث کرده بودم بی مناسبت ندیدم که چند کلمه ای راجع به کامنت شما تذکر دهم.
    بنده متعلق به گروه مذکرم و از زمانی که با دختر بچه های همکلاسی از دبستان تا سالهای دانشگاه که روی یک نیمکت پهلوی هم مینشستیم (که بنظر میرسد قرنها پیش بود) تا کنون طرفدار برابری زن و مرد بوده ام و اگر “متلک”ی هم گفته ام تحسین و خوش آمد گوئی و ستایش زیبایی دخترها بوده نه چیز دیگر. و این سالها قبل از این بود که شادی خانم حتی به دنیا آمده باشد. البته فکر نمیکنم که شادی خانم در دبستان و دبیرستان و دانشکده روی یک نیمکت و پهلوی مذکری نشسته باشد و از مصاحبت “جنس مخالف” به اندازه بنده در هم نشینی (به معنی حقیقی کلمه) با آنها لذتی برده باشد (خدا کند اشتباه کرده باشم). در عکسی که ذکر فرمودید و عکس دیگری از ایشان با مرد دیگری که ظاهرا باید شوهرشان باشد
    http://word.world-citizenship.org/wp-content/uploads/2007/04/Shadi%20Sadr%20&%20husband%20-%20Iran%20redim%2080p.جپگ
    میبینم که ایشان نه تنها از مجاورت با مرد در عذاب نیستند بلکه خیلی هم لذت میبرند. اینست که بنده در صمیمیت گفتار ایشان و تعمیم نفرتشان به تمام مردان با این شدت و حدت کمی شک دارم و دلیل آنرا نمیفهمم.
    همانطور که در کامنت قبلی عرض کردم خانم تحصیل کرده ای که ادعای دفاع از حقوق مظلومین را دارد سوراخ دعا را عوضی گرفته است. مظلوم حقیقی و بی کس و بی پناه ، پسر بچه های بی گناهی اند که نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا و حتی در کلیسا های کاتولیک نیز امنیتی ندارند و این مساله در بعضی نقاط مثل ایران بسیار بد تر است. خوشبختانه تازه گی موجی در دنیا در حمایت از این کودکان بر خاسته و کشیشان متجاوز را رسوا و کلیساها را مجبور به پرداخت غرامت های سنگین کرده اند. هنوز راه بسیار درازی در پیش است . بسیار شایسته تر بود که شادی خانم بجای دفاع از بانوانی که به هر حال توانایی دفاع از خود را دارند(یا باید داشته باشند) را میگذاشت و با بقیه دنیا به حمایت از این کودکان بی دفاع بر میخاست که البته هنوز هم دیر نشده است . ولی خب “طاعت” حمایت از این کودکان به اندازه “گنه” حمله به مردان سر و صدا ندارد. به شما قول میدهم که در این صورت نه تنها کسی به ایشان ایرادی نمیگرفت بلکه قهرمان ملی میشدند . نا گفته نگذارم که سایر فمینیست های دنیا هم ظاهرا کمکی در این باره نکرده اند و بنظر میرسد که تنها مساله مطرح برای فمینیست ها حمله به مردها باشد نه اصلاح امور.

  8. علی says:

    مشکل تنها از نویسنده این مطلب و یا خانم صدر نیست. اکثریت ما ایرانیها وقتی از چیزی خوشمان نیاید دیگر به سیم آخر می زنیم و انصاف را کنار گذاشته و با تندی همدیگر را مورد هجوم لفظی قرار می دهیم. خانم صدر از زنان شجاعی هستند که برای بهبود وضعیت اسفبار زنان در نظام حقوقی ایران تلاش فراوانی کرده اند. فراموش نکنیم که همه ما مردان وابستگان زن هم داریم و مشکلاتی که برای زنان دیگر ایجاد می شود ممکن است برای مادر و خواهر ما پیش بیاید. علیرغم مخالفت با نوع بیان، من با اصل گفته خانم صدر که برخی از مردان ایرانی ایجاد مزاحمت برای زنان غریبه را زشت نمی دانند در حالیکه نسبت به اقوام خود احساس مالکیت دارند و سعی می کنند که آنها را تا حد امکان محدود کنند. شاید هم حق داشته باشند چرا که از این هراس دارند کهمردان غریبه هم با همسر و خواهر آنها همان رفتاری را بکنند که این دسته از مردان با زنان غریبه می کنند. این نوع رفتارها باعث ایجاد نوعی احساس ناامنی در جامعه شده است و من فکر می کنم که ما مردان بجای انکار باید واقعیت را پذیرفته و درصدد اصلاح رفتارهای خودمان باشیم. البته این به معنی این نیست که روابط بین مردان و زنان محدود شوند چرا که علت اصلی رفتارهای نامناسب رایج همین محدودیتها هستند. دختران و پسران باید نحوه معاشرت با یکدیگر را پیش از آنکه پا به مرحله بلوغ جنسی بگذارند یاد بگیرند تا بعدا دچار مشکل نشوند و مثلا پسران بدانند که بسیاری از شوخیهای فیزیکی و کلامی که با دوستان پسر خود انجام می دهند در معاشقه هیچ جایی ندارند. من خودم به عنوان یک مرد ایرانی هیچ وقت به یک دختر متلک نگفته ام و مثال نقض حکم خانم صدر هستم ولی بسیاری از دوستان را دیده ام که این کار را انجام می دهند نه بدلیل اینکه آدمهای شرور هستند بلکه بخاطر اینکه هیچ وقت به آنها آموزش کافی داده نشده است که باور کنند زنان هم مانند ما مردان انسان هستند و حق انتخاب دارند اگرچه بنا به دلایلی محدودتر است و راه رسیدن به وصال هم ایجاد مزاحمت نیست.

  9. بیتا says:

    باسلام به قول شریعتی خدای عقده ام را از عقیدم رها کن جناب نویسنده محترم نمیدانم سرو کارتان تا حالا به سازمان امنیتی ایران افتاده یا خیر این خیلی بی انصافی است که مینویسید چون این خانم میخواسته اسمش سرزبان بیفتد صابون به دست افتادن به مقامات امنیتی ایران را خودش به خودش به تن زده است . از این بی انصافی تان در اول مقاله آدم نمیدانم بقیه مطلب را بخواند یا خیر اما برادر هموطن حقیقت هر چقدر تلخ هم باشد باید بپذیریم همه ما میدانیم که مردسالاری ریشه نه تنها در مذهب بلکه در فرهنگ ما دارد واقع بین باشید.

  10. peerooz says:

    شاید خانم صدر و طرفدارانش تسلی در این شعر شهریار بجویند که :
    این قصه اگر عبرت ارباب نظر بود – من تهمت خود خواستم و عبرت مزبور
    که البته در آن شک دارم. بهر حال در بهترین حالت ، ایشان با گفتن بتمرگ بجای بفرما انگشت روی یکی از صد ها معایب اجتماعی ما گذشته اند ولی راه درمانی ارایه نفرموده اند. واضح است که تمام راه ها به روم ختم میشود و گر چه از گرایش مذهبی ایشان اطلاعی ندارم باید به عرضشان برسانم که این نا هنجاری و یا به عبارت صحیح ترتشدید آن هم از برکات جمهوری اسلامیست. تا زمانی که پسران و دختران این پنجاه در صد تازه شهر نشین ، از کودکستان تا دانشگاه روی یک نیمکت ننشینند ( همان که سالها پیش داشتیم ) امیدی به بهبود این نا هنجاری نیست . مشابها تا زمانی که کشیش کاتولیک اجازه ازدواج ندارد باید انتظار این کثافت کاری ها را داشت. متاسفانه فکر نمیکنم که این عربده و نفس کش طلبی ایشان ظاهرا به علت سانسور و فیلترینگ در داخل ایران شنونده زیادی داشته باشد و ۷۲ ملت خارج نشین هم جز لگد زدن به این توپ فوتبال و لذت بردن از آن کار دیگری نمیتوانند بکنند و باز ما میمانیم و این اش و این کاسه.

  11. peerooz says:

    “نه آقایان! من فمینیست هستم و تنها میتوانم با مردان و زنانی سخن بگویم و همراهی کنم که در عمل صف خود را از سرکوبگران(در عرصه سیاست و قدرت) و سرکوبگران زنان جدا کرده باشند. تلاش ما برای این است که مردان کمپین های متعددی راه بیندازند و بگویند که تجاوز به زنان و کودکان را محکوم می کنند و خواهان جرم جنایی شناختن این عمل هستند. که بگویند مادامی که ارث ملغی نشده است ما از ارث برابر با خواهرانمان دفاع میکنیم. که بگویند ما هر گونه کنترل زندگی اجتماعی همسران و دختران خانواده را محکوم میکنیم و خواهان قوانین حمایتی در این رابطه هستیم. که بگویند خشونت در هر شکلی در خانواده بایستی جرم تلقی شود. که خواهان به رسمیت شناخته شدن کار خانگی زنان شوند. که مردان خشونت گر و متجاوز را از صفوف خود طرد کنند. که علیه هموفوبی و همجنسگرا ستیزی مبارزه کنند. که علیه حجاب اجباری فعالیت کنند و زنان را تنها نگذارند. و این همه را به عنوان پیش شرط های رسیدن به یک جامعه دمکراتیک ببینند. آری آقایان، انصافا راه طولانی ای در پیش است. بسیاری ساده و مطلوب ترین راه را برگزیده و بدون چنین عملکردی وارد حوزه های سازمانی زنان شدند. نقش آنها در اکثر موارد ایجاد اختلافات کاذب بوده است. تجربیات تلخی که فعالین این حوزه ها بایستی آنها را به نگارش در آورند. آری جنبش زنان قیم نمی خواهد. شما از موضع حقوق بشری خود به این نابرابری ها پاسخ دهید. ”
    از فرمایشات خانم شادی امین در “عصر نو” :
    http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=۹۵۲۶
    ای بابا ، مارو ببین. ما خیال میکردیم که سالها با دخترها و خانم ها سر یک نیمکت نشستیم و با هم وارد اجتماع و کار شدیم و خیلی از آنها از ما جلوتر افتاده و موفق تر شدند و ما صمیمانه به آنها تبریک گفتیم بدون آنکه فکر کنیم زن یا مردیم و این همه برای ما طبیعی بوده و هست و اینرا تمام مردان و زنانی که اقلا بین ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ تجربه کرده و شاهدند میتوانند تصدیق کنند. اکنون ما با شادی هایی طرفیم که هیچ این دوران را ظاهرا ندیده اند و نشنیده اند و حد اقل تقاضای آنها برای پذیرش ما پاراگراف بالا و بقیه مطالب مقاله است.
    سر کاران خانم های شادی ها اجازه بدهید که همین جا صاف و پوست کنده عرض کنم این کند ذهنی را به ما ببخشید. ما فکر میکردیم که حق گرفتنی ست و خیال داشتیم برای گرفتن آن به شما کمک کنیم. معلوم میشود هدف شما بسیار بالا تر از حد توانی ماست. لطفا زمانی که به حضور خدایتان رسیدید پس از عرض سلام ما ، از ایشان تقاضا کنید که عالمی دیگر بسازند و ز نو آدمی. تا آن زمان شب خوش و خواب شیرین ببینید.

  12. کیارش says:

    واقعا باید خجالت بکشید
    خاله زنک بازی هم حدی داره

  13. Hushang says:

    هم میهنان، از این به گفته خودشان روشنفکرانی که چپ و راست از دولتهای بیگانه جایزه می گیرند بترسید. همین دولتها ما را به این روز انداختند و ایران را به نابودی کشاندند. همین ها با آوردن خمینی سیاست های جدید خود بر پایه اسلامی کردن منطقه را آغاز کردند. و با این کار ملت های این منطقه را به روز سیاه نشاندند. عراق را نگاه کنید، لبنان را، افغانستان و پاکستان را، و از همه مهمتر ایران را نگاه کنید. ایران سال ۱۳۸۸ را با ۱۳۵۷مقایسه کنید و ببینید چقدر پس افتاده ایم. همه اینها را از همین دولتها داریم که در گوادلوپ نشستند و برای ایران برنامه ریختند. آنها با پروراندن روشنفکرانی مانند خانم صدر و فرستادن آنها به ایران سرانجام به هدف خود رسیدند. اکنون نیز همه تلاش خود را می کنند که این حکومت اسلامی را به هر وسیله که شده سرپا نگهدارند. باز هم این روشنفکران خودفروش و بی میهن به کار گرفته شده اند. در زمانی که همه باید یکپارچه شده و زن و مرد دوش بدوش در برابر حکومت ستم و خرافه بجنگند، خانم روشنفکر که بودجه ماهیانه از دولت هلند دارد برداشته و دارد میان مردم دو دستگی ایجاد می کند. دست این خودفروشان بی وطن برای مردم ایران رو شده است. اینها در پیاده کردن سیاست بیگانگان به همان اندازه گناهکارند که خمینی و احمدی نژاد. اشکال کار آنها هم یک چیز است: احساس نداشتن به میهن! از اینجا به این خانم میگویم: خود را بیش از این بی آبرو نکنید. شما خون جوانان ایران را فروخته و در عوض آن، جایزه و پول میگیرد! آنوقت انتظار دارد ملت ایران شما را ببخشد؟

  14. کلام آخر درباره ی خانم شادی صدر
    (نمیدانم اگر موسسات و ارگانهای غربی که اینچنین خانم شادی صدر را بزرگ کرده اند

    اگر متن مقاله ی ایشان را بخوانند چه فکر خواهند کرد؟!)
    در حال حاضر از اینکه خود را آلوده ی این جنجال کردم و در واقع در دام خانم صدر

    افتادم پشیمانم ! چه ساده لوحانه انتظار داشتم ایشان با توضیحی و حاشیه نویسی بر مقاله

    شان سر مشق دیگران شود! غافل اینکه ایشان خیلی زودتر از خیلی ها راز شهرت و قدرت

    را در جهان سوم دریافته اند).
    تا آخر عمرم نام شادی صدر را فراموش نخواهم کرد و اگر روزی شانس ملاقات با ایشان را

    داشتم به او خواهم گفت ……

    SADR.E33.DE —— برای اینترنت پرسرعت
    SADRLS.E33.DE—-برای اینترنت دیال آپ

  15. خانمهای تیپ a وبعضی از خانمهای تیپ b که این مزخرفها را نمیخوانند و ما در مورد خانمهای تیپ c و d هم که امید به صلاح نداریم نه ما که روانشناسان میگویند ایشان قابل درمان نیستند اما حرف ما چیز دیگری است.
    ای خانم فمنیستی که در ایران هستی و از یک طرف مجاز به سقط جنین نیستی از یارانه دولت جهت بدنیا آوردن بچه و یا راه اندازی کسب و کار استفاده نمی کنی اگر بواسطه ی خیانت به همسرت رسوا بشوی ( نه البته از طریق قانون آن که خلاص است) تحت فشار روانی زیادی قرار میگیری و هزاران محدودیت که سران جنبشت اصلن توی باغش نیستند و ما مردها باید یهتان بگوئیم تا بفهمید محدودیتهای واقعیتان چیست!
    ما نمیگوئیم از مردها متنفر نباشید که این موضوع اصلن ربطی به محدودیتهایتان ندارد شما از مردها بدتان نمی آید شما از خودتان ، از زن بودنتان متنفر هستید و چاره ای هم ندارید.
    در درون دل شما آرزوی کشنده ی مرد بودن است و نمیدانیم ما چه گناهی داریم شما مرد نشده اید .
    بخدا هر کس هر چی دارد از بچگی دارد از کسی سرقت نمیکند!!!
    اما باشد ما که اگر خودمان را پیش شما قربانی کنیم مشکل شما حل نمیشود که تازه بیشتر ناراحت میشوید که ما به عنوان مرد زن زن کردیم و حرمت مرد را خدشه دار کردیم و توی دلتان می گوئید : خاک بسرش چه برای ما خانمها موس موس میکند . هه مرد فمنیست !، برو حاجی کاش من مرد بودم کفشم هم زنها رو حساب نمی کردم!
    من میدانم ! حرفم اینست !
    تو در ایران سماق میمکی و خانم صدر ……

    SADR.E33.DE برای اینترنت پرسرعت
    SADRLS.E33.DE برای اینترنت دیال آپ(ابتدا جهت هدایت به سایت کمی زمان می خواهد.)

  16. peerooz says:

    فرمایش رئیس جمهور محبوب! را باید جزء کلمات قصار تاریخی گذشت که ” آیا مساله ما همین موی دختر ها و پسرهاست” یا چیزی در این مایه. “متلک های ” خانم شادی صدر هم چیزی در همین حدود است و از حد وب لاگ ها گذشته و در رسانه های اینترنتی مورد گفتگوی نویسندگان و صاحب نظران و پژوهش گران ! و دانشمندان ! شده است.
    تازه ترین میوه این باغ از خانم ثریا زنگباری
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=29043 است که من با نتیجه گیری ایشان کاملا موافقم اما در باره فرمایشات ایشان در این مقاله چندین سوال دارم که امیدوارم خردمندان در باره آن نظر بدهند.

    ایشان میفرمایند :
    ” آیا غیر از این است که خود ما زنان هم قبول داریم که زنان تاریخ مصرف دارند ولی مردان نه؟
    زنان اروپائی حتی در سن بالای هفتاد هم از نظر جنسی فعال هستند (بدون نیاز به ویاگرا!) ولی برای مردان ویاگرا ساخته می شود با اینحال هرگز صحبتی از اینکه مردی پیر شده و تاریخ مصرفش گذشته نیست. و این مسئله برای ما زنان هم، بخصوص زنان خاورمیانه کاملا جا افتاده است و آنرا طبیعی می دانیم.”

    تا آنجا که من میدانم وقتی زن یائسه شد هورمونهای اوهم بسیار کاهش مییابد و دستگاه تناسلی او هم “آتروفی” میشود یعنی بسیار کوچک شده و به سهولت قادر به مقاربت نیست. البته امروزه با مصرف هورمونهای زنانه این مساله حل شده و زنها در سنین بالا هم از مقاربت لذت میبرند. خانم فمینیست ما ، این هورمونها را “ویاگرای ” زن نمیدانند. بر عکس خیلی از مردها در سنین بالا هم بدون مصرف “ویاگرا” صاحب فرزندان شده اند. آیا این فرمایش نشانه دید فمینیستی به مساله نیست ؟

    قسمت دیگری از فرمایشات ایشان:
    ” یک مثال: اگر برادر چهل ساله ما بخواهد با یک دختر ۲۳ ساله ازدواج کند چند نفر از ما زنان با این کار او مخالفت جدی می کنیم و یا حتی از این هم بدتر، چند نفر از ما به این مسئله افتخار نمی کنیم؟ حالا فرض کنید که پسر یا برادر ۲۱ ساله شما بخواهد با یک دختر ۲۶ ساله ازدواج کند. باز چند نفر از ما زنان او را منع نخواهند کرد؟ و در آخر اگر موفق نشویم که جلوی این وصلت را بگیریم چند نفر از ما ترجیح نخواهند داد که در مقابل دوست و آشنا صحبتی از سن دختر به میان نیاید؟
    هیچ فکر کرده اید که دلیل این برخوردها که بسیار هم طبیعی به نظر می رسد چیست؟ آیا غیر از این است که خود ما زنان هم قبول داریم که زنان تاریخ مصرف دارند ولی مردان نه؟ “.

    سوالات من اینست:
    -آیا این به آن دلیل نیست که پیش از کشف و مصرف این هورمونها “زن تاریخ مصرف ” داشت و این در فرهنگ ما باقی مانده و هنوز در جوامعی که توانایی خرید این هورمونها را ندارند به قوت خود باقیست؟
    – آیا مرد پیر برای زن جوان بیشتر قابل تحمل است ، یا زن پیر برای مرد جوان؟ نمیدانم. در انگلیسی اصطلاحی ست بنام “شوگر ددی” و منظور از آن تمایل بانوان جوان و نادار به پیرمردانیست که آنها را تحت حمایت گرفته و از آنها نگهداری کنند. آیا این میتواند نشانه آن باشد که زنان ، مردان پیرتر را بهتر تحمل میکنند؟ باز هم نمیدانم. آیا اینها مسائل فمینیستی ست یا معضلات فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی – مذهبی -سنتی – تاریخی ؟ باز هم نمیدانم . این گوی و این میدان.
    و آیا ما واقعا چیز مهمتری برای گفتگو نداریم ؟ ظاهرا نداریم و این گفتگوها و بحث های مطرح شده در رسانه های خارجی ، اکثرا entertainment و سرگرمیست و شاید کمتر از ده درصد آن به ایران رسیده و تاثیری داشته و مفید باشد. بهر حال ما و فمینیست ها که با این حرفها سر گرمیم و به کمک هم برای آزادی ایران مبارزه میکنیم .

    و خلاصه کلام ایشان این است که کاملا با آن موافقم :
    ” بنابراین خانم صدر مسئله مبارزه با مردسالاری بسیار پیچیده تر از مبارزه با مردان است. آن را به مبارزه با مردان تبدیل نکنیم چرا که با این کار، اولا مردانی را که مردسالار نیستند بطرف مردان مردسالار می رانیم و از طرف دیگر مردسالاری درون زنان را نادیده گرفته و از مبارزه با آن غافل می مانیم.
    بیائید بجای اینکه مردان را به یک جبهه برانیم و جبهه آنان را قویتر کنیم، شکاف درون جبهه آنان را یعنی شکاف بین مردان مردسالار و مردانی که معتقد به برابری زن و مرد هستند را به روشنائی روز بیاوریم و سعی کنیم که آن را عمیقتر کنیم. و از طرف دیگر با روشنتر کردن مردسالاری بین زنان که عمدتا فرهنگی است از بازتولید آن جلوگیری کنیم.”.

  17. sara says:

    با سلام

    بنده از آقای هنرمند تشکر می کنم.

    به نظر من اینگونه نوشتن و تعمیم دادن حکم به همه
    و تاختن به مردان که خانم صدر مرتکب شده برخاسته از عقده های روانی
    و شاید شکستهای عاطفی و مورد توجه قرار نگرفتن از طرف دیگران و تربیتهای
    ناصحیح خانوادگی است.
    در میان مردان، آقای احمدی نژاد هم مبتلا به همین مشکل است.

  18. گلنار says:

    متاسفم.
    مردان روشن فکر ایرانی، بهتون حسابی بر خورد، نه؟ یک خانم (و شاید فقط یکی)، الان امکان، سواد و جراتشو داره که درباره مسائل فرهنگی و عرفی (و نه دولتی و حکومتی) موجود علیه زنان بنویسه.
    دقت کنید که اولین جرم این خانم (از دید شما) جلب توجه کردن است(هر چند از طریق ابراز نظر و نوشتن مقالات باشد) دومیش نشتن کنار مرد غریبه است. سومیش ایراد گرفتن به جنس والای مرد. چهارمیش نوشتن مقاله درباره موضوعی چنین مبتذل(چون مسئله شما نیست اینقدر مبتذله نه؟ دلم میخواست میتونستم شما رو در شرایطی مشابه که درش هر روز امنیت و آبروتون دستخوش تفریح و “مردانگی” دیگران بود قرار بدم ).
    بعد از خوندن این کامنت ها میدونم که اینجا (ایرن در کل، و این محفل کوچک، به طور خاص) زمین بازی مردانی است که آنقدر عمیق درگیر احکام مرد سالارانه هستن که حتی نمی تونند ادای مردان “طرفدار حقوق زن” رو در بیارن. اگر قبل از خوندن این مطالب فکر میکردم خانم صدر بی انصافی به خرج دادن در عمومیت دادن به مطالبشون، الان فهمیدم که ایشون فقط قسمتی از اون چیزی رو که باید هر روز در ایران فریاد بشه رو زمزمه کردن.
    من میدونم کوچیک کردن مردان و تحقیرشون چیزی به من اضافه نمیکنه، پس فقط ازتون می خوام یه بار دیگه به خودتون نگاه کنید.

  19. آهان چون میدانید که با تحقیر مردها چیزی نصیبتان نمیشود میخواهید خود خودمان را تحقیر کنیم؟
    نه جانم خودتان باید خودتان را بزرگ کنید ما را پائین نکشید (اگر احساس پائین بودن دارید البته)