Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > بیانیه شهبانو فرح پهلوی به مناسبت در گذشت عباس کیا رستمی

بیانیه شهبانو فرح پهلوی به مناسبت در گذشت عباس کیا رستمی

۱۷ تیر ۱۳۹۵

Video lenziran


tajبیانیه شهبانو فرح پهلوی به مناسبت در گذشت عباس
کیا رستمی: نمای نزدیک، نمای دور، کات
۲۰۱۶ ژوئیه ۴ -۱۳۹۵ تیرماه ۱۴

عباس کیا رستمی به قول نیما یوشیج از مهمانی دنیا رفت، کارگردانی که ژان لوک گودار فیلم ساز فرانسوی با تحسین در باره اش گفته بود: «سینما با گریفیت (D.W. Griffith) شروع می شود و با عباس کیا رستمی تمام می شود.» چهار ماه پیش، چند روز قبل از نوروز بود که عباس کیا رستمی برای یک عمل جراحی جهت برداشتن یک غدهٌ مشکوک از روده بزرگ به بیمارستان رفت. او به دوستانش گفته بود یک هفته بعد به خانه بر می گردد تا پروژه فیلم جدیدش را در چین تکمیل کند. خون ریزی های شدید عفونت و چندین عمل جراحی منجر به طولانی شدن اقامت او در بیمارستان شد. سر انجام هفته گذشته تهیه کننده فرانسوی او کیا رستمی را به پاریس منتقل کرد. آخرین عکس او که کنار استخری روی تختخواب استراحت می کرد همه را امیدوار کرد که شاعر، نقاش و فیلم ساز بزرگ به زودی زندگی سالم و عادی را از سر خواهد گرفت…ولی چنین نشد.
کیا رستمی در اوایل دهه ۱۹۹۰ با فیلم «خانه دوست کجا ست» گل کرد. این زمانی بود که نام ایران در رسانه های خبری با تروریسم و خفقان مترادف بود.
کیا رستمی با نگاه شاعرانه و انسانی اش به تنهایی و بدون برخورداری از هیچ حمایتی توانست دری تازه، فرهنگی و زیبا به روی ایران باز کند. با وجود مشکلات و محدودیت هایی که در ایران داشت هرگز فکر زندگی در جای دیگر را نکرد. در یک گفتگو در پاسخ به اینکه چرا از ایران خارج نمی شود گفت، «ایران مثل درهای قدیمی زیبائی است که از لای آن سوز و سرما می آید و آدم را آزار می دهد، و من به این سوزها عادت کرده ام.»
سینمای عباس کیا رستمی عاری از تمام عواملی بود که فیلم های امروز را موفق می کند. سینمای او ساده بود و انسانی، از «نان و کوچه» اولین فیلم اش که در سال ۱۹۷۰ برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت تا «Like Some one in Love» که در سال ۲۰۱۲ در ژاپن فیلم برداری کرد.
عباس کیا رستمی پایه گذار بخش سینمای کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان بود. در این دوره فیلم های آموزشی بلند و کوتاه ساخت هم چون «دو راه حل برای یک مسئله»، «مسافر» و «مشق شب» که در مدارس سینمائی فرانسه تدریس می شود. کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان سکوی پرتابی بود برای پیروزی های جهانی کیا رستمی و مکانی برای آموزش فیلم سازی برای کارگردانان نسل بعدی.
وقتی او برای فیلم «طعم گیلاس» در فستیوال کن در سال ۱۹۹۷ معتبرترین جائزه سینمایی «نخل طلایی» را دریافت کرد، کیا رستمی به خاطر آنکه کاترین دنو (Catherine Deneuve) به هنگام جائزه او را بوسیده بود با موج اعتراضات تند رویان در ایران روبرو شد تا جاییکه نا گزیر شد بازگشت خود را به ایران تا چند روز به تاخیر بیاندازد. وقتی به فرودگاه ایران رسید از ترس هجوم تظاهر کنندگان او را مخفیانه از درهای پشت ساختمان فرودگاه بیرون بردند. این همان سالی بود که یوسف شاهین کارگردان مصری جائزه ویژه فستیوال کن را برای سالها فعالیت فیلم سازی اش برده بود، امّا وقتی یوسف شاهین به مصر بازگشت از او هم چون یک قهرمان و گنجینه ملی استقبال شد.
عباس کیا رستمی می نویسد «همیشه نا تمام می ماند حرف های من با خودم.»
بغض گلویم را فشرد وقتی در یکی از گفتگوهای کیا رستمی شنیدم که گفته بود زمانی که من بمیرم مراسم یاد بود و خاکسپاری من از مقابل کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان آغاز شود.
از درگذشت عباس کیا رستمی هنرمندی که در نوسازی و پیشرفت سینمای ایران و سربلندی مردمش نقشی بزرگ ایفا کرد، بسیار متأسفم و به فرزندان او احمد و بهمن و همه خویشان، جامعه هنرمندان و مردم ایران تسلّیت می گویم و خود را در این اندوه با آنان همدرد می دانم.
مدرد می دانم.


 
کلیدواژه ها: , , , ,

  1. آواره says:

    برای کسی که مهمترین جنبه تفکر وی گرایش شدید به کمونیزم و بخصوص حزب توده بود و به همین دلیل هم به تلع همفکران و اربابان حزبی در اوایل فاجعه آخوندی همیشه همراه و حامی چاقوکشان اسلامی بود. بعدها که جمهوری اسلامی خرش بخوبی از پل مرادش گذشت و پشتیبانی اربابان غربی را کاملتر بدست آورد دیگر نیازی به چپ و توده ای ها نداشت لذا با اردنگی همه را بیرون ریخت و هیچ سهمی هم نداد. درنتیجه آنان هم هریک به تلع سالیان قبل (تقیه) در پیش گرفته و با نفوذ در ارگانهای دولت و میان مردم سعی بر بقای مسموم خود میکنند و دوستانشان هم در لندن و پاریش و امریکا در تلویزیونها همیشه محیز جمهوری اسلامی را میگویند. حال به چه علت خودشان دانند و خئایشان البته اگر داشته باشند. اما همدردی علیاحضرت شهبانو در چنین موضوعی نه فقط مایه تاسف بلکه زمینه سازی برای رشد همین گونه مسموم در میان ملت میباشد و اصلا قابل قبول نبوده و نیست. تصور میکردم علیاحضرت از پشتیبانی کردن چپ ها و توده ای های وطن فروش که زمانی در دفتر مخصوص معظم اله در تهران لانه کرده بودند و این بلاها را سر ملت و مملکت آوردند درس گرفته باشند اما هیهات و هیهات که چنین بنظر نمیرسد و برای ایشان همین جماعت در اولویت بوده و هستند. هزاران تاسف و شرم.