Home
translation
رفراندوم در کردستان

رفراندوم در کردستان عراق

translation

Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   
khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > انتشار مجدد نشریه زنان و مطلبی که موجب توقیف آن در سال ۲۰۰۷ شد
مطلبی که به توقیف نشریه زنان انجامید

انتشار مجدد نشریه زنان و مطلبی که موجب توقیف آن در سال ۲۰۰۷ شد

۱۱ خرداد ۱۳۹۳

نشریه زنان که به مدیریت خانم شهلا شرکت منتشر می شد ، پس از حدود ۱۷ سال توقیف ،  مجددا روز دکه روزنامه فروشیها قرار گرفته است . انتشار مجدد نشریه زنان ، محافل محافظه کار و قشری رژیم را چنان بر آشفته که صدا و سیمای وابسته به رهبری ، با انتشار ویدئوئی که در زیر ملاحشه می کنید ، به آن اعتراض کرده است . بد نیست برای پی بردن به پیشینه کار ، نگاهی به مطلبی که به دلایل امنیتی موجب تعطیل شدن نشریه زنان شد بیفکنیم : 

video-khaandaniha

به نقل ار نسحه قدیمی نشریه الکترونیکی خواندنیها :

zananماهنامه زنان که با مدیریت شهلا شرکت به مدت ۱۶ سال در ایران منتشر می شد، با تصمیم هیئت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف و امتیاز آن لغوو پرونده آن به دادگاه فرستاده شد .در این باره خبرگزاری دولتی فارس توقیف این نشریه را به دلیل “اخلال در حقوق عمومی و تضعیف نهادهای نظامی…” اعلام کرده لیکن بر اساس گزارشهای رسیده امتیاز این نشریه به دلیل انتشار گزارشی در باره زنان تروریست که به آنها “استشهادی ” گفته می شود بوده است . 

خبرگزاری فارس در این مورد می گوید : ” ماهنامه زنان به مدیر‌ مسئولی شهلا شرکت در جلسه امروز هیئت نظارت بر مطبوعات به ‌دلیل درج مطالب و اخبار به گونه‌ای که موجب سلب امنیت روانی جامعه می‌شد، همچنین به دلیل به مخاطره انداختن سلامت روحی، فکری و روانی مخاطب و القای این‌که در جامعه امنیت وجود ندارد و به دلیل سیاه‌‌نمایی وضعیت زنان در جمهوری 

شنبه ۱۷ مارس ۲۰۰۷

اینجا دیگر نقطه بریدن از زندگی و «زدن» است. هدف روبه‌رویش است. یک لحظه چشم‌هایش را می‌بندد. دخترش به طرف او می‌دود. چشم‌هایش را باز می‌کند تا این تصویر پاک شود. باید این تصویر پاک شود. هدف روبه‌رویش است. قرآن کوچک را که در جیب لباسش است از روی لباس لمس می‌کند. به اسم خودش فکر می‌کند: شهید… گربه‌ای کنار جوی نشسته و تکه استخوان و پوستی را می‌درد. چند لحظه دیگر بدنش چه شکلی خواهد بود؟ آب دهانش را قورت می‌دهد. هدف روبه‌رویش است. دشمن همین‌جاست. او آمده که استشهادی بزند. بیست کیلو موادی که به خودش بسته منتظر فقط یک فشار کوچک به دکمه هستند تا عمل کنند. لحظه مرگ و زندگی همین الان است. این لحظه زنده است و لحظه بعد متلاشی. یک نفس عمیق می‌کشد. هنوز دستش فرمان مغز را برای فشار دکمه منتقل نکرده که فریاد راننده تاکسی بیدارش می‌کند: «آهای موتوری، جلوتو نگاه کن، مگه از جونت سیر شدی.» خیابان مطهری است و شلوغ. وقت دارد هم نگاهی به کتاب جهاد شهید مطهری بیندازد هم عکس بزرگ «ریم الریاشی» را که روی دیوار خروجی به اتوبان مدرس است خوب نگاه کند. عکسِ همان کسی که شرح زندگی‌اش را بعدتر در کتاب دختران زیتون۱ در دست یک دختر استشهادی ایرانی می‌بیند. چند نفر در تهران سیزده میلیونی این عکس را دیده‌اند معلوم نیست؛ مادری که در یک دست فرزندش و در دست دیگر اسلحه‌ای دارد. پسر کوچک گلوله خمپاره‌ای را در بغل گرفته و هردو سربند لااله‌الا‌الله و محمد رسول‌الله بسته‌اند.

بعدازظهر یک پنج‌شنبه، بهشت‌زهرای تهران شلوغ است. فقط می‌دانیم برنامه استشهادیون پشت قطعه شهدا برگزار می‌شود. تقریباً هیچ‌کدام از رهگذران نمی‌دانند کجا. خیلی از آنها حتی معنی کلمه استشهادی را هم نمی‌دانند. پشت قطعه ۲۶، همان قطعه‌ای که زیر سایه ایرانیت‌های آهنی آن، کوچک و بزرگ، نوجوان و پیر، بعضی نزدیک به ۳۰ سال و بعضی ۱۸ سال است که آرمیده‌اند، شهیدان جنگ. آن ‌طرف‌تر، نزدیک به جایی که گفته می‌شود بوی عطر شهدا می‌آید، ۱۵۰ صندلی آماده پذیرایی از عده‌ای است که در روزگاری که جنگی نیست، می‌آیند تا شهادت بطلبند. اعلام موجودیت پنجمین یگان استشهادی ایران. محوطه پر از خبرنگاران، عکاسان و فیلمبرداران بیشتر خارجی است. مردان استشهادی کفن پوشیده، چفیه بسته، پلاکی بر گردن انداخته، نشسته و آماده شروع برنامه‌اند.

زنان در طرف دیگر بیشتر بدون چفیه‌اند. گوشه‌ای از محوطه از رهگذران ثبت‌نام می‌شود. پیرزنی جلو می‌آید: «اینها چیست؟» دختری که پشت میز نشسته می‌گوید: «برای کدام گزینه می‌خواهید ثبت‌نام کنید، مادر جان؟» ـ گزینه؟! ـ عتبات عالیات، سلمان رشدی یا متجاوزین به قدس. کمی آن طرف‌تر از یکی از زنانی که ایستاده‌ و استشهادیون را، که بی‌سروصدا بر صندلی نشسته‌اند، تماشا می‌کند می‌پرسم: «اینجا چه خبر است؟» ـ نمی‌دانم، شوهرم رفته جلو ببیند چه خبر است. کم‌کم تعداد استشهادیون بیشتر می‌شود. اسامی افراد خوانده می‌شود و آنها برای گرفتن پلاک و پوشیدن کفن جلو می‌روند. گروه سرود لبنانی «اَلْاُسْر”ا» روی سِن می‌روند. سرودهایی را به عربی می‌خوانند. به‌نظر می‌رسد، غیر از خودشان، استشهادیون و بقیه هم چیزی از محتویات سرودها نمی‌فهمند جز کلمه «مقاومه»، کلمه‌ای که با تکرار آن با لهجه غلیظ عربی، دست‌های استشهادیون به سمت آسمان و ـ جایی خواندم ـ به نشانه وحدانیت خداوند بالا می‌رود. فلاش دوربین‌هاست که زده می‌شود. عکس‌هایی که تا چند ساعت دیگر به تمام دنیا فرستاده می‌شود. «شمشیر با خون می‌نویسد: مقاومت. به خون ریخته بنگر مرگ بر اسرائیل با جسد ویران‌گر دمساز شو مرگ بر اسرائیل چون مرگ سرخ به ارتش دشمن رحم نکن فرقی بین نظامیان و شهرک‌نشینان نیست.» *

در این جمع چند چیز جلب توجه می‌کند: مردان قوی‌هیکلی با لباس‌های غیرنظامی و معدودی با لباس نظامی و بدون اسلحه و زن کوتاه‌قامتی که نمی‌شد باور کرد در این فضای استشهادی، جنگی و مردانه، دبیرکل ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام و برگزارکننده این مراسم است. پیام در حال انتقال است:

 

آیت‌الله حسینعلی منتظری درباره عملیات استشهادی : «حکم مورد سؤال عملیات استشهادی بر حسب شرایط و اصول و اوضاع متفاوت است و انجام این عمل متوقف بر رسیدگی و دقت زیادی می‌باشد. اگر فرضاً در زمان یا مکانی حفظ اسلام یا جان و کیان مسلمین در برابر تهاجم نظامی دشمنان متوقف بر عملیات استشهادی باشد و مستلزم قتل و گناهی نباشد مانعی ندارد و تشخیص موضوع برعهده کارشناسان متدین می‌باشد»

دبیرکل استشهادیون زنی است که سال ۱۳۵۸ از دیوار لانه جاسوسی بالا رفته، سردبیر دوکوهه، اصولگراترین نشریه ایران، است و امروز هم استشهادیون زن و مرد را رهبری می‌کند: فروز رجایی‌فر. پنجمین یگان استشهادی ایران برای اولین بار با نام شهید ایرانی، نادر مهدوی، اعلام موجودیت می‌کند. یگان‌های قبلی با نام شهادت‌طلبان فلسطینی و لبنانی نامگذاری شده بود. جمعی حدود ۲۰۰ نفر حاضرند. گوشه‌ای از محل برگزاری مراسم فرصتی دست می‌دهد تا از رجایی‌فر سؤالاتی بکنم: «ما فقط در شرایط بسیار محدود ثبت‌نام می‌کنیم چون اگر با کثرت جمعیت روبه‌رو شویم و خارج از امکانات ما باشد ارتباط ما با مخاطبان قطع می‌شود و این را به نفع کلیت کار نمی‌دانیم. ما با استقبال شدید مردم مواجهیم.» به گفته رجایی‌فر، از ۵۵ هزار استشهادی ایرانی، یک‌سوم زن‌اند، یعنی حدود ۲۰ هزار نفر. برای ثبت‌نام شرایط خاصی وجود ندارد و همه می‌توانند ثبت‌نام کنند، اما برای یگان‌بندی افراد به توانایی‌های آنها توجه می‌شود. رجایی فر تأکید می‌کند: «عملیات استشهادی موکول به زمان اشغال و فروپاشی نیروهای رسمی نظام است، به این معنی که اگر خدایی‌نکرده ارتش و سپاه نتوانند مأموریتی را که دارند کامل انجام دهند و، در بدترین حالت، کشور به اشغال درآید استشهادیون فعال می‌شوند.» درباره اینکه زنان باید اجازه شوهر یا پدر خود را برای ثبت‌نام و شرکت در عملیات استشهادی داشته باشند یا خیر، رجایی‌فر می‌گوید: «در تمام فتاوی آمده است که دفاع بر زن و مرد مسلمان واجب است و نیاز به اذن شوهر و پدر ندارد حتی به اذن ولی‌فقیه هم نیاز ندارد. خانم‌های متأهل هم که ثبت‌نام کرده‌اند زیادند و اگر زمان یگان‌بندی مشکل خاصی باشد که لازم شود توافق همسر یا پدر خود را جلب کنند به خودشان برمی‌گردد. ما در این مسائل کنکاش نمی‌کنیم. معمولاً خانواده‌هایی که تمایل به عملیات استشهادی دارند، آن را امر واجبی می‌دانند، ما خانواده‌هایی داریم که از بچه ۷ ساله تا مادربزرگ ۷۰ ساله با افتخار ثبت‌نام کرده‌اند و درخواست رژه خانوادگی دارند.» ـ اگر مجبور به انجام عملیات استشهادی شدید، بچه ۷ ساله هم برای عملیات استشهادی فرستاده می شود؟ ـ ما در زمان یگان‌بندی اولویت‌ها را در نظر می‌گیریم. توانایی‌های جسمی، نظامی و حتی دانستن زبان خارجی از اولویت‌های ماست. ما معتقدیم آمادگی نوعی بازدارندگی با خود می‌آورد، یعنی اگر خدای‌نکرده کشور دچار ناامنی شد همه وظیفه‌شان است وارد عمل شوند و اگر برای بچه ۷ ساله هم موقعیتی ایجاد شود، او هم دفاع می‌کند. الان بچه‌های ۷ ساله در جنگ‌ها قربانی‌اند، می‌بینیم که در فلسطین و عراق و افغانستان چه بلایی بر سر بچه‌ها می‌آورند. این‌طور نیست که بگوییم جنگ یک حاشیه امنیتی برای کودکان در نظر گرفته، پس کودکان ما حمله و دفاع نکنند. عملیات استشهادی یعنی اینکه شما برای ضربه زدن به دشمن حرکتی می‌کنید که مطمئن هستید زنده برنمی‌گردید. این عمل را ممکن است یک بچه هم بتواند انجام دهد، اگر شرایط ایجاب کند. این مسئله در طول تاریخ وجود داشته است. در صحرای کربلا کسی نگفت لازم نشده بچه ۱۱ ساله وارد جنگ شود. حتی وقتی سؤال شد که اگر کشته شود آیا شهید به حساب می‌آید، گفتند بله شهید حساب می‌شود. رجایی‌فر سن را از شروط شهادت‌طلبی نمی‌داند: «آنها ثبت‌نام می‌کنند. آمادگی هم ایجاد می‌شود. آموزش‌ها برای همه افراد مشابه است و برای اهداف مشابهی آموزش می‌بینند. زنان در یگان‌های جداگانه آموزش نمی‌بینند، به این علت که تشکیلات ما موکول به جنسیت نیست و نگاهمان به زن و مرد کاملاً مساوی است. تاکنون ۱۳۰۰ نفر آموزش دیده‌اند و آمادگی‌های لازم را دارند.»

برای مرحله آماده‌سازی، از افراد زیر ۲۰ سال دعوت کرده‌اید؟ ـ خیر، ما به افراد بین ۲۰ تا ۳۰ سال برای اعلام موجودیت یگان‌ها توجه داشته‌ایم. ـ آموزش‌ها چگونه‌اند؟ ـ بخش بزرگی از آموزش ما آموزش مسائل فرهنگی و سیاسی و آشنایی با مسائل جهان اسلام است و آموزش روانی شهادت‌طلبی، یعنی آمادگی روحی و روانی برای شهادت‌طلبی، این‌که چطور می‌شود در میان دشمن نفوذ کرد و یک سناریوی کامل شهادت‌طلبی را اجرا کرد. این آمادگی‌های روانی به آموزش‌های زیربنایی اعتقادی احتیاج دارد، مثل اینکه در زمان جنگ ایران و عراق رزمنده‌ها جوری خودشان را تربیت می‌کردند که از مرگ نترسند، آنها قبر می‌کندند و در آن نماز و دعا می‌خواندند. یکی از الزامات شهادت‌طلبی دور کردن ترس از مرگ از خود است.

بخش دیگری از آمادگی‌های ما به جنگ‌های شهری برمی‌گردد. ما درحال‌حاضر آموزش نظامی نداریم، چون اصلاً نوع عملیات شهادت‌طلبانه عملیات کلاسیک نظامی نیست. عملیات شهادت‌طلبانه بیشتر از دو ماه آمادگی نظامی نیاز ندارد. مهندسینی هستند که عملیات را طراحی می‌کنند و لوازمش را آماده می‌کنند، مسیر را معین می‌کنند و ظرف ۲ تا ۳ ساعت به شخصی که مناسب انجام عملیات است آموزش‌های لازم را می‌دهند. ـ گفتید که زنان آموزش‌های عملیات شهادت‌طلبانه متفاوت نمی‌بینند؟ ـ بله، ما اصلاً نگاه جنسیتی نداریم. زن‌ها را در این قضیه از مردها عقب‌تر نمی‌بینیم که بخواهیم برنامه ویژه‌ای برای آنها ترتیب دهیم. ما می‌بینیم که نیازی و پتانسیلی در جامعه هست و به آن پاسخ می‌دهیم. ـ اهدافتان مشخص است؟ ـ بستگی به زمان وقوع دارد، اما آمادگی ما وجود دارد و هر زمان که لازم شد وارد عمل می‌شویم.

دوست دارم به همه بگویم ما مثل شما هستیم یک زن و شوهر جوان پشت یک مینی‌بوس کفن‌هایشان را می‌پوشند، چفیه را سر می‌کنند تا صورتشان را بپوشانند. دنبال آنها می‌روم، دختر خیلی جوان است، هنوز صورتش را نپوشانده است. ابروهای تمیز و مرتب‌شده و چشمان درشت و زیبایی دارد. ۲۳ ساله است و لیسانس الهیات دارد، خانه‌دار است و چهار ساله که ازدواج کرده. زن و شوهر هردو استشهادی‌اند.  

امروز اینجا چه می‌کنید؟

شش ماه پیش در همایش «دختران زیتون» ثبت‌نام کردم. مدتی پیش با ما تماس گرفتند و اولین جلسه توجیهی برگزار شد. الان هم اعلام موجودیت می‌کنیم.

کدام گزینه را انتخاب کرده‌ای؟

هنوز گزینه‌ای را انتخاب نکرده‌ام، فقط شهادت‌طلبی را زدم.

چرا شهادت‌طلبی؟

شاید خیلی‌ها فکر کنند شهادت‌طلبی یعنی اینکه به استقبال مرگ بروی، اما من فکر می‌کنم مهم‌ترین هدف این است که رعبی در دل دشمن بیندازد. انشاالله هیچ‌وقت پیش نیاید و آن‌قدر مملکت آرام و امن باشد که احتیاج به ما نشود. اما همین که آنها بدانند در مملکت ما یک عده بچه شیعه هستند که جانشان کف دستشان است، بزرگ‌ترین تهدید است برای دشمن و احتیاجی نیست کسی جانش را به خطر بیندازد.

 اگر شرایطی پیش آید، برای انجام عملیات شهادت‌طلبانه آماده‌ای؟

بله.

ممکن است در تصمیمت تجدیدنظر کنی؟

بله، حتماً فکر می‌کنم، اما نه در انجام دادن یا ندادن آن بلکه در بهتر انجام دادنش.

پس اگر همین فردا قرار باشد عملیات استشهادی انجام بدهی تصمیمت را گرفته‌ای دیگر؟

آخر آن‌قدر چیز عجیبی نیست مثلاً خیلی از مردم عادی، موقع آزادسازی خرمشهر، وقتی شرایط تغییر کرد و دیدند ناموس و خانواده‌شان جلو چشمانشان از بین می‌روند همان موقع تصمیم گرفتند دفاع کنند و وارد جنگ شوند.  آن زمان جنگ بود، اینها با هم فرق دارند! ○ شما الان را در نظر نگیرید. شرایط بحرانی را در نظر بگیرید. اگر ببینید عده‌ای جلو چشمتان از بین می‌روند آن‌وقت خیلی از ماها شهادت‌طلبیم، شاید آن‌موقع ما کم بیاوریم و جوان‌هایی که در خیابان می‌بینیم شهادت‌طلب واقعی شوند. دوست دارم این را به همه بگویم که ما مثل شما هستیم، اما فعلاً در این ویترین قرار گرفته‌ایم که بگوییم اگر پایش بیفتد جوان‌های ایرانی خیلی کارها می‌توانند بکنند.

 عملیات استشهادی یعنی چی؟

نکته مهم عملیات استشهادی این است که نابرابری وجود دارد. شهادت‌طلب می‌خواهد این را بگوید که وقتی دستمان خالی است، ایمان و اعتمادبه‌نفسمان را از دست نمی‌دهیم. راستش وقتی راجع به عملیات استشهادی حرف می‌شود یاد جریان عاشورا می‌افتم، عاشورا مگر جز شهادت‌طلبی بود، مگر غیر از این بود که ۷۰ نفر جلو آن‌همه آدم ایستادند.

دشمن تو کیست؟

آنها که در جهان ظلم می‌کنند، کسانی که دوست ندارند دنیا آرام باشد. مگر ما چه می‌خواهیم؟ می‌خواهیم همه با صلح و صفا زندگی کنند، اما کسانی مثل دولت اسرائیل این آرامش را نمی‌خواهند و اگر هم می‌خواهند فقط برای خودشان می‌خواهند نه برای فلسطینی‌ها یا مسلمانان دیگر.  تا الان چه آموزش‌هایی دیده‌ای؟ ○ فقط یک جلسه توجیهی داشته‌ایم.

 کجا بود؟

نمی‌دانم اجازه دارم بگویم یا نه. از مسئولان بپرسید.

چطور وارد فضای استشهادیون شدی؟

خانواده‌ام مثل همه مردم جزء بسیج بودند و در جنگ حضور داشتند، اما از خانواده شهید نیستم.

اطرافیانت می‌دانند؟منظورم این است که آیا راحت می‌توانی بگویی شهادت‌طلبی؟

آدم نمی‌تواند خیلی راحت این را تفهیم کند، اما در جریان کلیت قضیه هستند. حالا چقدر لحظه آخر موافق باشند نمی‌دانم. ،می‌خندد .

 فکر می‌کنی موافقت نکردن آنها روی تو تأثیری دارد؟

بستگی به خود آدم دارد. اگر مسئله آن‌قدر برای خود آدم حل شده باشد، می‌شود همه را مجاب کرد و از پس آن برآمد، اما اگر یک سر سوزن تردید باشد حتماً همپای آنها نظر آدم برمی‌گردد.

به فکر ادامه تحصیل هستی؟

بله، دارم برای کارشناسی ‌ارشد درس می‌خوانم.

 آموزش شهادت‌طلبی وقتت را نمی‌گیرد؟

نه یک شهادت‌طلب یا یک بسیجی باید همان اندازه که برای درسش کار می‌کند برای شهادت‌طلبی هم کار کند.

 اگر بچه‌دار شوی، باز هم حاضری عملیات استشهادی انجام دهی؟

مطمئنم خیلی سخت است، اما همان‌طور که من و همسرم این تصمیم را گرفتیم، سعی می‌کنیم بچه‌هایمان را هم طوری تربیت کنیم که این مسائل برای آنها حل شود. باید ببینیم چه پیش می‌آید.

انتفاضه و ما انتفاضه به ما هم مربوط می‌شود. این را می‌توان از سیاست‌ها و موضع‌گیری‌های جمهوری اسلامی در قبال مسائل فلسطین و، ساده‌تر، از نماهنگ‌های تلویزیونی و موضع‌گیری‌های رسمی در اخبار متوجه شد. از سوی دیگر، در کتاب دختران زیتون، درباره تاریخچه انتفاضه آمده است که در روز هفتم دسامبر ۱۹۸۷، راننده صهیونیست یک دستگاه تریلر عامدانه به صف کارگران فلسطینی کوبید و ۱۳ نفر را به قتل رساند یا مجروح کرد. پس از این اتفاق، قیام انتفاضه اول یا «انتفاضه‌الاولی» شکل گرفت. فلسطینیان با شعار “الله‌اکبر” و پرچم سبز “لااله‌الا‌الله” و “محمدرسول‌الله”، با سلاح سرد و سنگ، به جنگ علیه اسرائیل رفتند. در این انتفاضه، ۳۸۳ اسرائیلی به دست فلسطینیان کشته شدند. پس از کشتار نمازگزاران مسلمان فلسطینی در سال ۲۰۰۰، انتفاضه دوم یا “انتفاضه‌الاقصی” شکل گرفت که نماد آن بمب‌گذاران انتحاری بودند.

از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵، بیش از ۳۷۰ عملیات استشهادی انجام گرفت.۲ در بخش دیگری از کتاب دختران زیتون، به مجوز شرعی عملیات استشهادی برای ایرانی‌ها اشاره شده و قسمت‌هایی از پیام آیت‌الله حسین نوری‌همدانی برای گرامیداشت زنان شهادت‌طلب فلسطین آمده است: «به‌ناچار توسط ملت فلسطین شیوه نظامی “عملیات استشهادی” به‌عنوان راهبردی‌ترین نوع مبارزه انتخاب شد. شیوه‌ای که هرچند جهان غرب که همه‌چیز را با عینک مادی و منفعت‌طلبی می‌نگرد آن را “عملیات انتحاری” می‌داند ولی مسلمانان با تکیه به مکتب اسلامی خود، عملیات استشهادی را یک نوع جهاد و شهادت در راه خدا دانسته و آن را با صدق و اخلاص خود انتخاب کرده‌اند.»۳ در قسمت دیگری هم آمده است: «این “جهاد” استشهادی است که رژیم صهیونیستی را کلافه کرده است، طبق آمار رسمی که توسط این رژیم بیان شده است ۸۰ درصد تلفات وارده بر صهیونیست‌ها طی انتفاضه الاقصی ناشی از عملیات استشهادی بوده است.»۴ در بخش دیگری، آیت‌الله نوری‌همدانی عملیات استشهادی مادر ۲۲ ساله‌ای را که صاحب دو فرزند بود برگ زرینی بر تارک تاریخ مجاهدین اسلام دانسته و تأکید کرده «مردم مظلوم فلسطین… جز انتفاضه و عملیات استشهادی راه دیگری ندارند، عملیات استشهادی آنها جهاد در راه خدا است و شهیدان این راه مقدس در جوار رحمت الهی قرار می‌گیرند.»۵ این پیام در تاریخ ۳۰/۱/۱۳۸۴ نوشته شده است.

موافقان و مخالفان عملیات استشهادی نظر علمای شیعه درباره عملیات استشهادی متفاوت است. از دفتر آیت‌الله فاضل لنکرانی و ناصر مکارم شیرازی و یوسف صانعی استفتا کردیم، اما تا لحظه تنظیم گزارش پاسخی دریافت نکردیم.

بااین‌حال پاسخ برخی مراجع تقلید در سایت‌های اینترنتی در دسترس بود. آیت‌الله یوسف صانعی در گفت‌وگویی با خبرنگار بی‌بی‌سی انجام داده و در سایت وی آمده، درباره عملیات استشهادی گفته است: «تفاوت میان عملیات استشهادی در میدان جنگ و ترور و انفجار مثل مقایسه تاریکی و روشنائی و حق و باطل است. اصلاً قابل قیاس با هم نیست، عملیات شهادت‌طلبانه و استشهادی مخصوص زمان جنگ است و برای مقابله با دشمن در میدان جنگ، اما خارج از میدان جنگ، هیچگونه عملیات استشهادی و ترور و کشتار دیگری موضوعیت و اجازه ندارد، بلکه خودکشی است و کشتن دیگر انسان‌ها و گناهی عظیم در اسلام است. کسی که با انتحار در خارج از میدان جنگ حتی یک انسان را بکشد، مثل این است که همه انسان‌ها را کشته است.»۶ در بخش دیگری از این گفت‌وگو، آیت‌الله صانعی با اشاره به اینکه عملیات استشهادی در میدان جنگ مورد تأیید همه عقلا و عملی از سر رضایت و آگاهانه است، تأکید کرده است:

«انفجارها و عملیات انتحاری که نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان انجام می‌گیرد، از نظر اسلام گناه بزرگ و نابخشودنی است، هم انتحارکننده خودکشی کرده و آدم کشته و هم عده دیگری را در حقیقت به قتل رسانده است و گناه قتل تمام آنها به عهده این شخص بوده و انتحارکننده از نظر حقوقی ضامن خون‌بهای تمام کشته‌شدگان است و اگر نتواند در این دنیا از عهده آن برآید، در جهان دیگر مسئول آن خون‌های ریخته شده است، این عقیده ماست که بر این‌گونه انتحار، هم عذاب خودکشی و هم عذاب اخروی قتل دیگر انسان‌ها بار می‌شود. در اسلام، عملیات انتحاری محکوم و برخلاف حق حیات تلقی می‌شود. اسلام حتی حق کشتن و سوزاندن حیوانات را نمی‌دهد و از سوی دیگر این‌گونه عملیات‌های انتحاری از آنجا که خلاف قراردادها و عهود و پیمان‌هایی است که انسان‌ها با زبان فطرت و قلب خویش منعقد کرده‌اند که یکدیگر را نکشند، نیز ممنوع و حرام است.»

آیت‌الله صانعی در ادامه، با تصریح بر اینکه کسی که دست به ترور و انفجار می‌زند و کودکان بی‌گناه را که دنبال زندگی و نشاط می‌روند از بین می‌برد، کودکان شیرخوار را می‌کشد و حیات جوانان و پیران را از آنها سلب می‌کند، دیگر انسان نیست و حتی از حیوان درنده نیز خطرناک‌تر است، به بی‌بی‌سی گفته است: «باید همگی تلاش کنیم تا نظر صاحبنظران در زمینه ترور را جمع‌آوری کنیم و به کسانی که توجه ندارند برسانیم، درست است که مظلوم حق دارد جلوی ظلم را بگیرد، اما نه به هر وسلیه‌ای و با آشوب و هرج‌ومرج و قتل.»۷ در بخش دیگری از این گفت‌وگو، آیت‌الله صانعی تأکید کرده است: «امام (سلام‌اللّه علیه) در طول انقلاب خود حتی یکبار اجازه ترور و مبارزه مسلحانه نداد و معتقد بود باید با فرهنگ سازی انقلاب به پیش برود.»۸ نویسنده وبلاگ «سیاست»۹ از آیت‌الله حسینعلی منتظری درباره عملیات استشهادی پرسیده که وی جواب داده است: «حکم مورد سؤال عملیات استشهادی بر حسب شرایط و اصول و اوضاع متفاوت است و انجام این عمل متوقف بر رسیدگی و دقت زیادی می‌باشد. اگر فرضاً در زمان یا مکانی حفظ اسلام یا جان و کیان مسلمین در برابر تهاجم نظامی دشمنان متوقف بر عملیات استشهادی باشد و مستلزم قتل و گناهی نباشد مانعی ندارد و تشخیص موضوع برعهده کارشناسان متدین می‌باشد.»

در همین وبلاگ از زهره صفاتی، مدرس حوزه علمیه خواهران، درباره عملیات انتحاری سؤال شده که وی پاسخ داده است: «حکم اولیه عملیات انتحاری حرام است مگر اینکه مصالحی بر آن مترتب باشد و در قبال کفار از آن به‌عنوان یک تاکتیک و روش بازدارنده استفاده شود. در حقیقت در مقابل دشمن کافر و در حال جنگ با مسلمانان، راه‌ها و شیوه‌های مختلف جنگی باید به‌کار گرفته شود تا هجوم او را متوقف سازد و اگر همان‌طور که گفته شد با این روش دشمن به عقب رانده می‌شود و راهی جز این نیست، در این صورت به‌عنوان ثانوی مانعی ندارد.» در این وبلاگ، از آیت‌الله فاضل لنکرانی هم درباره عملیات انتحاری استفتا شده که وی جواب داده است: «مسئله فلسطین مسئله دفاع است و دفاع از مردم و ناموس و کیان اسلام به هر نحوی که باشد جایز است.» آنچه که از متن این فتاوا برمی‌آید این است که فتاوای مذکور در پاسخ به سؤال مجاز بودن عملیات استشهادی در اسلام صادر شده و پاسخ‌دهندگان نیز بیشتر شرایط فلسطین را در نظر داشته‌اند، نه شرایط ایران را. شیخ عکرمه صبری، مفتی فلسطین، در موافقت با عملیات استشهادی گفته است: «کسی که جان خود را تقدیم می‌کند نیازی به کسب مجوز از این و آن ندارد. ما باید بر مشروعیت مقاومت تأکید کنیم و حق نداریم در مقابل انتفاضه و جهاد قرار بگیریم. ما موظفیم در کنار آن بایستیم و به آن تشویق کنیم.» شیخ محمود عاشور، از علمای مصری، نیز گفته است: «اسلام معتقد است هرگاه خاک و مالی از مسلمانان مورد تعرض قرار گرفت، بر تمام مسلمانان واجب است که به جهاد برخیزند. اسلام با شرکت زنان در عملیات شهادت‌طلبانه مخالفتی ندارد بلکه آن را تأیید می‌کند.» در باب حضور زنان در عملیات استشهادی، شیخ احمد یاسین، رهبر پیشین حماس، معتقد بود که «در جامعه فلسطین زنان به جهاد و شهادت گرایش دارند درست مثل مردان جوان، اما چون زن موجودی منحصربه‌فرد است و اسلام برای زن محدودیت‌هایی قائل شده، اگر زنی بخواهد در عملیات جهادی شرکت کند باید یکی از مردان به‌عنوان نگهبان همراه او باشد.»۱۰ شیخ یاسین در جای دیگری گفته بود: «در موقعیت کنونی نیاز نداریم که زنان بار جهاد و شهادت را به دوش بکشند. جنبش اسلامی نمی‌تواند تمام مردان فلسطینی را که خواستار شرکت در عملیات استشهادی هستند بپذیرد زیرا تعداد آنها زیاد است و امکانات ما محدود.»۱۱ شیخ یاسین پس از عملیات شهادت‌طلبانه وفا ادریس در سال ۲۰۰۲، از عملیات استشهادی زنان انتقاد کرد، اما پس از مدتی، با پشتیبانی‌های گسترده از حضور زنان در عملیات شهادت‌طلبانه، از موضع قبلی خود عقب نشست و اعلام کرد: «اگر زنی برای انجام عملیات انتحاری بیش از یک روز و یک شب بیرون باشد باید توسط یک مرد اسکورت شود ولی اگر عملیات کمتر طول ‌کشد همراه کردن مردی با او ضروری نیست.»۱۲

سکوت سیاسی در قبال استشهادیون تاکنون هیچ مقام بلندپایه جمهوری اسلامی موضع‌گیری مشخص و آشکاری درباره عملیات استشهادی و بخصوص شرکت زنان در آن نکرده است. چند ماه قبل، با شروع جنگ لبنان و اسرائیل، استشهادیون ایرانی هنوز جان تازه‌ای نگرفته بودند که مقامات رسمی کشور آنها را به سکوت واداشتند. قبل از آن، سخنگوی ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام به خبرگزاری آینده روشن گفته بود: «دو گروه با تخصص‌های فنی و خدماتی برای رفتن به لبنان به سوریه اعزام شده‌اند. این دو گروه ۹ نفره و ۱۲ نفره هستند و برای کمک به خانواده‌های جنگ‌زده و مجروحان نظامی وارد لبنان شده‌اند و تا پیروزی حتمی حزب‌الله بر رژیم اشغالگر قدس در لبنان حضور خواهند داشت.» پس از اعلام این خبر، سردار حجازی، فرمانده نیروی مقاومت بسیج، به‌طور رسمی موضع‌گیری کرد و گفت: «ایران هیچ نیروی نظامی به لبنان نمی‌فرستد و حضور نظامی در منطقه نخواهد داشت.» اما اتفاق دیگری موضع بی‌طرفی مسئولان کشور در قبال استشهادیون ایرانی را معنی‌دار کرد و آن شرط رئیس مجلس شورای اسلامی برای شرکت در همایش مردان آفتاب بود. غلامعلی حدادعادل شرط کرده بود در صورتی برای سخنرانی حاضر می‌شود که ثبت‌نام از علاقه‌مندان به عملیات استشهادی و طرح چنین مسائلی در حاشیه آن همایش لغو شود.۱۳ برنامه با حضور رئیس مجلس و با رعایت شرط او برگزار شد.

وصیت‌نامه زهرا فقط چشم‌هایش معلوم‌اند، صورتش را پوشانده ولی معلوم است که هیکل درشتی دارد. بیست‌ودو ساله است و عاشق شهادت و جبهه و جنگ: «تا الان یک بار کلاس توجیهی داشتیم. در آن کلاس برای ما توضیح دادند که فرهنگ شهادت‌طلبی چیست و چه کارهایی باید بکنیم، قبلاً چه کسانی عملیات شهادت‌طلبانه انجام داده‌اند و حالا ما باید عین آنها عمل کنیم. صحبت‌های امام خمینی را گفتند که “شبکه استشهادی باید باشد و یک جزء لازم در کشور است”. من پارسال ثبت‌نام کردم و یک سال طول کشید تا با من تماس گرفتند.»  امروز اینجا چکار می‌کنی؟ ○ اولین کلاس ما هفته پیش بود. امروز پلاک‌های ما را به ما دادند و به ما گفتند وصیت‌نامه بیاورید و خلاصه از این حرف‌ها.

زهرا وصیت‌نامه‌اش را آورده است: «من هدفم در زندگی همیشه شهادت بود و جور هم شد که بیایم این‌جور جاها. پدرم جبهه رفته بود و خود ما هم عاشق شهادت و جبهه و جنگیم. اگر آن‌موقع بودیم، حتماً می‌رفتیم جبهه، نمی‌دانم شاید هم نمی‌رفتیم اما الان عشقمان این است.» هدف‌های زهرا برای عملیات استشهادی معلوم است: «هدف آخر سرنگونی دشمنان است. اگر یک زمان خدایی‌ناکرده جنگ شود، خوب بی‌حرمتی می‌کنند به نظام یا به مملکت ما و یا در کشورهای دیگر بی‌حرمتی می‌شود مثل حمله به حرمین عسگرین در عراق. می‌گویند اگر رهبر حکم جهاد بدهد می‌شود اینها را فرستاد آنجا به‌عنوان استشهادی.»  چرا می‌گویی ما؟ چرا خودت را حساب نمی‌کنی؟ ○ خودم را زیاد نمی‌گویم، چون زیاد ادعایم نمی‌شود.  مسئله ادعا داشتن یا نداشتن نیست. بحث من در مورد آمادگی است. اصلاً می‌دانی عملیات استشهادی چیست؟ ○ عین فلسطین دیگر، بمب وصل می‌کنند و به جاهایی که دشمنان جمع‌اند، مثل مناطق صهیونیست‌نشین، حمله می‌کنند. وقتی یک نفر را انتخاب می‌کنند باید برود.  در مرحله آمادگی هستی؟ ○ بله.  همه‌چیز برایت توجیه شده؟ ○ بله، خیلی نمی‌ترسم.  من که حرفی از ترس نزدم، اما حالا که خودت گفتی، واقعاً نمی‌ترسی که بمب به خودت ببندی و خودت را منفجر کنی؟ ○ البته همیشه ترس دارد. هرکس که در مرحله‌اش قرار بگیرد حتماً می‌ترسد اما می‌گویند ترس از خداست، نترس از این کار. کسی که توی این کار می‌آید باید عشقش را داشته باشد.

زهرا مجرد است. سه سال است درس حوزوی می‌خواند و سال اول جامعه‌الزهراست.

پیشمرگان میدان مین وقتی از افراد شهادت‌طلب پرسیده می‌شود: «در تاریخ و متون اسلامی به‌طور مشخص نامی از عملیات شهادت‌طلبانه آورده شده است؟» اغلب به این دو مورد اشاره می‌کنند: شب «لیله‌البیت» که حضرت علی (ع) در جای پیغمبر اکرم (ص) خوابید تا کشته شود، و واقعه کربلا. برخی نیز به دوران معاصر و صحنه‌هایی از جنگ ایران و عراق اشاره می‌کنند، مثل حمید داوودآبادی، محقق و نویسنده جنگ: «صحنه‌هایی از جنگ ایران و عراق خود عملیات شهادت‌طلبانه است. چهل نفر از بچه‌ها در میدان مین غلت می‌زدند و خودشان را روی مین‌ها منفجر می‌کردند تا راه را برای پشت‌سری‌ها باز کنند. همین بچه‌ها چند ساعت قبل در خاکریز دنبال جان‌پناهی می‌گشتند تا ترکش نخورند. به‌شوخی به آنها می‌گفتم: شما بودید که این دعا را می‌خواندید “اللهم الرزقنا توفیق شهاده فی‌ سبیل‌الله”. چی شده که الان دنبال جان‌پناه می‌گردید؟ یکی گفت: اگر الکی تیر و ترکش بخوری که شهید نیستی. حفظ جان در اسلام واجب است. اما همین بچه‌ها تا می‌گفتند پیشمرگ برای میدان مین می‌خواهند یکی‌یکی روی مین می‌رفتند و شهید می‌شدند.»

گفت‌وگو با داوودآبادی با این خاطره شروع شد، خاطره‌ای که به ماهیت عملیات استشهادی ختم شد: «نگاه ما به این قضیه خیلی مهم است که چرا انسان به این مرحله می‌رسد که خودش را می‌کشد تا با ضربه‌ای که به دشمن وارد می‌کند به جامعه حیات بدهد. اصلش این است که انسان وقتی در محاصره قرار می‌گیرد، هیچ راهی ندارد و در جنگ ظالم و مظلوم است که دست به این کار می‌زند. فلسطینی‌ها با اینکه ۵۰ سال است اسرائیل به آنها زور می‌گوید به این کار روی نیاورده بودند تا اینکه به این نتیجه رسیدند که: می‌شود یکی از ما کشته شود، اما ضربه بیشتری به دشمن وارد آید. یعنی ما یک نفر تلفات می‌دهیم و آنها صدها نفر کشته می‌دهند. بعدها شیمون پرز، نخست‌وزیر اسرائیل، گفت: ما رفتیم لبنان که اینها را بکشیم اما اینها خودشان را می‌کشند تا به ما ضربه بزنند. پس ما اینها را از چه بترسانیم؟!»

داوودآبادی تأکید می‌کند: «اولین کسانی که عملیات استشهادی انجام دادند، مجوز شرعی‌اش را از امام گرفتند، آنها شیعه بودند و ولایت‌پذیری داشتند. آن‌موقع امام خمینی به‌عنوان ولی فقیه به آنها مجوز شرعی داد. آن زمان عده‌ای عملیات استشهادی را نوعی خودکشی می‌دانستند و به این آیه قرآن استناد می‌کردند که با دست خودتان خود را به هلاکت نیندازید. این آیه در قرآن آمده اما در آیات جهادی هم آمده که اگر از مال و جان خود بگذرید شهید محسوب می‌شوید. افراد مختلف نظرشان را پیش امام مطرح کردند و ایشان سه بار گفته بودند: اکیداً جایز است، اکیداً جایز است، اکیداً جایز است. ولی شرایطی را مطرح کرده بودند که عملیات استشهادی فقط در این شرایط مجاز است، اینکه به مردم غیرنظامی آسیب نخورد و تهاجمی صورت نگیرد.»

 آیا این شرایط رعایت می‌شود؟

استشهادیون لبنانی بسیار حساس بودند که زمان حمله را طوری تنظیم کنند که مردم عادی از آنجا رد نشوند. حتی در یک عملیات، چند بچه نزدیک محل مأموریت بازی می‌کردند که شهادت‌طلب به آنها آدامس و شکلات می‌دهد و آنها را به بهانه‌ای از آنجا دور می‌کند. البته کسانی که می‌خواهند عملیات استشهادی را محکوم کنند می‌گویند افراد غیرنظامی هم کشته می‌شوند، شاید هم در جایی و در مواردی افراد عادی ناخواسته حضور داشته‌اند. در جنگ هوایی، کشته شدن افراد غیرنظامی اجتناب‌ناپذیر است، اما در عملیات استشهادی می‌شود همه جوانب را در نظر گرفت که زن و بچه‌ای کشته نشود. اما طبق تبلیغات دشمن، ۹۵ درصد اسرائیلی‌ها نظامی هستند یعنی همه مردمشان مسلح‌اند.

 مگر مسلح بودن دلیلِ نظامی بودن است؟

اینها شبه‌نظامی‌اند. الان یکی از دلایلی که اسرائیل فلسطینی‌ها را قتل‌‌عام می‌کند و سازمان ملل هم چیزی نمی‌گوید همین است. در یک منطقه مسلمان‌نشین، چهار خانه یهودی ساخته‌اند و آنها را مسلح کرده‌اند. دارند مردم را می‌کشند به اسم دفاع از خانه و خانواده‌شان. مناطقِ مسکونی اسرائیلی‌ها مثل پادگان‌های مسلح‌اند و فرد استشهادی که وسط یک صف اتوبوس خودش را منفجر می‌کند می‌داند که صبح‌های خیلی زود صف اتوبوس پُر از صهیونیست‌های نظامی است که دارند به پادگان می‌روند.  پس در مواردی، طبق تعهدات موضوعِ مجوز شرعی عمل نمی‌شود؟ ○ چند سال پیش من در لبنان بودم که یک سرباز لبنانی اتوبوسی را منفجر کرد و هفت نفر را کشت. در روزنامه‌های ما نوشتند سرباز دلاور لبنانی هفت صهیونیست را هلاک کرد، اما در لبنان، حزب‌الله این عملیات را تأیید نکرد و روی این قضیه مانور نداد، به این علت که آن هفت نفر هفت بچه بودند و آن اتوبوس، اتوبوس مهدکودک بود.  نظرتان درباره حضور زنان در عملیات استشهادی چیست؟ ○ در مناطق اشغالی، قوانین رفت‌‌وآمد خیلی سخت است، مثلاً ماشین تک‌سرنشین را از دور می‌زنند. جوان‌ها را می‌گیرند و بازجویی‌های شدید می‌کنند.

حالا تصور کنید اگر عملیات استشهادی را زن‌ها انجام بدهند خدا می‌داند چه بلایی سرشان می‌آورند. سیدحسن نصرالله می‌گفت: «ما خیلی حساس بودیم، چون می‌دیدیم با جوان‌ها چکار می‌کنند و آنها را می‌زنند، اگر بدانند زن‌ها هم عملیات استشهادی انجام می‌دهند خوب با زن‌ها هم همین کارها را می‌کنند.» به همین دلیل، غیرت آنها نمی‌پذیرفت که بگذارند زن‌ها وارد این عرصه شوند. البته بعضی از گروه‌های وابسته به حزب کمونیست در لبنان از زنان برای عملیات استشهادی استفاده می‌کنند. موردی بود که خانمی آمده بود پیش بچه‌های حزب‌الله و گفته بود: «من زنا کردم و می‌خواهم توبه کنم، بهترین راه توبه هم این است که عملیات استشهادی انجام دهم.» آنها قبول نمی‌کردند و می‌گفتند: «نیتت خالص نیست. گناه کرده‌ای و حالا می‌خواهی خودت را این‌طور بکشی تا گناهت پاک شود.»

این خانم می‌رود پیش یکی از احزاب کمونیست و آنها هم از خدایشان بوده که چنین عملیاتی به اسم خودشان باشد. ماشینی آماده می‌کنند و عملیات را آن خانم انجام می‌دهد.

 مگر این نیت فرد استشهادی که روی آن تأکید دارید چه باید باشد؟

ابتدا همه جَوّزده می‌شوندکه برویم عملیات استشهادی انجام دهیم. مثلاً در یک مراسم در تهران، ده هزار نفر می‌آیند ثبت‌نام می‌کنند که ما هم می‌خواهیم خودمان را منفجر کنیم. اینجا به جای عقل، احساس حکم می‌کند.  کمی توضیح دهید؟ ○ تحقیق و منطق پایه و اساسِ عملیات استشهادی است. شهید فلاح‌، مسئول اطلاعاتِ عملیات جنوب لبنان، برای انجام عملیات سه سال تحقیق کرد. جالب است بدانید که در لبنان عملیات استشهادی برای افراد متأهل ممنوع است. در تمام عملیات استشهادی در لبنان فقط دو نفر متأهل بودند. شما دقت را ببینید. فلاح اندو، بعد از سه سال که طرح عملیات را می‌نویسند و می‌دهند به او، سه ماه مرخصی می‌گیرد. به او می‌گویند اجازه بدهد کار را کس دیگری انجام دهد، با این نیت که از سرش بیفتد. او برعکس عمل می‌کند، می‌رود حج، از زن و بچه‌اش خداحافظی می‌کند و حلالیت می‌طلبد. کسی که می‌خواهد عملیات استشهادی انجام بدهد باید یکی از زبده‌ترین نیروها باشد چون این‌طور نیست که به خودت مواد ببندی و خودت را منفجر کنی. ورود به منطقه دشمن و همخوانی با آنها کار اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی است.

پس این اتفاقاتی که در ایران به نام عملیات استشهادی می‌افتد چیست؟

اینها تبلیغات است. الان حزب‌الله لبنان ارتش و سپاه ندارد. وزارت دفاع ندارد و بار همه دفاع به دوش عملیات استشهادی است. ما وقتی موشک شهاب ۳ و نیروی هوایی و ارتش و سپاه داریم، شهادت‌طلبی آخرین مرحله جنگ است نه اولین مرحله آن.

پس ما الان در شرایط خاصی نیستیم که نیاز به این افراد باشد؟

نه، به‌هیچ‌وجه نیستیم.

یکی از اهداف استشهادیون مبارزه با اسرائیل است. در خبرها آمده که آنها خودشان را آماده می‌کنند تا در جنگ لبنان و اسرائیل شرکت کنند. درست است؟

اگر قرار باشد با اسرائیل بجنگیم، ارتش داریم، سپاه داریم، بسیج داریم. این‌طور نیست که عده‌ای جوان بروند لبنان و خودشان را منفجر کنند. بحث تبلیغات را نباید با سیستم دفاعی کشور قاطی کرد.

پس به‌نظر شما این اتفاقات به نفع چه کسانی است؟

نمی‌دانم. تبلیغات است. آشِ نخورده و دهانِ سوخته.

منظورتان از این ضرب‌المثل چیست؟

منظورم این است که من آدم‌های استشهادی زیادی را می‌شناسم که زمین تا آسمان با آنچه شما در رسانه‌های ایران می‌بینید فرق دارند. کسی که استشهادی می‌کند اصلاً تبلیغات راه نمی‌اندازد. داد و هوار نمی‌کند. طوری که وقتی شما یک فرد استشهادی را می‌بینید باورتان نمی‌شود او استشهادی است. کسی که مرد عمل است کمتر حرف می‌زند. چیزی که مرا ناراحت می‌کند آوردن زنان به میدان است. لبنان با آن عظمتش زن استشهادی ندارد، در فلسطین هم به دلایلی مجبور شدند حضور زن‌ها را بپذیرند. اصل حرف من این است که جنگیدن برنامه می‌خواهد. الان لبنان آن‌قدر استشهادی دارد که خیلی‌ها پنج سال است منتظر نوبتشان هستند که استشهادی بزنند. لبنانی‌ها دعوا دارند که چه کسی زودتر برود. بعد فکر کنید عده‌ای از ایران که نه منطقه را بلدند نه زبان می‌دانند بروند آنجا، این اصلاً عملی نیست.

گفته می‌شود آموزش‌ها بیشتر جنبه اعتقادی دارد و بخش عملیاتی آن دو ساعت بیشتر وقت نمی‌برد. نظر شما چیست؟

من خیلی روی این قضیه کار کرده‌ام که چه می‌شود فردی استشهادی می‌زند. به این نتیجه رسیدم که در لبنان کسی را به انجام عملیات استشهادی نمی‌رسانند، بلکه خودش به این مرحله می‌رسد. رساندن با رسیدن فرق دارد. در عملیات استشهادی لبنان و فلسطین، اصلاً جَوّزدگی نمی‌بینید. خود فردْ داوطلب می‌شود، این‌طور نیست که به فرد القا کنند که اگر این کار را بکند خوب است. خودِ طرف می‌گوید که من این کار را می‌کنم و خوب است. داوودآبادی درباره رابطه جهاد و عملیات استشهادی می‌گوید: «جهاد شرایطی دارد. حتی در لبنان هم جهاد اعلام نشده است. ما هشت سال جنگیدیم، اما جهاد اعلام نشد. یکی از رموز عملیات استشهادی این است که افراد در گروه‌های دو یا سه نفره کار می‌کنند، بعد از انجام عملیات، هم خودشان و هم بقیه از بین می‌روند و اثری از آنها باقی نمی‌ماند و اسرائیلی‌ها هم نمی‌توانند آنها را شناسایی کنند.

لبنان ۳۰۰، ۴۰۰ نفر آماده عملیات دارد. این به آن معنی نیست که ۳۰۰ نفر لباس نظامی پوشیده‌اند و مواد منفجره به خود بسته‌اند، نه، خیلی از اینها بنّا، کارمند و روزنامه‌نگارند. اینها مردم عادی‌اند. این‌طور نیست که پشتِ در پادگان بخوابند. اینها دارند زندگی‌شان را می‌کنند، حتی شاید زن و فرزند و پدر و مادرشان هم ندانند که اینها استشهادی‌اند. این‌طور نیست که تابلو بزنند و شلوغ کنند و راهپیمایی کنند. این یک کار سوخته تبلیغاتی است.» * آخرین تصویری که چشم قبل از بسته شدن برای همیشه می‌بیند کدام است؟ این آخرین تصویر هم فرصت ثبت شدن روی شبکیه را پیدا می‌کند؟ آغاز همه کمابیش مشخص است. مادری، تختی، شاید بیمارستانی و آغوش گرمی. اما پایان هیچ دو نفری مثل هم نیست، حداقل در زمان مردن ـ روز یا شب ـ و مکان آن ـ روی تخت بیمارستان، وسط خیابان، تنها یا بین جمع، معلوم نیست. عده‌ای از افراد که مرگشان را انتخاب می‌کنند دارای صحنه مرگ می‌شوند، صحنه‌ای که نه فقط بستگان که همه دنیا و بخصوص دشمن آن را می‌بیند. صحنه مرگ آنها حرف دارد، چه آن را قبول داشته باشیم و چه نه. آنها به صحنه مرگشان فکر می‌کنند و آن را می‌سازند تا به دنیاپیغامی بدهم کشته می شوم تابکشم.

————————————–

پی‌نوشت‌ها ۱) دختران زیتون (با یاد زنان شهادت‌طلب فلسطینی)، به کوشش محمدعلی صمدی، تهران: مجتمع چاپ سازمان فرهنگی سیاحتی کوثر، چاپ دوم، زمستان ۱۳۸۴٫ ۲) همان، ص ۱۱ـ۱۴ ۳) همان، ص ۱۶ ۴) همان، ص ۱۷ ۵) همان، ص ۱۸ـ ۱۹ ۶) سایت آیت‌الله صانعی به نشانیِ www.Saanei.org «گفت‌وگوی خانم فرانسیس هریسون، خبرنگار بی‌بی‌سی، با معظم‌له»، ۲۸/۸/۱۳۸۴ ۸،۷) همان ۹) www.30yasat.blogsky.com 10، ۱۱، ۱۲) ؟؟ ۱۳) خبرگزاری آفتاب، ۱۴ آبان ۱۳۸۴، «استشهادیون در راهند؟»

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , ,

Comments are closed.