Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > امامزاده های ولخرج
artcile
احمد احرار- امامزاده های ولخرج

امامزاده های ولخرج

۲۲ آبان ۱۳۹۱

ببین چه اندازه شور است که خان هم فهمید. غلامعلی جعفرزاده عضو کمیسیون بودجه و برنامه مجلس شورای اسلامی به فغان آمده که گزارش مالی هشت‌هزار امامزاده شفاف نیست و از سازمان حج و اوقاف دربارۀ دخل و خرج امامزاده‌ها توضیح خواسته است.

تخلیه نذورات زوار در حرم امام رضا

امامزاده‌سازی در ایران داستانی دراز دارد. ضرب‌المثل معروف «این امامزاده‌ای است که با هم ساخته‌ایم» حقیقتی را به‌زبان ساده بازگو می‌کند. ریشۀ داستانی این ضرب‌المثل به روایات مختلف نقل شده است.

یکی از امامزاده بازسازی شده در روستای امره در حوالی ساری . این روستا دارای ۵ امامزاده است

ساده‌ترینش این که دو رفیق همسفر شدند. الاغی داشتند که به‌نوبت سوار می‌شدند. در نیمه‌راه، الاغ از پا درافتاد و مُرد و دو مسافر را در صحرا بی‌مرکوب گذاشت. چاله‌ای کندند و لاشۀ الاغ را مدفون ساختند و بر سر خاک آن نشستند به نالیدن و گریستن بر احوال زار خودشان که راه دراز را پای پیاده چگونه می‌توان رفتن. در این حال کاروانی رسید و کاروانیان از حال آنان جویا شدند. یکی از آنها فکرش جرقه زد و گفت ما از اینجا می‌گذشتیم، در یک زمان هر دو از فرط خستگی و گرسنگی به‌خواب رفتیم و در خواب دیدیم سیّدی نورانی از خاک برخاست، ما را که از زندگی قطع امید کرده بودیم آب و غذا داد و به زندگی بازگرداند و دوباره به خاک بازگشت. چون خاک را شکافتیم معلوممان شد که امامزاده‌ای در اینجا مدفون است و اکنون بر غریبی آن بزرگوار می‌گرییم.

امامزاده‌های ایران از ۱۵۰۰ در اوایل انقلاب به ده‌هزار و پانصد رسیده است

کاروانیان این خبر به شهر رساندند و مردم به‌یاری برخاستند و نذر و نیاز آوردند و گنبد و بارگاهی برقرار و زیارتگاهی دایر شد. آن دو رفیق هم به‌عنوان متولّی نانشان توی روغن افتاد. مردم از اطراف می‌آمدند و امامزاده را زیارت می‌کردند و هر جا بینشان اختلاف می‌افتاد برای اثبات حقانیت خود به آن امامزاده سوگند می‌خوردند. چندسالی گذشت، دکان امامزاده رونق گرفت و دماغ دو رفیق چاق و چاقتر شد تا آن که مبلغی از نذورات ناپدید گشت. یکی از آن دو که رفیقش را حتی بهتر از خودش می‌شناخت یقین کرد دزدی کار اوست، گریبانش را گرفت و مطالبۀ مال کرد.

بدون شرح

بر اثر قیل و قال، زائران جمع شدند و به تماشا ایستادند. متهم فریاد برداشت که به این بقعۀ مبارکه و این امامزادۀ بزرگوار قسم، من از مال مسروقه خبر ندارم. رفیقش که به‌خشم آمده بود نتوانست زبان خود را نگهدارد، در جواب گفت فلان‌فلان‌شده، این امامزاده‌ای است که با هم ساختیم. با همه پلاس، با من هم پلاس؟!

وکیل مجلس گفته است «سازمان اوقاف شفافیت لازم را در اعلام درآمد و هزینۀ امامزاده‌ها ندارد و این که ادعا می‌کنند درآمد هر امامزاده صرف همان امامزاده می‌شود دروغ است. بیست درصد درآمد امامزاده‌ها را سازمان اوقاف برمی‌دارد و مسؤولان این سازمان باید بگویند این پول‌ها به کجا می‌رود و چرا تعداد امامزاده‌ها یکباره افزایش یافته است!»

اهل اطلاع بهتر می‌دانند که تعداد امامزاده‌های واقعی، امامزاده‌هایی که شناسنامۀ اصیل دارند، در تمام ایران از تعداد انگشتان دو د ست تجاوز نمی‌کند و تازه در همان بقاع مقدس نیز بساط بخوربخور و وردار و ورمال همواره برقرار بوده و فی‌الحال افزایش یافته است.

مرقد مطهر امام‌رضا در مشهد اصیل‌ترین بقاع متبرکۀ ایران به‌شمار می‌رود و زائران بی‌شمار و درآمد سرشار دارد. وقتی در دوران صفویه مذهب و سیاست در هم‌آمیخت و دکان امامزاده‌‌سازی دایر شد، شاه‌عباس برای محفوظ نگهداشتن حریم حرم امام‌رضا، تولیت آن را خود بر عهده گرفت و مقرر شد صورت دخل و خرج آستانۀ مقدس رضوی هرساله توسط نایب‌التولیه به‌نظر سلطان وقت برسد. بعدها، هر زمان آخوندبازی رونق می‌گرفت بودجۀ آستان کسری بیشتری نشان می‌داد و سلاطین وقت نیز زیر سبیل می‌گذاشتند تا آن که رضاشاه، وقتی صورت دخل و خرج آستانۀ مبارکه را در برابرش گذاردند تا به صحّۀ مبارک برسد، سر برداشت و گفت عجبا! معلوم می‌شود حضرت امام‌رضا شب‌ها به مجلس عیش و نوش می‌رود که خرجش اینهمه بالا رفته است و دخلش به خرج نمی‌رسد. به‌دستور شاه، مرحوم محمدولی اسدی نایب‌التولیه آستان قدس مأمور شد نظم و نسقی به کار آستانه بدهد و دخل و خرج را متوازن سازد.

در همان سال‌ها، درویش فنائی که کشکول به‌دست در کوچه و خیابان تهران گشت می‌زد و اشعاری را که خود سروده بود می‌خواند و نیاز می‌طلبید، سفری به مشهد کرده و چون لفت و لیس حاکم بر آستانه را دیده بود طاقت نیاورد و این اشعار را سرود و روزی در صحن، معرکه گرفت و خطاب به صاحب بارگاه شروع به خواندن کرد:

ز جای خیز و ببین دزدهای دور و بَرَت

به‌نام خادم و فراش، یا امام رضا

ز هر طرف گذری، دسته‌دسته می‌نگری

گدا و لوطی و کلاّش، یا امام‌رضا

حریم قُدس تو کز آسمانیان پُر بود

شده‌ست مجمع اوباش، یا امام‌رضا

چنین که سارق و خائن احاطه‌ات کرده‌ست

به‌فکر گنبد خود باش، یا امام‌رضا!

که البته خدّام با مشت و لگد به جانش افتادند و معرکه را برچیدند.

با روی کارآمدن حکومت آخوندی در ایران، پیدا بود که این دکان هم بار دیگر رونق خواهد گرفت اما باورکردنی نبود که همزمان، امامزاده‌های جدید نیز کشف شود به‌طوری که تعداد امامزاده‌های ایران از ۱۵۰۰ در اوایل انقلاب به ده‌هزار و پانصد رسیده است یعنی سالی ۳۰۰ امامزاده سر از خاک بیرون آورده‌اند، آن هم امامزاده‌های ولخرج و پرج!

 
کلیدواژه ها: , , ,
  1. ahmad says:

    سپاس از این مطبب بسیار جالب. واقعا این مقاله بسیار روشنگرانه به بسیاری از نکات پاسخ داد. از آنجمله امام زاده سازی. سالها پیش کتابی خواندم که در آن دختر ناصر الدین شاه( اگر اشتباه میکنم لطفن مرا آگاه کنید چون حافظه ام یاری نمی کند)در باره چنار داخل کاخ مطلبی نوشته بود . که آخوند دربار بدستور شاه فتوا داد که خواب نما شده که زیر این چنار امام زاده ای دفن است تا زنان حرمسرا برای دخیل بستن به شاه عبدالعظیم نروند. . چنار عاسعلی یه همچو نامی . دستتان درد نکنه و پر توان باشید

  2. safa says:

    motasefane melati zodbavar va khorafate hastim. az mas ke bar mast