Home
translation translation
Donatation

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .

newsletter

اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود

   
translation
   

khaandaniha|خواندنیها > ویژه خواندنیها > چرت زدن صادق زیباکلام و گیر کردن شیخ محمد جعفرآباده ای در نجاست !
artcile
احمد احرار - صادق زیباکلام

چرت زدن صادق زیباکلام و گیر کردن شیخ محمد جعفرآباده ای در نجاست !

۲۷ مرداد ۱۳۹۱

دکتر صادق زیباکلام از نزدیکان آیت‌الله رفسنجانی و می‌توان گفت بازتاب دهندۀ منویّات آن حضرت، به‌ویژه در مسائل مربوط به روابط خارجی است. بنابراین تعجبی ندارد اگر این روزها، چون زمزمۀ آشتی با آمریکا از سوی رفسنجانی با واکنش قهرآمیز بیت رهبری روبرو شده است، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز هدف نیش و نوش و زخم زبان قرار می‌گیرد.

صادق زیبا کلام

در گزارشی راجع به سلوک استاد آمده بود که او دل به تدریس نمی‌دهد و در جایی میان فضای رسانه‌ای و محیط دانشگاهی قرار گرفته و از کیفیت حضورش در دانشگاه کاسته شده است.

در همین گزارش، از قول گزارشگری که به کلاس درس زیباکلام سر کشیده نقل شده است که استاد در کلاس چرت می‌زد.

استاد در جواب می‌گوید «در چنین کلاس‌هایی باید هم چرت زد. اساساً شاید با تساهل بتوان گفت دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بهترین جا برای چرت زدن است، چه برای استاد هنگام ارائه دانشجو و چه برای دانشجو میانۀ تدریس استاد!» اینجا

به‌عبارت دیگر، استاد می‌فرمایند وقتی طرف چَرت می‌گوید بهتر است انسان چُرت بزند. فرق نمی‌کند که طرف استاد باشد یا دانشجو!

از طرفی چرت زدن معنی در خود فرو رفتن نیز می‌دهد.

شیخ محمدجعفر آباده‌ای از علمای دو قرن پیش به حاضرجوابی شهرت داشت و کمتر کسی حریف زبان شیرین ولی گزندۀ او می‌شد.

از او پرسیدند آیا هرگز پیش آمده است که از کسی سخن نیشدار بشنوی و در جواب دربمانی؟

گفت آری، یک روز سحرگاهان از خانه به‌قصد مسجد خارج شدم. شب هنگام باران زیادی باریده، کوچه‌ها پر از گل و لای بود و هوا تاریک. با وجود آن که خیلی احتیاط می‌کردم، پایم در چاله‌ای کم‌عمق اما پر از کثافت و نجاست فرو رفت. در ششدر حیرت، از حرکت، بازمانده و در خود فرو رفته بودم که چه کنم. می‌اندیشیدم که اگر به مسجد بروم، با این پلیدی و نجاست شرعاً جایز نیست و اسباب آبروریزی خواهد بود. اگر به خانه برگردم و تطهیر و تعویض لباس کنم وقت نماز می‌گذرد و مأمومین چشم‌انتظار می‌مانند و نگران می‌شوند.

پس چه باید کرد؟ چشم‌ها را بسته، حیران و سرگردان در اندیشۀ کار خود مستغرق بودم که زنی رسید و چون مرا بدان حال دید به‌کنایه گفت: حاج آقا، چرا تو خودتان فرو رفته‌اید؟!

آنجا بود که در عین اوقات تلخی، هم خنده‌ام گرفت و هم زبانم از جواب عاجز ماند.

 
کلیدواژه ها: , , , , ,
  1. رجب says:

    عالی بود استاد.
    خودمانیم شما هم خیلی شیطونین.