<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>khaandaniha&#124;خواندنیها</title>
	<atom:link href="http://khaandaniha.com/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://khaandaniha.com</link>
	<description>Voice of democratic Iran&#124;صدای ایران دموکراتیک</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 06:52:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>دروغ بزرگی که همه را بازی می دهد  :   فتوای خامنه ای در باره  حرام بودن استفاده از تسلیحات نظامی هسته ای</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9752</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9752#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 13:38:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر اول]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9752</guid>
		<description><![CDATA[به نسبت نزدیکی با تاریخ مذاکره سرنوشت ساز هسته ای بین جمهوری اسلامی و کشورهای 1+5 در بغداد ، دستگاههای تبلیغاتی ام القراء اسلام به کار افتاده تا به اصطلاح "دل" نمایندگان کشورهای 1+5 را خالی کند و از تحریمهای نفس گیری که علیه او ضع شده است ، نجات یابد......]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>به نسبت نزدیکی با تاریخ مذاکره سرنوشت ساز هسته ای بین جمهوری اسلامی و کشورهای ۱+۵ در بغداد ، دستگاههای تبلیغاتی ام القراء اسلام به کار افتاده تا به اصطلاح &#8220;دل&#8221; نمایندگان کشورهای ۱+۵ را خالی کند و از تحریمهای نفس گیری که علیه او ضع شده است ، نجات یابد.</strong></p>
<p>برای خالی کردن دل حریف ، یکی از قطع کامل صادرات نفت به اروپا ، در صورت عدم لغو تحریمها سخن می گوید و دیگری با ایما و اشاره ، تهدید به واکنش نظامی جمهوری اسلامی در خلیج فارس، و زدن ناوهای هواپیما بر امریکا ،و حمله به منافع آن در منطقه می کند.</p>
<p>و اما تازه ترین دستاویز حامیان خفته جمهوری اسلامی ، تشبث به فتوای حرام بودن استفاده از سلاحهای هسته ای است که آن را به سید علی خامنه ای نسیت می دهند . فتوا ئی که به نظر بسیاری از ایرانیان ، ازجمله من ، اصلا وجود خارجی ندارد.</p>
<p>به غیر از مفسرین و نویسندگان نشریات و افرادی که از آنها به نام &#8220;آگاهان&#8221; یاد می شود !  ،  جدید ترین شخصیت بین المللی سیاسی   که در این رابطه داد سخن داده  ، آقای میشل روکار نخست وزیر پیشین فرانسه است  که روز ۲۳ اردیبهشت به دعوت جمهوری اسلامی  به تهران رفت و در مصاحبه طولانی با صدا و سیما در روز ۲۴ اردیبهشت  چنین گفت   :</p>
<p>«فتوای رهبر انقلاب ایران در خصوص حرام بودن تولید و استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی بسیار مهم است و می تواند اعتماد بیشتری را ایجاد کند.<a href="http://www.irna.ir/News/Politic/Hope-for-development-of-ties-between-Iran,-France,-Rocard/80132611">» اینجا</a> به انگلیسی  و<a href="http://www.ghatreh.com/news/nn9838043/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%82-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87"> اینجا </a>به فارسی</p>
<p><a href="http://khaandaniha.com/text/9752"><em>Click here to view the embedded video.</em></a></p>
<p>تا آنجائی که من به یاد دارم ، فتوای آیات عظام همواره به صورت مکتوب و در پاسخ پرسش یکی از مومنین صادر می شد و مرجع مربوطه برای جلوگیری از جعل فتوا مهر خود را هم پای آن می زد که کسی در حکم او تقلب نکند :</p>
<div id="attachment_9785" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/khomeyni.jpg"><img class="size-full wp-image-9785" title="khomeyni" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/khomeyni.jpg" alt=" " width="426" height="412" /></a><p class="wp-caption-text">نمونه استفتاء از دفتر آیت الله خمینی</p></div>
<div id="attachment_9790" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/khamenei-fatwa.jpg"><img class="size-full wp-image-9790" title="khamenei-fatwa" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/khamenei-fatwa.jpg" alt="" width="426" height="294" /></a><p class="wp-caption-text">نمونه فتوا با مهر و امضاء آیت الله خامنه ای</p></div>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_9763" class="wp-caption aligncenter" style="width: 432px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/Systani1.jpg"><img class="size-full wp-image-9763" title="Systani" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/Systani1.jpg" alt="" width="422" height="191" /></a><p class="wp-caption-text">نمونه فتوای آیت الله سیستانی</p></div>
<div id="attachment_9761" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/Makarem.jpg"><img class="size-full wp-image-9761" title="Makarem" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/Makarem.jpg" alt="" width="426" height="284" /></a><p class="wp-caption-text">نمونه فتوای آیت الله مکارم شیرازی</p></div>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_9756" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/Ayatollah-Tabatabaei-Fatwa.jpg"><img class="size-full wp-image-9756" title="Ayatollah-Tabatabaei-Fatwa" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/Ayatollah-Tabatabaei-Fatwa.jpg" alt="" width="426" height="252" /></a><p class="wp-caption-text">نمونه فتوای یکی دیگر از مراجع</p></div>
<p style="text-align: right;"><strong>آیا کسی چنین فتوائی با چنان مشخصاتی که آقای خامنه ای صادر کرده باشد را دیده است ؟</strong></p>
<blockquote><p>یک دسته هم به جای پرداختن به کذب وجود چنین فتوائی ، اصل تقیه در شیعه را به آن می چسبانند</p></blockquote>
<p>چگونه می توان پذیرفت  ، فتوای آقای خامنه ای در باره فیس بوک   با درج  پرسش از آیت الله و پاسخ ایشان برای اطلاع مسلمین در جراید کشور منتشر شود، ولی متن و تصویر فتوای خیالی آیت الله در باره حرام بودن استفاده از سلاح هسته ای را هیچکس جز جن و انسی که دور و بر ایشان می پلکند ندیده باشد؟ <a href="http://www.hamshahrionline.ir/news-168148.aspx">اینجا </a></p>
<div id="attachment_9796" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/fatwa-hamshahri.jpg"><img class="size-full wp-image-9796" title="fatwa-hamshahri" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/fatwa-hamshahri.jpg" alt="" width="426" height="263" /></a><p class="wp-caption-text">نمونه انتشار فتوای خامنه ای در نشریات</p></div>
<p>متاسفانه اندیشمندان ایرانی نیز که هر روز وقت خود را تلف کرده ، و بیهوده صفحات زیادی را برای اثبات ماهیت دیکتاتوری شناخته شده جمهوری اسلامی به ایرانیان سیاه می کنند ، کمی از وقت خود را به این امر تخصیص نمی دهند که تحقیق کنند اصلا چنین فتوائی وجود دارد یا خیر ؟</p>
<p>در این میان  ، البته روشنفکران دینی بیکار ننشسته اند و چون پژوهشهای دینی و بررسی &#8220;فتاوی&#8221; ، و به عبارت دیگر تحلیل کالای پر خرید &#8220;اسلام عزیز&#8221; را ملک مطلق خود می دانند ، با به هم بافتن رطب و یابس ، به جای پرداختن به کذب وجود چنین فتوائی ، اصل تقیه در شیعه را به آن می چسبانند که البته اگر چنین فتوائی وجود داشت به سهم خود قابل توجه بود .</p>
<blockquote><p>باید از جمهوری اسلامی پرسید  ، بر فرض که چنین فتوائی را درست کنید  ، ولی مگر شکنجه در اسلام حرام نیست ؟مگر ربا  در اسلام حرام نیست ؟</p></blockquote>
<p>غرضم جزوه تهیه شده بوسیله انستیتو واشنگتن است که آقای مهدی خلجی اسلام شناس مورد استناد منابع غربی و یکی از همکاران امریکائی ایشان زحمت تهیه و تدوین آن را کشیده اند. <a href="http://www.washingtoninstitute.org/uploads/Documents/pubs/PolicyFocus115.pdf">اینجا</a> به زبان انگلیسی و به صورت پی دی اف , <a href="http://eshraf.ir/index.php/geography/43-political/1250-1390-07-11-16-27-24">اینجا ب</a>ه زبان فارسی .</p>
<p>اما اصل  داستان از این قرار است که اصلا چنین فتوائی وجود ندارد که مجتهدین از آن تقیه کنند یا نکنند ! &#8230;..</p>
<p>مجموع این عوامل ، باعث شده است که حتی خانم هیلاری کلینتون نیز تحت تاثیز قرار گیرد و به جای مطالبه مدرک متقن &#8211; که امریکائیها در مطالبه &#8220;مدرک متقن ید طولائی دارند – بدون تردید در وجود چنین فتوائی بگوید:</p>
<p>«ما در دیدار با مقامات ایرانی می‌خواهیم درباره چگونگی گنجاندن اعتقادات‌شان در یک برنامه مشخص بحث کنیم که این نه فقط مساله‌ای اعتقادی٬ که تبدیل به سیاست‌های حکومت شود.»<a href="http://www.dw.de/dw/article/0,,15853492,00.html"> اینجا</a>  و <a href="http://www.hudson.org/index.cfm?fuseaction=publication_details&amp;id=8894&amp;pubType=HI_opeds,HI_Journal_Articles">اینجا  </a>.</p>
<p>رجب طیب اردوغان ، نخست وزیر اسلامخواه ترکیه نیز که چند روز پیش قرارداد تاسیس دو نیروگاه اتمی را با چین در پکن امضاء کرد به حکم مسلمانی ! ناشیانه به هیلاری کلینتون می گوید</p>
<p>« ایشان  [ آیت الله خامنه ای ] حرام بودن سلاحهای هسته ای را گوشزد کردند و فرمودند که ایران قصد ساخت سلاح هسته ای ندارد. ما باید این سخنان را باور نماییم » .   <a href="http://jahannews.com/vdchi-ni623nzzd.tft2.html">اینجا  </a>و <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/206362/">اینجا </a></p>
<p align="right">  البته ما ایرانیها از همه بهتر می دانیم که حرام و حلال بودن ، در قاموس  حکومت اسلامی کاربردی  جزفریب ملت به نام اسلام  ندارد . سران کشورها باید از جمهوری اسلامی بپرسند ، بر فرض که چنین فتوائی را درست کنید  ، ولی مگر شکنجه در اسلام حرام نیست ؟مگر ربا  در اسلام حرام نیست ؟ پس چگونه است که در جمهوری اسلامی این اعمال هر روز رسما تکرار می شود ؟</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9752/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فتوای حرام بودن سلاح هسته ای و توصیه به باراک اوباما</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9745</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9745#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 May 2012 06:02:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[احمد احرار]]></category>
		<category><![CDATA[اردوغان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[باراک اوباما]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>
		<category><![CDATA[حرام]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[سلاح هسته ای]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[فتوا]]></category>
		<category><![CDATA[هالو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9745</guid>
		<description><![CDATA[روزی که در لابلای خبرها خواندم رجب طیب اردوغان در مذاکراتش با باراک حسین اوباما او را اندرز داده و متقاعد ساخته است برای خلاص شدن از معضل هسته‌ای ایران، راهی بهتر از فتوای شرعی وجود ندارد.....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>هالو، معادل دقیق واژۀ «کاندید» در زبان فرانسه است (این کلمه را فارسی‌زبان‌ها اغلب به جای کاندیدا به‌کار می‌برند که البته صحیح نیست). در ریشه‌یابی کلمۀ «هالو»، به لرستان می‌رسیم و تلفظ «خالو» به گویش لُری. لُرها حرف «خ» را «هـ» تلفظ می‌کنند و «خالو» یعنی دایی را «هالو» می‌گویند و چون این طایفۀ پشت‌کوه‌نشین ایرانی به ساده‌لوحی و خوشباوری معروفند، ایرانی‌ها هر آدم ساده‌لوحی را هالو می‌نامند.</strong></p>
<p>ولتر، نویسندۀ بزرگ فرانسوی در اثر معروف خود، «کاندید» تصویری از یک آدم هالو به‌دست می‌دهد که تصادف روزگار، او را از زادگاهش (آلمان) آواره می‌کند و به جهانگردی می‌کشاند و در مسیر حوادث عظیم تاریخی قرار می‌دهد و همۀ این حوادث را او با همان نگاه ساده‌لوحانه می‌نگرد و تکیه‌کلامش این است که «خیر باشد»!</p>
<div id="attachment_9747" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/erdogan-us.jpg"><img class="size-full wp-image-9747" title="erdogan-us" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/05/erdogan-us.jpg" alt="" width="426" height="304" /></a><p class="wp-caption-text">فتوای شرعی دارد ،باید قبول کنیم !</p></div>
<p>بنده تصور می‌کنم اهل تحقیق اگر در نسب‌شناسی پرزیدنت باراک اوباما مکاشفۀ بیشتری به‌عمل آورند و از آفریقا و آمریکا جلوتر بروند احتمالا گذارشان به لرستان خواهد افتاد و ردّپایی از یک «خالو» در شجره‌نامۀ خانوادگی ایشان خواهند یافت.</p>
<p>«خالو»ها ـ همانگونه که «کاندید» در اثر جاودانۀ ولتر ـ آدم‌هایی هستند خوش‌قلب و از فرط خوش‌قلبی است که به‌قول معروف بد به دلشان راه نمی‌دهند و اکثر اوقات فریب ظاهر اشخاص یا قضایا را می‌خورند.</p>
<p>روزی که در لابلای خبرها خواندم رجب طیب اردوغان در مذاکراتش با باراک حسین اوباما او را اندرز داده و متقاعد ساخته است برای خلاص شدن از معضل هسته‌ای ایران، راهی بهتر از فتوای شرعی وجود ندارد و اگر آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان نایب امام زمان فتوی بدهد و تولید و مصرف سلاح هسته‌ای را تحریم کند مسأله حل می‌شود، آن را شوخی اول آوریل پنداشتم و هفت قرآن در میان، یک لحظه هم تصور این که واقعیت داشته باشد به ذهنم خطور نکرد. اما حالا دیگر شکی در صحت و اصالت این خبر باقی نمانده است. چنین فکری از کجا و چگونه برای نخست‌وزیر ترکیه پیدا شده و باورمندانه یا رندانه به رئیس جمهوری آمریکا منتقل ساخته است، بنده نمی‌دانم ولی تسلیم شدن پرزیدنت اوباما در برابر منطق دلالباشی، عقیده‌ام را در مورد قرابت نسبی ایشان با هالوهای خودمان دوچندان کرد.</p>
<p>ازقرار معلوم همین مطلب را نمایندۀ اعزامی جمهوری اسلامی در نشست استانبول، به‌عنوان یک دلیل متقن بر آمادگی ایران برای معامله «برد ـ برد» بر سر مناقشۀ هسته‌ای مطرح کرده و قول داده است اگر تحریم‌های نفتی و اقتصادی برداشته شود، «مقام معظم رهبری» متقابلا فتوای شرعی دایر به تحریم سلاح هسته‌ای صادر خواهند فرمود.</p>
<p>فکرش را بکنید که رویاروی حریفی مثل ولادیمیر پوتین که رندی و زیرکی از چشم‌هایش می‌بارد، در این مرحلۀ حساس از تاریخ سیاسی جهان، چه «خالو جعفر»ی در طرف مقابل پای صفحۀ شطرنج نشسته است!</p>
<p>دوستی داشتیم از مالکین بزرگ مازندران، در رندی و عیّاری کم‌نظیر. با تنی چند از دوستان، رفته بودیم به دیدن او در املاکش که یک سر آن لب دریا بود و سر دیگرش در قلب جنگل. یکی از رفقا پسرک ده، دوازده‌ساله خود را که «ولی» نام داشت به‌همراه آورده بود. شبی، بر سر سفرۀ شام، صاحبخانه گفت من فردا صبح می‌روم به گاوسرا چون گاومان آبستن است و فردا خواهد زائید. در اینجا رسم است که وقتی گوساله به‌دنیا می‌آید اگر کسی حضور داشته باشد و به نوزاد ریگی بزند آن گوساله و شیر و چرم و زاد و ولدش تمام متعلق به او خواهد بود. می‌خواهم «ولی» را با خودم ببرم که ریگ بزند.</p>
<p>«رضاچپه» یکی از دوستان که به رک‌گویی و شوخ‌طبعی شهرت داشت رو کرد به «ولی» و گفت:</p>
<p>ـ پسرجان، به گاوسرا برو و زایمان گاو را تماشا کن. اما باورت نشود که با ریگ زدن به گوساله، صاحب آن خواهی شد. این بابا سند محضری را هم می‌گذارد درِ کوزه و آبش را می‌خورد، چه رسد به ریگ‌زدنی در گاوسرا!</p>
<p>توصیۀ مخلص به پرزیدنت اوباما این است که اگر در انتخابات ماه نوامبر برای چهار سال دیگر در کاخ سفید واشنگتن ماندنی شد به‌جای اسلام‌شناسانی که فعلا دور خود جمع کرده است، یک «آخوندشناس» به‌عنوان مشاور ویژه استخدام کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9745/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علیرضا طاهری : من در معیت ناخدا شهریار شفیق شاهد تصرف جزیره ابو موسی بودم</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9708</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9708#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 17:36:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[ابو موسی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تصرف]]></category>
		<category><![CDATA[جزیره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شفیق]]></category>
		<category><![CDATA[شهریار]]></category>
		<category><![CDATA[طاهری]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[ویدئو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9708</guid>
		<description><![CDATA[در پی سفر محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهور ایران، به جزیره ابوموسی، با نزدیک به سه هزار نفر جمعیت، مسئله اختلاف تهران با امارات متحده عربی.....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>در پی سفر محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهور ایران، به جزیره ابوموسی، با نزدیک به سه هزار نفر جمعیت، مسئله اختلاف تهران با امارات متحده عربی بر سر مالکیت این جزیره و دو جزیره نزدیک آن، تنب‌های بزرگ و کوچک، بار دیگر در صدر مهم‌ترین خبرهای جهان جای گرفته است.</strong></p>
<blockquote><p>در ابوموسی ولیعهد شارجه، شیخ صقر، شخصاً به استقبال نیروهای ایرانی شتافت و میان آن‌ها شیرینی پخش کرد</p></blockquote>
<p>نیروهای ایرانی چهل و یک سال پیش در آذرماه ۱۳۵۰، در عملیاتی به دقت محاسبه شده، بر این سه جزیره مسلط شدند.</p>
<p>من که در آن زمان معاونت سردبیری کل روزنامه اطلاعات را بر عهده داشتم، از انگشت شمار گزارشگرانی بودم که نیروهای ایرانی را در این عملیات همراهی کردند.</p>
<div id="attachment_9730" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/Alireza-Taheri-Edited.jpg"><img class="size-full wp-image-9730" title="Alireza-Taheri-Edited" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/Alireza-Taheri-Edited.jpg" alt="" width="426" height="394" /></a><p class="wp-caption-text">علیرضا طاهری : من شاهد تصرف جزیره ابو موسی بودم</p></div>
<p style="text-align: center;"><strong>خاطره علیرضا طاهری را با صدای خود او بشنوید </strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/6eee7a22-2817-4823-a151-9ad1fd94beb2.mp3">صدای علیرضا طاهری</a></strong></p>
<p>سفر هیجان‌انگیزی در پیش نداشتیم، از دست کم یک هفته پیشتر می‌دانستیم که ایران به زودی پس از نزدیک به ۷۰ سال استعمارگری بریتانیا بار دیگر بر سه جزیره مهم و استراتژیک ابوموسی (به روایتی با نام ایرانی گـَپ سَبزو) و تنب‌های بزرگ و کوچک رسماً مسلط خواهد شد. سفری بی‌هیجان در پیش بود، اما تاریخی.</p>
<p>نیروی دریایی شاهنشاهی ایران با تشکیل ستادی ویژه در جزیره قشم در ۲۲ کیلومتری تنب بزرگ خود را آماده کرده بود تا در مراسمی تشریفاتی درفش ایران را در این سه جزیره بی‌هیچ درگیری و حادثه‌ای به اهتزاز درآورد. هواپیماهای شکاری ایران بر فراز این سه جزیره در پرواز بودند.</p>
<p>ساعت ۶:۱۵ بامداد روز نهم آذرماه ۱۳۵۰، یک روز پیش از خروج کامل نیروهای استعمارگر بریتانیا از شرق سوئز من جمله از خلیج فارس، عملیات نیروی دریایی ایران آغاز شد و در عرض ۳۵ دقیقه پایان گرفت.</p>
<div id="attachment_9723" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/Shariar-Shafiq.jpg"><img class="size-full wp-image-9723" title="Shariar-Shafiq" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/Shariar-Shafiq.jpg" alt="" width="426" height="477" /></a><p class="wp-caption-text">شادروان شهریار شفیق به اتفاق همسر و فرزندانش</p></div>
<p>در ابوموسی، تنها جزیره مسکونی از میان سه جزیره یاد شده، ولیعهد شارجه، شیخ صقر، شخصاً به استقبال نیروهای ایرانی شتافت و میان آن‌ها شیرینی پخش کرد. مراسم در تنب کوچک معروف به تنب مار نیز بی‌هیچ حادثه‌ای به انجام رسید.</p>
<p>از ناخد<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%B2%D8%B9%D9%84">ا فرید خزعل</a>، یکی از فرماندهان این عملیات، پرسیدم من در اینجا ماری نمی‌بینم پس چرا آن را تنب مار می‌نامند؟ ناخدا خزعل بخشی از جزیره را به رگبار گلوله بست و ناگهان دیدم که انگار تمام تنب کوچک به حرکت درآمد. سراسر جزیره مار بود و مار بود و مار.</p>
<p>در تنب بزرگ هم برپایه قرار و مدار با شیخ رأس‌الخیمه و نمایندگان لندن، قرار بود دست به دست شدن قدرت بی‌حادثه بگذرد. اما آنچنان که شهریار شفیق، پسر کوچک خواهر همزاد شاه ایران و یکی دیگر از فرماندهان عملیات بازستانی این سه جزیره به من گفت، افسر نگهبان انگلیسی در رأس الخیمه که شیفت بامدادی‌اش را تازه آغاز کرده بود از این قرار و مدار ابراز بی‌خبری می‌کند و به مأموران شیخ‌نشین در تنب بزرگ دستور می‌دهد تا روشن شدن قضیه مقاومت کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>ویدئو اظهارات ۳ اردیبهشت سردار علی فدوی فرمانده  نیروی دریائی سپاه پاسداران در باره ابو موسی   را با کلیک روز آیکون زیر نگاه کنی</strong>د</p>
<p><a href="http://www.lenziran.com/2012/04/revolutionary-guard-navy-persian-gulf-island-of-abu-musa-is-iranian-territory-like-tehran/"><img class="aligncenter size-full wp-image-8907" title="video-to-use" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2011/08/video-to-use.jpg" alt="" width="100" height="96" /></a></p>
<p>در میان مأموران در پاسگاه تنب بزرگ نیز دودستگی پدید می‌آید، یک دسته از تحویل قدرت با مسالمت کامل به ایرانی‌ها هواداری می‌کردند و دسته دیگر از فرمان افسر نگهبان انگلیسی. در این گیرودار یک سروان ایرانی، رضا سوزنچی، همراه مهناو یکم حبیب‌الله کهریزی و ناوی وظیفه آیتالله خانی که احتمال درگیری دراین جزیره را در خواب هم نمی‌دیدند به پاسگاه نزدیک شدند.</p>
<p>آن‌ها حتی سلاح‌های خود را آماده شلیک نساخته بودند. خروج هوادران تحویل و تحول مسالمت‌آمیز از پاسگاه در حالت آماده برای واگذاری سلاح‌هایشان به این دیدگاه سه ایرانی یاد شده قوت بیشتری می‌بخشید؛ دیدگاهی که به زودی با رگباری از گلوله از درون پاسگاه، بی‌پایه بودن آن مشخص شد.</p>
<p>هر سه ایرانی از پای درآمدند و مأموران هوادار تحویل و تحول مسالمت‌آمیز وحشت‌زده به درون پاسگاه بازگشتند. نیروهای ایرانی ناگزیر با هلی‌کوپتر در پیرامون پاسگاه پیاده شدند. ناخدا فرید خزعل و<a href="http://diplomatkordi.blogfa.com/post-41.aspx"> دریابان شهریار شفیق </a>از نخستین ایرانیانی بودند که به درون پاسگاه تنب بزرگ یورش بردند و مقاومت سنگر گرفتگان در آن را در هم شکستند.</p>
<p>به زودی سنگرگرفتگان با دادن یک کشته همگی اسیر شدند. یکی از این اسیران که شهروندی یمنی بود می‌گفت همکارانش به فرمان مستقیم صدام حسین، مرد نیرومند عراق، در برابر ایرانی‌ها مقاومت کرده بودند.</p>
<p>بدین سان ابوموسی و تنب‌های بزرگ و کوچک پس از ۶۸ سال استعمارگری بریتانیا بار دیگر پرچم ایران را برفراز خود افراشته دیدند.</p>
<p>همزمان، «احمد اشرف جان اُف» (رئیس دفتر نمایندگی «تاس» خبرگزاری رسمی و دولتی روسیه شوروی در آن زمان)، که برای پوشش خبری این رویداد تاریخی ترجیح داده بود شخصاً دوربین به گردن اندازد و از سه جزیره، بازدید کند، در راه بازگشت از ابوموسی به قشم، با زیرکی خود را در شمار مسافران هلی کوپتری جای داد که خلبانی آن را شهریار شفیق جای داد.</p>
<p>احمد اشرف جان اف امیدوار بود که در طول پرواز از ابوموسی به قشم، فرصتی یابد و از این «والاگهر خلبان» در حالی عکس بگیرد که او کلاه ایمنی بر سرداشت؛ کلاهی که با حروف درشت بر آن نوشته شده بود: «آی لاو تگزاس» یا من عاشق تگزاسم!</p>
<p>این قصد و نیت گزارشگر روس را «کلاغه» به گوش خلبان والاگهر رساند، و او نیز با اشاره به دو مسافر دیگرش (من، و محمود محمدی عکاس همراه من، و یکی از برجسته ترین خبرنگاران عکاس در آن زمان)، به ما اطمینان داد که اگر پرواز به قشم را خطرناک و غیر عادی یافتیم، وحشت نکنیم چون می خواهد عکاس روس را از شکار عکسی که نقشه اش را در سر داشت، باز دارد</p>
<p>. به هر روی، «والاگهر خلبان» در پروازی کژ و مژ و پی در پی رو به اوج و حضیض، در حالی ما را به قشم رساند که احمد اشرف جان اف از همه جا بی خبر، با رنگ پریده میله ها را چسبیده بود که مبادا به گوشه یی پرت شود. او حتی یک لحظه هم فرصت نیافت دست به دوربین ببرد.</p>
<p>این والاگهر جزو نخستین کسانی بود که اگر گفته آیت‌الله صادق خلخالی را بپذیریم، به فرمان جمهوری اسلامی در یکی از خیابان‌های پاریس در نخستین ماه‌های استقرار حکومت هواداران آیت‌الله خمینی بر ایران به گلوله‌ا‌ش بستند و او را کشتند.</p>
<p>ناخدا فرید خزعل، دیگر چهره شاخص عملیات بازستانی این سه جزیره نیز بر پایه روایات رسمی، یکی دو سال پس از همین عملیات در خانه‌اش در خیابان شمال سینما مولن روژ تهران خودکشی کرد. چند و چون این خودکشی هرگز روشن نشد..</p>
<p>مطلب  برگرفته از رادیو فردا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9708/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/6eee7a22-2817-4823-a151-9ad1fd94beb2.mp3" length="9045006" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>استقبال جمهوری اسلامی و برگردان الهه بقراط از مطلب  گونتر گراس  + ویدئو</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9697</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9697#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Apr 2012 19:56:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[اسرئیل]]></category>
		<category><![CDATA[الاهه]]></category>
		<category><![CDATA[الهه]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بقراط]]></category>
		<category><![CDATA[حمله]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[گراس]]></category>
		<category><![CDATA[گونتر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9697</guid>
		<description><![CDATA[ین‌که آیا درخواست و یا تأثیر افراد و محافل شناخته‌شده ایرانی در آلمان بر گونتر گراس جهت نوشتن این متن تا چه اندازه بوده و یا اساسأ وجود داشته یا نه، بعدأ معلوم خواهد شد ولی .....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2011/10/elahe-boghrat.jpg"><img class="size-full wp-image-9052 alignright" title="elahe-boghrat" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2011/10/elahe-boghrat.jpg" alt="" width="69" height="69" /></a>این‌که آیا درخواست و یا تأثیر افراد و محافل شناخته‌شده ایرانی در آلمان بر گونتر گراس جهت نوشتن این متن تا چه اندازه بوده و یا اساسأ وجود داشته یا نه، بعدأ معلوم خواهد شد ولی نظر گونتر گراس برای ایرانیان ناآشنا نیست و علاوه بر جمهوری اسلامی، برخی از ایرانیان گونتر گراس نویسنده ۸۴ ساله آلمانی و برنده جایزه ادبیات نوبل در متنی که امروز (چهارشنبه ۴ آوریل ۲۰۱۲) در روزنامه معتبر «زود دویچه تسایتونگ» منتشر شد، سیاست دولت اسراییل و فروش لوازم جنگی از سوی آلمان به آن کشور را مورد انتقاد شدید قرار داد. این متن همزمان در روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، روزنامه ایتالیایی «لا ریپوبلیکا» و روزنامه اسپانیایی «اِل پائیس» منتشر شد.</strong><strong>برای جلوگیری از هرگونه تحریف به ویژه از سوی رسانه‌های جمهوری اسلامی، من ترجمه متن کامل آن را در اینجا در اختیار علاقمندان قرار می‌دهم.</strong></p>
<p><strong>اینکه آیا درخواست و یا تأثیر افراد و محافل شناخته شده ایرانی در آلمان بر گونتر گراس جهت نوشتن این متن تا چه اندازه بوده و یا اساسا وجود داشته یا نه، بعدا معلوم خواهد شد ولی بخشی از نظر گونتر گراس برای ایرانیان ناآشنا نیست و علاوه بر جمهوری اسلامی، برخی از ایرانیان نیز در صلح‌جویی خود، نقش ویرانگر حکومت اسلامی را یا کمرنگ می‌کنند و یا نادیده می‌گیرند.</strong></p>
<p><strong>گونتر گراس بلافاصله پس از انتشار این متن، چه در آلمان و چه در دیگر کشورهای اروپایی مورد انتقاد شدید قرار گرفت. هنریک ام. برودر، طنزپرداز آلمانی که چند سال پیش روزنامه کیهان تهران نوشته طنز وی را درباره یهودیان به عنوان یک مقاله جدی منتشر کرد، در آنچه در روزنامه «دی ولت» منتشر شد، نوشت، گونتر گراس همیشه یک ضدیهودی بوده ولی هرگز به این صراحت آن را اعلام نکرده بود. برخی نیز پیشینه گونتر گراس را دستاویز قرار داده‌اند تا گرایش یهودستیزی وی را نشان دهند. گراس در رمان «هنگام پوست کردن پیاز» که از زندگی خودش الهام گرفته و در سال ۲۰۰۶ منتشر شد اعلام کرد که در هفده سالگی هنگامی که جنگ جهانی دوم به پایان نزدیک می‌شد، داوطلبانه به سازمان مخوف «اس اس» پیوسته است.</strong></p>
<p><strong>به هر حال، گذشته از جنجالی که بر سر این متن به راه افتاده، به نظر من اگر هر فرد یا گروهی بر نقش هر دو دولت کنونی ایران و اسراییل در بروز یک جنگ احتمالی که تنها آن دو می‌توانند در وقوع یا جلوگیری از آن نقش بازی کنند، تأکید کند و در عین حال سیاست «دورویی» غرب را نیز چه در رابطه با جنبش صلح اسراییلی‌ها و چه در مورد جنبش آزادی‌خواهی ایرانیان به نقد بکشد، شاید آنگاه بتوان فرهنگ «انگ» و «برچسب»زنی را محدود کرد. با این همه متن گونتر گراس یک بیان روشنفکرانه در دفاع از صلح است که نتیجه‌گیری پایانی‌اش در عالم سیاست و در برخورد با واقعیت افراطیونی که در اسراییل و ایران نقش بازی می‌کنند، و هم چنین در سنجش منافع اقتصادی غرب، بیشتر ساده‌اندیشی به شمار می‌رود.</strong></p>
<p><a href="http://khaandaniha.com/text/9697"><em>Click here to view the embedded video.</em></a></p>
<p><strong>نثر گونتر گراس در رمان‌هایش نیز اساسا خشک و بدون انعطاف است. این متن نیز اگرچه برخی رسانه‌های آلمانی از آن به عنوان «شعر» یاد کرده‌اند، ولی موضوعی‌تر و جدی‌تر از آن است که به جز چند فراز کوتاه، شباهتی به شعر از نظر ما ایرانیان داشته باشد. به ویژه آنکه امروز، پس از دو جنگ جهانی و چه بسا قرار داشتن در آستانه سومی، انتقاد از دولت‌ها و توصیه به آنها، موضوعی نیست که بتوان درباره‌شان غزلسرایی کرد و «شاعرانه» سخن گفت!</strong></p>
<p style="text-align: center;">*****</p>
<p><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/gunter.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9700" title="gunter" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/04/gunter.jpg" alt="" width="426" height="302" /></a></p>
<p>«چرا سکوت می کنم، چرا اینقدر طولانی کتمان می‌کنم، آنچه را که آشکار است، آنچه را که حتا در رزمایش‌ها، تمرین شده و در پایانش ما به مثابه بازماندگان، در بهترین حالت، زیرنویسی بیش نیستیم.<br />
و آن، ادعای حقِ وارد آوردن ضربه نخست است که می‌تواند به نابودی مردمِ زیرِ یوغ و رهبری شده در هوراکشی‌های سازمان‌یافته یک پهلوان‌پنبه در ایران بیانجامد چرا که حدس زده می‌شود در قلمروِ قدرتش بمب اتمی تولید می‌گردد.</p>
<p>ولی چرا خود را از بر زبان آوردن نام آن کشوری منع می‌کنم که سالهاست، حتا اگر به طور مخفی، دارای توان هسته‌ای فزاینده اما کنترل ناپذیر است زیرا که امکان بازرسی از آن وجود ندارد؟</p>
<p>کتمان همگانی درباره این واقعیت که سکوت من نیز از آن تبعیت می‌کرده است، به نظر من یک دروغ مجرمانه و محدودیتی است که اگر به آن توجه نشود، قابل مجازات است. انگ «یهودستیزی» برچسب آشنایی است.</p>
<p>اینک اما، من می‌گویم، آنچه را باید گفته شود. آن هم در حالی که به نوبه خود از کشور من، که هر بار جنایت انکارنکردنی و مقایسه‌ناپذیرش مورد اشاره و بحث قرار می‌گیرد، قرار است یک زیردریایی جنگی دیگر به اسراییل فرستاده شود. و البته این کاملا در جهت منافع اقتصادی است و با زیرکی تمام به حساب پرداخت غرامت نوشته می‌شود. یک زیردریایی که ویژگی آن در این است که می‌تواند کلاهک‌های انفجاری را که قادرند همه چیز را نابود کنند، به نقطه‌ای هدایت کند که وجود یک بمب اتمی در آن هنوز ثابت نشده است، ولی نگرانی از وجود آن ظاهرا به اندازه مدرک، ارزش استناد دارد.</p>
<p>لیکن چرا تا کنون سکوت می‌کردم؟ زیرا بر این باور بودم، تبارِ من، که به خطایی جبران‌ناپذیر آلوده است، روا داشتن این واقعیت را به مثابه یک حقیقت اعلام شده درباره اسراییل، کشوری که من با آن احساس همبستگی می‌کنم و می‌خواهم این همبستگی را حفظ کنم، مجاز نمی‌شمارد.</p>
<p>ولی چرا تازه حالا در سالخوردگی و با آخرین قطره جوهر می‌گویم که کشور اسراییل به مثابه یک قدرت اتمی، صلحِ در هر حال شکنندهِ جهان را تهدید می‌کند؟ زیرا آنچه می‌تواند فردا دیگر دیر شده باشد، امروز باید گفته شود. ولی به این دلیل نیز که ما آلمانی‌ها که به اندازه کافی بار بر شانه داریم، ممکن است به تأمین کننده منابعِ جنایتی تبدیل شویم که پیش‌بینی پذیر است و از همین رو نمی‌تواند همدستی ما را در آن با بهانه‌های رایج توجیه کند.</p>
<p>و بیافزایم که، من دیگر سکوت نمی‌کنم زیرا از دوروییِ غرب بیزارم. بعلاوه، این امید هست که شاید بسیاری خود را از این سکوت برهانند و از عاملان این خطرِ آشکار بخواهند که از خشونت چشم بپوشند و همزمان اصرار بورزند که دولت‌های هر دو کشور اجازه دهند تواناییِ اتمیِ تأسیسات اسراییل و ایران توسط یک مرجع بین‌المللی مورد بازرسی مداوم و بدون مانع قرار گیرد.</p>
<p>تنها از این راه می‌توان به اسراییلی‌ها و فلسطینی‌ها و بیش از آن، به همه انسان‌هایی که در منطقه‌ای که توسط جنون اشغال شده، تنگاتنگ یکدیگر در دشمنی زندگی می‌کنند، و نیز سرانجام به ما، یاری رساند.»</p>
<p>نیز در صلح‌جویی خود، نقش ویرانگر حکومت اسلامی را یا کم‌رنگ می‌کنند و یا نادیده می‌گیرند</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9697/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محسن مخملباف &#8211; قبل و بعد !</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9692</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9692#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 09:51:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[نگاه تصاویر]]></category>
		<category><![CDATA[lolgfht]]></category>
		<category><![CDATA[lpsk]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[عکس روز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9692</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_9693" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/makhmalbaf-big.jpg"><img class="size-full wp-image-9693" title="makhmalbaf-big" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/makhmalbaf-big.jpg" alt="" width="426" height="251" /></a><p class="wp-caption-text">دو چهره از محسن مخملباف</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9692/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شاه در تیم فوتبال مدرسه سوئیسی &#8220;لو روزه &#8221; در۱۹۳۵</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9683</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9683#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Mar 2012 17:22:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[نگاه تصاویر]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[سوئیس]]></category>
		<category><![CDATA[شاه]]></category>
		<category><![CDATA[عکس روز]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[لو رزه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9683</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_9684" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/shah-football-big.jpg"><img class="size-full wp-image-9684" title="shah-football-big" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/shah-football-big.jpg" alt="" width="426" height="287" /></a><p class="wp-caption-text">محمد رضا شاه در تیم فوتبال</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9683/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سوء استفاده جمهوری اسلامی از گوگل و یو تیوب و دورخیز  برای تصرف اینترنت</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9616</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9616#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 23:56:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر اول]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9616</guid>
		<description><![CDATA[جمهوری اسلامی  با استفاده از کاسبکاریهای رایج و بند و بست با رسانه های پر قدرت بین المللی و ضعف و  ساده انگاری اپوزیسیون و رسانه ای ایرانی فعال در فضای مجازی ،  در حال تصرف گام به گام آخرین سنگر مخالفین ، یعنی فضای اینترنت است .....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>جمهوری اسلامی  با استفاده از کاسبکاریهای رایج و بند و بست با رسانه های پر قدرت بین المللی و ضعف و  ساده انگاری اپوزیسیون و رسانه ای ایرانی فعال در فضای مجازی ،  در حال تصرف گام به گام آخرین سنگر مخالفین ، یعنی فضای اینترنت است .</strong></p>
<div id="attachment_9666" class="wp-caption aligncenter" style="width: 483px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/main.jpg"><img class="size-full wp-image-9666" title="main" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/main.jpg" alt="" width="473" height="290" /></a><p class="wp-caption-text">دست نامرئی جمهوری اسلامی در اینترنت</p></div>
<p>شور بختانه موسسات عظیم و چند ده ملیتی نیز که فلسفه وجود ی آنها بر کاسبی و پول در آوردن بنا شده و متاسفانه تعداد زیادی از هموطنان ایرانی در پستهای بالا و تصمیم گیرنده آن قرار دارند ، ترجیح می دهند کشک خود را بسابند و  با چشم پوشی بر ماهیت پلید رژیم جمهوری اسلامی و رسانه های وابسته به آن ، تصور خامی را در سر  بپرورانند  که رژیم جمهوری اسلامی آنها را از فیلتر کردن مستثنی کرده و یا در ظاهری فیلتر شده به آنها اجازه خواهد داد  به کسب حلال ! خود ادامه دهند .زهی خیال باطل !</p>
<p style="text-align: center;"><strong>دستور اخیر خامنه ای برای استفاده از همه نیروها برای تصرف اینترنت</strong></p>
<p><a href="http://khaandaniha.com/text/9616"><em>Click here to view the embedded video.</em></a></p>
<p align="right">نمونه بارز این سهل انگاری یکی دو تا نیست . در حالی که جمهوری اسلامی مجسمه ای نمادین از یو تیوب را ، با الهام از سنگ شیطانی که حاجیان در مکه به آن خرده سنگ و کلوخ پرتاب می کنند  ( رمی جمرات ) در نمایشگاه رسانه ای تهران  نصب کرده تا سردار نقدی از آن بازدید کند و شیطانی بودن یوتیوب را به رخ مسلمانان جهان بکشاند ،  یو تیوب بدون هیچ ملاحظه ای ، به روی  ویدئو های تلویزیون دولتی پرس.تی.وی آگهی نصب می کند ، تا این شبکه که چون زالو  در پوششهای مختلف از خون ملت ایران تغذیه می گند  ، چاقتر شود و بهتر بتواند برای شورش مسلمانان جهان علیه استکبار تبلیغ کند .</p>
<p align="right"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/you-tube.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9620" title="you-tube" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/you-tube.jpg" alt="" width="426" height="298" /></a></p>
<p align="right"> تصویر  آگهی نصب شده یو تیوب روی ویدئوهای پرس تی.وی در زیر منتشر می شود ،  تا در صورتیکه پس از انتشار این مطلب ، آگهی برداشته شد ، کسی  نتوانند حاشا کنند . <a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Agahi-PressTV.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9619" title="Agahi-PressTV" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Agahi-PressTV.jpg" alt="" width="426" height="346" /></a>پیوند به نمونه آگهی :</p>
<p align="right"><a href="http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;v=zGUeJl5h6NE">http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;v=zGUeJl5h6NE#</a></p>
<p align="right">یو تیوب در همین حال ،  بدون ارائه هیچگونه توضیح موجه یا غیر موجه  ،  نصب آگهی روی ویدئو های وب سایت لنزایران را که  رسانه ای است مستقل ،  و  بدونمنبع در آمد دولتی یا غیر دولتی ، قطع می کند تا وب سایتی را که به شهادت آمارهای یو تیوب  ، بیش از ۱۰ میلیون بار بازدید شده است را از کار بیندازد . چه کسی این پاپوش را دوخته ، و یوتیوب را  وسیله رسیدن به  مقاصد سیاسی خود قرار داده است ؟</p>
<p><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Disabled.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9635" title="Disabled" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Disabled.jpg" alt="" width="426" height="150" /></a>خوشبختانه همانطور که در تصویر زیر ملاحظه می کنید ، پرونده  حساب ما نزد یو تیوب خالی از هر گونه تخلف است و دستهای نامروئی در یو تیوب ، با وجود تائید  صلاحیت ما ، نصب آگهی را از کار انداخته اند . البته ما نیز ساکت نبودیم و علاوه بر ارسال دهها ای-میل به بخشهای مختلف گوگل و یو تیوب ، چندین فکس نیز به مقر گوگل در امریکا  و به عنوان مدیران آن ارسال کردیم و ضمن شرح ماجرا ،  دلیل حذف آگهی از کلیپهای لنزایران را جویا شدیم ولی بر خلاف آداب معمول در اینترنت ،  تا این لحظه که بیش از سه  ماه از قضیه می گذرد پاسخی دریافت نکرده ایم .</p>
<p align="right"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Account.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9623" title="Account" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Account.jpg" alt="" width="426" height="250" /></a></p>
<p align="right">در نامه های خود متذکر شدیم  در صورتی که حذف آگهی از نوارهای ما حتمالا  به دلیل  ادعای کپی رایتی باشد که احیانا از طرف دستگاههای وابسته به جمهوری اسلامی عنوان شده است ، این نوارها بر اساس قوانین امریکا و قوانین جاری در جمهوری اسلامی به دلایل ذیل کپی رایت نیست :</p>
<p align="right">۱ در امریکا بر اساس بخشنامه ۳۸ آ دفتر کپی رایت  دولت فدرال ،  هیچ حق شناسائی شده کپی رایت برای جمهوری اسلامی در  ایالات متحده وجود ندارد .</p>
<p align="right"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Iran-United_States_copyright_relations">http://en.wikipedia.org/wiki/Iran-United_States_copyright_relations</a></p>
<p align="right">2- در ایران نیز ،  بر اساس قانونی که در جمهوری اسلامی جاری است ، تنها ۱۲ مورد که تنها شامل اقلامی چون کتاب و شعر و کارهای هنری است   از حمایت قانونی شبییه به کپی رایت بر خوردار هستند ، که ویدئو های خبری صدا و سیما و رسانه های وابسته به آن شامل این بحث نمی شود و به اصطلاح Public Domain هستند  . نگاه کنید به :</p>
<p align="right"><a href="http://www.vekalatlegal.blogfa.com/tag/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%81%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86">موسسه حقوقی ادمان</a></p>
<p align="right"><a href="http://www.parstimes.com/law/copyright_law.html">همین مبحث به زبان انگلیسی</a></p>
<p align="right"> وانگهی ، جمهوری اسلامی که  خود در سرقت و عدم رعایت قوانین کپی رایت  شهره آفاق است ، چگونه می تواند متعارض دیگران شود . نکته مورد توجه در این باره این است که بارها یو تیوب دستور برداشتن نوارهائی را از روی یو تیوب  برای ما  صادر کرده است ، که با و جود آن که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ضبط شده بوده است ،  ولی شامل تکه هائی بوده که متعلق به تلویزیونهای کپی رایت شده بوده و  صدا و سیما آنها را سرقت کرده و با سر هم کردن آنها ،  به عنوان حاصل کار خود روی آنتن برده است ! نمونه این ویدئو ها که همه آنها پس از تذکر یو تیوب از سایت آن برداشته شده موجود است که در صورت نیاز ارائه خواهد شد .</p>
<p align="right"><strong>جلوگیری یو تیوب از ورود به حریم خصوصی وزیر سابق اطلاعات محسنی اژه ای<br />
</strong></p>
<p align="right">چند روز پیش ، ای-میلی از یوتیوب واصل شد که در آن گفته شده بود شخصی ( بدون ذکر هویت ) از انتشار ویدئوئی که در زیر می بینید و صحنه مراجعه محسنی اژه ای را برای انرژی درمانی نشان می دهد ، به یو تیوب شکایت کرده است که زندگی خصوصی یا به اصطلاح (پرایویسی )      او در این ویدئو نادیده گرفته شده و خدشه دارگردیده است که تصویر بخشی از ای-میل را در زیر مشاهده می کنید : <a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Privacy-email.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9631" title="Privacy-email" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Privacy-email.jpg" alt="" width="426" height="200" /></a>در این ای-نیل به ما ۴۸ ساعت وقت داده شده بود که فورا نسبت به  پاک کردن این ویدئو از روی یو تیوب اقدام کنیم  ، یا منتظر عواقب آن باشیم ! که البته با آگاهی ز دامنه بند و بست دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ، بلافاصله این ویدئو از یو تیوب برداشته شد ، ولی برای اطلاع  در زیر منتشر می شود :</p>
<p><img src="http://khaandaniha.com/wp-content/plugins/flash-video-player/default_video_player.gif" /></p>
<p align="right">اینگونه به نظر می رسد که اصولا بین جامعه رسانه ای ایرانی ، چیزی به نام «همبستگی» وجود خارجی ندارد و   همه مدعیان دفاع از  آزادی بیان زبان در رسانه ها ، تا زمانی که این شتر متعفن در خانه آنها هم بخوابد ، زبان در کام کشیده و لال شده اند   .</p>
<p align="right">راستی نمی توان از یو تیوب سوال کرد   ، چگونه  در حالی که رژیم جمهوری اسلامی افرادی را در ایران به صرف بستگی خانوادگی با یکی از کارکنان  تلویزیون بی.بی.سی در انگلیس بازداشت می کند ، به خود اجازه می دهد   دستور دهد نواری از رئیس سابق دستگاههای امنیتی آن رژیم که اینک دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه است  را  &#8211; که پیش از آن هم منتشر شده بوده و ساختگی نیست &#8211; به صرف شکایت فردی نامعلوم &#8211; که البته هویت او برای ما و سایر ایرانیها معلوم است -  از فضای اینترنت پاک کند ؟</p>
<p align="right">چگونه است که این شرکت ، به موسسه ای که زیر پوشش دولت جمهوری اسلامی است و دفتر مرکزی آن هم در تهران قرار دارد آگهی می دهد ، ولی یک رسانه مستقل را به دلایلی که تنها خودش از آن مطلع است از این درآمد محروم می کند و حتی بر خلاف آداب رایج ، از پاسخ به دهها اعتراض بوسیله نامه و فکس که پیشینه آن موجود است خودداری می کند ؟</p>
<p><strong>توطئه برای سانه های  های دیگر</strong></p>
<p align="right">تخریب دیگران بوسیله جمهوری اسلامی ، محدود به اینترنت نیست  . دستگاههای اطلاعاتی رژیم چنان سرگرم لجن پراکنی و مزاحمت برای سایر رسانه ها هستند  ، که صدای رسانه نسبتا محافظه کاری چون تلویزیون بی.بی.سی را هم در آورده است . به اظهارات یکی از مدیران این شبکه توجه کنید :</p>
<p>رئیس بی بی سی: بخش فارسی هدف تهاجم مستمر قرار داشته است<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/03/120314_l03_bbc_mark_thompson.shtml"> اینجا </a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><object width="426" height="360" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="quality" value="high" /><param name="wmode" value="default" /><param name="allowFullScreen" value="true" /><param name="allowScriptAccess" value="always" /><param name="flashvars" value="playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2012/03/emp/120314_l42_vid_bbc.emp.xml&amp;config=http://www.bbc.co.uk/worldservice/scripts/core/2/emp_jsapi_config.xml?227&amp;config_settings_showPopoutButton=true&amp;config_settings_displayMode=standard&amp;config_settings_autoPlay=true&amp;domId=emp-16139567&amp;config_settings_showFooter=false&amp;config_settings_language=en&amp;embedReferer=http://www.facebook.com/&amp;relatedLinksCarousel=false&amp;messagesFileUrl=http://www.bbc.co.uk/worldservice/emp/3/vocab/en.xml&amp;embedPageUrl=http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/03/120314_l42_vid_bbc.shtml&amp;config.plugins.fmtjLiveStats.pageType=t2_eav1_Started&amp;showShareButton=true&amp;uxHighlightColour=0xff0000&amp;config_settings_autoPlay=false" /><param name="src" value="http://www.bbc.co.uk/emp/worldwide/player.swf" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><param name="allowscriptaccess" value="always" /><embed width="426" height="360" type="application/x-shockwave-flash" src="http://www.bbc.co.uk/emp/worldwide/player.swf" quality="high" wmode="default" allowFullScreen="true" allowScriptAccess="always" flashvars="playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2012/03/emp/120314_l42_vid_bbc.emp.xml&amp;config=http://www.bbc.co.uk/worldservice/scripts/core/2/emp_jsapi_config.xml?227&amp;config_settings_showPopoutButton=true&amp;config_settings_displayMode=standard&amp;config_settings_autoPlay=true&amp;domId=emp-16139567&amp;config_settings_showFooter=false&amp;config_settings_language=en&amp;embedReferer=http://www.facebook.com/&amp;relatedLinksCarousel=false&amp;messagesFileUrl=http://www.bbc.co.uk/worldservice/emp/3/vocab/en.xml&amp;embedPageUrl=http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/03/120314_l42_vid_bbc.shtml&amp;config.plugins.fmtjLiveStats.pageType=t2_eav1_Started&amp;showShareButton=true&amp;uxHighlightColour=0xff0000&amp;config_settings_autoPlay=false" allowfullscreen="true" allowscriptaccess="always" /> </object></p>
<p align="right">ما چندی پیش از یکی از ایرانیان  نسبتا سرشناس  که دستی در کار اینترنت دارد ،  تقاضا کردیم ما را کمک کند که صدایمان را به گوش رسانه ها برساند . دو کلمه پاسخ داد &#8220;&#8221; حتما پیگیری می کنم و به شما اطلاع می دهم&#8221;" و رفت و دیگر پیدایش نشد !</p>
<p align="right">امیدواریم سایر افرادی که این مختصر را می بینند ، بویژه مدیران ارشد ایرانی گوگل و یو تیوب ، به هر وسیله که می توانندبه این مساله توجه کرده و اجازه ندهند ، جمهوری اسلامی با استفاده از پول آگهی دهندگان امریکائی و اروپائی ، بیش از این از آزادیهائی که خود از مردم ایران دریغ کرده است بهره مند شود .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9616/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/03/Ejei.flv" length="" type="" />
		</item>
		<item>
		<title>مستندسازی با جعل سند، رونمایی یا لاپوشانی؟ !</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9562</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9562#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Feb 2012 22:17:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حسین]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[دهباشی]]></category>
		<category><![CDATA[صدا و سیما]]></category>
		<category><![CDATA[مستند]]></category>
		<category><![CDATA[ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش ناتمام]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9562</guid>
		<description><![CDATA[در سی و سومین سالگرد انقلاب اسلامی فیلمی زیر عنوان «رونمایی از مجموعه ملی تاریخ شفاهی و تصویری ایران در عصر پهلوی دوم» از تلویزیون دولتی رژیم نشان داده شد که در آن با شماری از مقام‌های بلندپایه و نقش‌آفرینان رژیم پیشین گفتگو شده است. در سال 2011 یک پیش‌پرده ده دقیقه‌ای درباره این مجموعه زیر عنوان «تاریخ شفاهی و تصویری.....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>نازنین انصاری، الاهه بقراط، منوچهر هنرمند</strong></p>
<p><strong>این گزارش هشداری است به ایرانیان تا پیش از شرکت در هر طرحی، اطلاعات مستند درباره گردانندگان و منابع آن به دست آورند. «کتابخانه کنگره آمریکا» نقش خود را در مستند جعلی شبکه یک تکذیب کرد. مصاحبه شوندگان و برخی پژوهشگران از پخش آن «شوکه» شدند. مأموریت پنهان حسین دهباشی از سوی این شبکه برای مصاحبه با مقامات رژیم پیشین و جعل مدارک پناهندگی با یکدیگر نمی‌خواند مگر اینکه رژیم با جلب اطمینان نزدیکان «پهلوی‌ها» قصد مهم‌تری مانند ترور را دنبال می‌کرده که با دستگیری و اخراج دهباشی از آمریکا ناکام ماند.</strong></p>
<p><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Dehbashi.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9601" title="Dehbashi" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Dehbashi.jpg" alt="" width="426" height="261" /></a></p>
<p>در سی و سومین سالگرد انقلاب اسلامی فیلمی زیر عنوان «رونمایی از مجموعه ملی تاریخ شفاهی و تصویری ایران در عصر پهلوی دوم» از تلویزیون دولتی رژیم نشان داده شد که در آن با شماری از مقام‌های بلندپایه و نقش‌آفرینان رژیم پیشین گفتگو شده است. در سال ۲۰۱۱ یک پیش‌پرده ده دقیقه‌ای درباره این مجموعه زیر عنوان «تاریخ شفاهی و تصویری ایران» و «۵۸ مصاحبه عمیق با رجال عصر پهلوی» توسط فردی به نام «سهیل ۳۲۷» که ظاهرا همان «سهیل ایرانی» کارگردان این «پروژه»‌ و دیگر پروژه‌های از جمله ضدآمریکایی برای رسانه‌های حکومتی مانند سیمای جمهوری اسلامی و «پرس تی وی» است، در یوتیوب منتشر گشت (شاید سهیل ایرانی همان سهیل کریمی مستندساز «متعهد» صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد که تابستان ۱۳۸۲ در عراق به اسارت نیروهای آمریکایی در آمد و پس از چهار ماه آزاد شد).</p>
<p>این گزارش برای روشن شدن برخی از زوایای پروژه‌ای است که سرمایه آن از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی تأمین شده و بیش از هر چیز هشدار به علاقمندان تاریخ ایران، پژوهشگران و مستندسازان به ویژه جوانانی است که بدانند نهادهای وابسته به حکومتی مانند رژیم ایران تنها زمانی برای تاریخ و فیلم مستند هزینه و سرمایه‌گذاری می‌کنند که قصد سوءاستفاده سیاسی و تحریف واقعیت داشته باشند و هم چنین هشدار به همه ایرانیان که پیش از هر مصاحبه و شرکت و حضور در هر برنامه، با اسناد و مدارک کافی از منابع و گردانندگان آن اطلاعات کافی به دست آورند و آبروی خود را هزینه پروژه‌های جعلی رژیم نکنند.</p>
<p>مضمون پیش‌پرده و سر هم بندی بخش اول این «رونمایی» به روشنی ثابت می‌کند که رژیم در این «پروژه» به دنبال واقعیات تاریخی نبوده است چرا که حرف تازه‌ای در آن مطرح نمی‌شود. بسیاری از گفتگوشوندگان در طول سال‌های گذشته، در کتاب، خاطرات، مقاله و گفتگو همان چیزهایی را گفته‌اند که سازندگان این فیلم «مستند» از آنها شنیده‌اند. دست در کاران این «پروژه» خواسته‌اند از بی‌خبر نگاه داشته شدن مخاطبان سیمای رژیم از این انتشارات سوء استفاده کرده و این گونه وانمود سازند که مقامات رژیم پیشین برای نخستین بار این سخنان را، آن هم با فرستادگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، مطرح می‌کنند. در واقع، هنر «مستندسازان» جمهوری اسلامی در این است که تلاش می‌کنند از یک سو با حواشی اضافه بر متن و گفتار دروغ (درست مانند زیرنویس‌هایی که به کتاب‌های چاپ خارج و یا حتا کتاب‌های تاریخی اضافه و بعد منتشر می‌کنند) و از سوی دیگر با بُرش جملات مصاحبه شوندگان، آنچه را به بیننده القا ‌کنند که خود می‌خواهند.</p>
<p><strong>پروژه مشترکی در کار نبود</strong><br />
متأسفانه برخی از مصاحبه شوندگان دیگر در قید حیات نیستند و امکان پیگیری این موضوع که گمان کرده‌اند با چه کسانی و با چه هدفی به مصاحبه نشسته‌اند وجود ندارد. آنچه اما در مورد برخی دیگر پیگیری شد نشان می‌دهد که حسین دهباشی، مستندساز رژیم، به عنوان «سرپرست پژوهشگران» با این ادعای جعلی که پروژه‌ای از «کتابخانه کنگره آمریکا» گرفته‌ و هزینه‌اش نیز توسط آن کتابخانه پرداخت می‌شود، همکاری چند نفر را جلب می‌کند و آنگاه، همان گونه که در فیلم نیز گفته می‌شود، بر اساس ارتباطات نخستین و از طریق توصیه و رابطه، با دیگران که شمارشان گویا به ۵۸ نفر می‌رسد، تماس برقرار می‌کند.</p>
<p>در یک تماس مستقیم، هم با شماری از مصاحبه شوندگان و هم با تنی چند از افرادی که از آنها در همکاری با تهیه این «مستند» نام برده شده است معلوم شد حسین دهباشی و همکارانش واقعا با همین ادعا توانسته‌اند بسیاری از مصاحبه شوندگان را با تکیه بر احساس وظیفه و مسئولیت، به گفتگو با خود بنشانند. پروژه‌ای که همان پیش‌پرده‌اش با لودگی ویژه جمهوری اسلامی همراه است و نشان می‌دهد تهیه کنندگانش به دنبال واقعیات تاریخ و ساختن یک مستند بی غرض نبوده‌اند. برخی از «شرکت‌ کنندگان» و «پژوهشگران» به این اشاره کردند که به آنها گفته شد دانشگاه هاروارد و آکسفورد نیز با این پروژه همکاری می‌کنند و آنها هیچ اطلاعی از اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی سرمایه‌گذار آن است، نداشتند.</p>
<p>این افراد، هم برخی مصاحبه شوندگان و هم برخی افرادی که نام‌ آنها به عنوان همکاری در این «مستند» آورده شده، پخش این فیلم از سیمای جمهوری اسلامی را غیرمنتظره خواندند. نه به این دلیل که با آنها «توافق» شده بود این فیلم از صدا و سیما نشان داده نشود، بلکه از این رو که هیچ حرفی از هیچ نهاد جمهوری اسلامی در میان نبود و همکاری آنها چه به عنوان مصاحبه شونده و چه همیاری در تهیه فیلم، فقط بر این اساس بود که همگی گمان می‌کردند در یک پروژه مهم از سوی «کتابخانه کنگره آمریکا» شرکت دارند! به گفته یکی از آنها، این پروژه تحقیقی برایش بسیار باارزش بود و از اینکه پای صحبت کسانی می‌نشیند که در تاریخ معاصر ایران نقش داشته‌اند و می‌تواند همراه با آنها به مستند شدن این تاریخ یاری رساند، بسیار خوشحال بود. این خوشحالی اما با نشان دادن این «رونمایی» که با شتاب سر هم بندی شده بود تا در «دهه فجر» نه به رژیم گذشته، بلکه به تاریخ معاصر ایران دهان کجی کند، به «شوک» تبدیل شد.</p>
<p>همان گونه که در لابلا و پایان این «رونمایی» می‌بینیم، ظاهرا در تهیه این «پروژه» از چهار نهاد ایرانی و آمریکایی و شماری استادان دانشگاه‌های خارجی نام برده می‌شود که ادعا می‌شود با سازندگان این «مستند» همکاری کرده‌اند. در یک سو «کتابخانه کنگره آمریکا» و دانشگاه هاروارد و در سوی دیگر «بنیاد مطالعات ایران» و «کتابخانه ملی ایران».</p>
<p><strong>یک-</strong> در پیگیری‌ها معلوم شد «کتابخانه ملی ایران» نقشی بیش از پشتیبانی معنوی و احیانا در اختیار قرار دادن منابع که معلوم نیست اساسا در تهیه این «مستند» مورد استفاده قرار گرفته یا نه، نداشته است.<br />
<strong>دو-</strong> آرشیو تاریخ شفاهی «بنیاد مطالعات ایران» نیز که سالهای متمادی روی آن زحمت کشیده شده منبعی نیست که در دسترس نباشد. این بنیاد تا کنون که این گزارش تهیه می‌شود، پاسخی به پرسش ما درباره نحوه همکاری آن بنیاد با این «پروژه» نداده است.<br />
<strong>سه-</strong> بر اساس اطلاعات موجود، نقش دانشگاه آمریکایی و معتبر هاروارد در تهیه این مصاحبه‌ها این بوده که ایده این «پروژه» از بخش خاورمیانه دانشگاه هاروارد سرقت شده است! لازم به یادآوری است که در سال ۱۳۶۴«انجمن مطالعات تاریخ شفاهی ایران» توسط ناخدای پیشین، حمید احمدی، در برلن بنیان گذاشته شد و تا کنون مجموعه ارزشمندی را، از جمله در همکاری با دانشگاه هاروارد، شامل صدها صدا و تصویر گرد آورده است.<br />
<strong>چهار-</strong> و مهم‌تر از همه، در تماس با «کتابخانه کنگره آمریکا» مسئول روابط عمومی آن کتابخانه، اُدری فیشر، اطمینان داد که آن کتابخانه نقشی در این مصاحبه‌ها نداشته است. وی صریحا گفت: «مصاحبه با مقام‌های رژیم پیشین در رابطه و زیر نظر کتابخانه کنگره آمریکا انجام نگرفته است».</p>
<p>به این ترتیب اساس این «مستند» بر جعل و دروغ بنا نهاده شده و پخش و «رونمایی» آن بیشتر با هدف لاپوشانی واقعیات تاریخی آغاز شده است.استادانی هم که گویا در دانشگاه‌های خارجی به کار اشتغال دارند و هم چنین افراد دیگری که از آنها با انتشار عکس‌شان در همکاری برای تهیه این مستند جعلی نام برده می‌شود، بر عهده خودشان است که توضیح دهند در چه چهارچوبی با این «پروژه» همکاری کرده‌اند. آیا می‌دانستند صدا و سیمای جمهوری اسلامی سرمایه‌گذار و تهیه کننده آن است؟ آیا می‌دانستند این «مستند» با همکاری نهادهایی مانند دانشگاه امام صادق مروّج ایدئولوژی جمهوری اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی تهیه می‌شود؟ آیا می‌دانستند نتیجه همکاری آنها به قیچی بُرش و مونتاژ و لودگی بی‌مسئولیت رژیم گرفتار می‌آید؟</p>
<p><strong>نه «پژوهش» بلکه «پروژه» ناتمام</strong><br />
شتابزدگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی در پخش این مستند جعلی کار دست «پروژه» می‌دهد و آن را «ناتمام» می‌گذارد. ظاهرا مسئولان سیمای رژیم می‌خواستند در «دهه فجر» توجه بینندگان بی اعتماد را را که سی سال است حرف‌های تکراری می‌شنوند با یک برگ برنده جلب کنند. با توجه به فضا و نوستالژی عملا موجود در جامعه، چه مضمونی بهتر از حرف‌ها و صحنه‌هایی از رژیم گذشته؟! این نکته همان گونه که بعد خواهیم دید به طور ضمنی مورد اعتراض سایت «بازتاب» (وابسته به محسن رضایی) قرار می‌گیرد.</p>
<p>مسئولان تلویزیون دولتی رژیم با طمع جلب مردم، پروژه را لو دادند و آن را که حتا «فرح پهلوی» را نیز به عنوان مصاحبه شونده در نظر گرفته بود، ناکام گذاشتند. گزارش سایت «بازتاب» که ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ پس از پخش «رونمایی» این پروژه منتشر شد، از همین شتابزدگی و نابخردی سخن می‌گوید و حتا می‌نویسد: «همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از جدی ترین و موثرترین مستندهای تاریخی ایران از سیما پخش شد؛ مستندی که در فضای کنونی پخشش جای تامل داشت و به همین دلیل با اقبال کم سابقه مردم مواجه شد. تا آنجا که حدود هشت هزار پیامک در همان ساعات نخست برای این مستند ارسال شد که برای چنین ژانری قابل توجه بود.»</p>
<p>«بازتاب» نیز دروغ همکاری کتابخانه ملی ایران و کتابخانه «ملی» [کنگره] آمریکا را تکرار می‌کند و واقعیت «البته با همکاری شبکه اول سیما» را بر آن می‌افزاید. یعنی همان چیزی که از مصاحبه شوندگان و برخی همکاران پنهان نگاه داشته شد.«بازتاب» به «برش‌های معنادار» نیز در این فیلم اشاره می‌کند ولی معلوم نیست منظورش «برش» به سود رژیم کنونی است یا «برش» به سود رژیم پیشین! از آنجا که رسانه‌های وابسته به رژیم امکان ندارد از «برش‌های معنادار» به سود رژیم کنونی پرده بردارند، پس حتما منظور از «برش‌های معنادار» آن چیزی است که «بازتاب» آن را به سود رژیم پیشین ارزیابی کرده است! در هر دو صورت، این «بُرش‌های معنادار» هر مستندی را از استناد تهی می‌سازد، و مهم این است که به وجود این «برش‌های معنادار» اعتراف می‌شود!</p>
<p>«بازتاب» هم چنین از قول حسین دهباشی که پروژه‌اش ناتمام مانده می‌نویسد: «من شخصاً مخالف پخش این فیلم بودم، چرا که به مصاحبه شوندگان و مصاحبه گران قول اخلاقی داده بودم که پس از انتشار متن کامل گفت و گوهایشان در قالب کتاب، فیلم های این مجموعه به شکل کامل منتشر شود و با توجه به توافقی که با کتابخانه ملی آمریکا نیز صورت پذیرفته، پیش از پخش این مستند پژوهشی، نسخه کاملی از مجموعه تاریخ شفاهی در اختیار این کتابخانه نیز قرار بگیرد. چرا که اگر توافق کتابخانه ملی ایران و کتابخانه ملی آمریکا نبود، این پروژه به سرانجام نمی رسید و پیش نمی رفت».«بازتاب» با ناامیدی ادامه می‌دهد: «یکی از مهم ترین این گفت و گوها که می‌توانست محل نقد پهلوی از زبان پهلوی ها بدون دیزالو و تقطیع باشد، گفت و گو با فرح پهلوی بود که بعید است دیگر امکان انجامش محقق شود.»</p>
<p>مگر هیچ مصاحبه‌کننده‌ای پیشاپیش می‌داند مصاحبه‌شوندگان، از جمله «فرح پهلوی» چه می‌‌گویند که «بازتاب» مصاحبه‌ای را که هنوز صورت نگرفته است، «نقد پهلوی از زبان پهلوی‌ها» معرفی می‌کند؟! همه این دمُ خروس‌ها نشان می‌دهد که نه پژوهش بلکه پروژه‌ای که «ناتمام» ماند قرار بود جدا از آنچه مصاحبه شوندگان می‌گویند، به «نقد پهلوی از زبان پهلوی‌ها» تبدیل شود آن هم نه به صورت واقعیاتی که بیان می‌شوند بلکه به شیوه شناخته شده «مصاحبه‌های تلویزیونی» رژیم البته بدون آنکه مصاحبه شوندگان دستگیر شده و زیر فشار قرار گرفته باشند! وجود صدا و تصویر و اقناع بیننده به همکاری آنها با صدا و سیمای جمهوری اسلامی کافی است تا بقیه‌اش با بُرش‌های «معنادار» و مونتاژ و حواشی اضافه شده بر متن و سخن پراکنی تهیه کنندگانش تنظیم شود.</p>
<p>حسین دهباشی اما هنوز امیدوار است پخش این مستند، باعث سلب اعتماد مصاحبه شوندگان و برخی مصاحبه کنندگان نشود و او بتواند این پروژه را به اتمام برساند، پس متذکر می شود: «بنده از تمام مصاحبه شوندگان و مصاحبه گران بابت پخش این مستند که خلاف قول بنده به ایشان بود عذرخواهی می کنم. به هر حال بنده متعهد بودم و هرچند به تعهداتم در خصوص نشر کامل گفت و گوها عمل می کنم، اما انتظارم این بود که اجازه داده می شد این پروژه طبق زمان بندی و ترتیبی که میان ما و طرفین توافق شده بود، پیش می رفت. به هر حال اشخاص مصاحبه شونده با هر اعتقادی، حاضر شده بودند حاصل عمرشان را در اختیار ما بگذارند و باید از این فرصت استفاده مناسب و در چهارچوب اخلاق حرفه‌ای صورت می پذیرفت.»<br />
ادعای دهباشی درباره «قول» و «تعهد» و «توافق» و «اخلاق حرفه‌ای» سبب می‌شود به جست و جوی پیشینه و هم چنین نقش او در این پروژه بر آمد.</p>
<p><strong>حسین دهباشی کیست؟</strong><br />
بر اساس خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی، حسین دهباشی پیش از سفر به آمریکا، برای رسانه‌های برون مرزی رژیم فیلم می‌ساخت (نام او را گوگل کنید).</p>
<p>بر اساس گزارش روزنامه منتشره در ایالت مریلند (تابستان ۲۰۰۹) حسین دهباشی در سال ۲۰۰۶ با ویزای آمریکا به عنوان «نماینده رسانه‌های خارجی» وارد آن کشور شد و دلیل مسافرت خود را تهیه یک فیلم مستند درباره پرونده‌های سازمان ملل بر اساس مدارک موجود در دادگاه‌ها عنوان کرد. او آپارتمان خود را با نام «حسین کاظمی» اجاره کرد بدون آنکه شماره تلفنی از او در دست باشد.هنگامی که در ماه مارس ۲۰۱۰ محل سکونت دهباشی مورد بازرسی پلیس قرار گرفت، در کامپیوتر او یک نامه جعلی به نام مقامات بالای سازمان ملل در رابطه با پناهندگی پیدا شد که منجر به دستگیری دهباشی گشت. حسین دهباشی به مدت دو ماه در زندان بسر برد و سپس از ایالات متحده اخراج گشت. او پس از بازگشت به ایران به کار در تلویزیون «پرس تی وی» پرداخت و اف بی آی و سازمان سیا را متهم کرد که وی را در سلول انفرادی شکنجه کرده‌اند (به لینک‌های زیر این گزارش توجه کنید).</p>
<p>نکته مهم در مورد اقامت دهباشی در آمریکا این است که در هیچ کدام از اخبار و گزارشات مربوط به دستگیری و آزادی وی گفته نمی‌شود که پلیس آمریکا اساسا به چه دلیل به وی مشکوک شده که به بازرسی از خانه وی پرداخته است، چرا که مدرک جعلی پناهندگی که سبب دستگیری او شد، پس از بازرسی خانه دهباشی به دست آمد. بعید نیست تحرکات وی برای تهیه همین «پروژه» سبب شک پلیس آمریکا نسبت به فعالیت‌های دهباشی شده باشد به ویژه آنکه همکاری او با رسانه‌های جمهوری اسلامی چیزی نبوده که از چشم پلیس آمریکا دور مانده باشد.</p>
<p>با اخراج حسین دهباشی از آمریکا، آن بیست نفری که در لیست او برای انجام مصاحبه قرار داشتند، از خطر شرکت در این «پروژه» (و شاید خطرات دیگر) جستند. اگر «پژوهش» دهباشی با پخش «رونمایی» از سیمای جمهوری اسلامی لو نمی‌رفت، چه بسا انجام پروژه با خود دهباشی یا افراد دیگر و عمدتا در اروپا ادامه می‌یافت و به «فرح پهلوی» نیز می‌رسید.<br />
به هر روی، همزمان با اخراج دهباشی از ایالات متحده و بازگشت‌اش به ایران، خبرگزاری مهر به نقل از محمد شکیبانیا، مستدساز صدا و سیما که تهیه کننده همین مستند جعلی نیز هست، نوشت:</p>
<p>«دهباشی حدود دو ماه پیش در حالی که در آمریکا مشغول ساخت مستندی با موضوع بررسی وضعیت دوره پهلوی دوم برای تلویزیون ایران بود، دستگیر و به اتهام جعل اسناد برای اخذ اقامت به زندان محکوم شد؛ پس از چندی بسر بردن در زندان، محل اقامت او نیز تغییر کرد و او را به زندانی فرستادند که شرایط بسیار بدی داشت. طی این مدت وکلا از او دفاع نمی‌کردند تا اینکه هفته پیش دهباشی در زندان سکته کرد و دو تا سه روز در آی سی یو بستری شد و پس از این مدت او را آزاد کردند.»شکیبانیا بر خلاف ادعای دهباشی در برابر مقامات و رسانه‌های آمریکایی که گفته بود می‌خواهد فیلم مستندی درباره پرونده‌های سازمان ملل درست کند، به صراحت می‌گوید که هدف از سفر دهباشی به آمریکا «ساخت مستندی با موضوع بررسی وضعیت دوره پهلوی دوم برای تلویزیون ایران بود».</p>
<p>جام جم آنلاین با اشاره به همین سخنان از قول شکیبانیا می‌نویسد: «دهباشی در حال ساخت مستند «راست‌ها و دروغ‌ها» بود و از آنجا که این مستند به دوره دوم پهلوی می‌پرداخت، به مصاحبه با شخصیت‌های مختلف سیاسی آن دوران که اکنون در آمریکا اقامت دارند، اقدام کرد که در همین حین دستگیر شد.» جام جم آنلاین به نقل از ایسنا می‌نویسد: «به گفته شکیبانیا، مستند «راست‌ها و دروغ‌ها» در معاونت سیما ساخته می‌شود».</p>
<p>حسین دهباشی یک سال پیش، به تاریخ ۲۶ فوریه ۲۰۱۱ در صفحه «گوگل» خود می نویسد: «تیسمار عبدالله (شاپور) آذربرزین، معاون عملیاتی و جانشین فرماندهی نیروی هوایی ایران، یکی از خوشنام‌ترین و شریف‌ترین امیران ارتش و&#8230; باسوادترین و منصف‌ترین و مهربان‌ترین آدم‌هایی هست که در جریان پروژه تاریخ شفاهی ایران ملاقات کرده و یکی از ایراندوست‌ترین افرادی که در همه عمر دیدم، ساعتی قبل- در غربت- سکته مغزی کرده است،&#8230; حال بسیار بد و غمگینی دارم،&#8230; خواهش می‌کنم محبت کرده و دعایش کنید».</p>
<p><strong>جلب اعتماد با دروغ</strong><br />
به این ترتیب دهباشی با امکانات حکومت ایران به نام «نماینده رسانه‌های خارجی» به آمریکا می‌رود و زیر این عنوان که می‌خواهد فیلمی درباره پرونده‌های سازمان ملل تهیه کند، شروع به برقراری رابطه با افرادی می‌کند که قرار است فیلم مستند «راست‌ها و دروغ‌ها» را بر اساس آنها تهیه کند. احتمالا از آنجا که این فیلم خودش بر پایه دروغ تهیه شده، تصمیم گرفتند نام آن را برای رفع سوء تفاهم تغییر دهند!</p>
<p>دهباشی زمانی دستگیر شد که شمار زیادی مصاحبه را به پایان رسانده بود. قصد او از جعل مدارک پناهندگی که پلیس آمریکا در کامپیوتر او یافت معلوم نیست. خودش مدعی شده که بازرسی خانه او به دلیل «ناکامل» بودن مدارک وی بوده است (به لینک ها در زیر این گزارش مراجعه کنید). به هر حال، سفر او به آمریکا به عنوان مستندساز صدا و سیمای جمهوری اسلامی برای انجام پروژه‌ای که شبکه یک سیما برایش سرمایه‌گذاری کرده با ماجرای پناهندگی همخوانی ندارد به ویژه آنکه دهباشی پروژه را به خوبی پیش می‌برد. مگر اینکه با انجام این مصاحبه‌ها و جلب اطمینان نزدیکان «پهلوی‌ها» قصد مهم‌تری مانند ترور دنبال می‌شده که با دستگیری و اخراج دهباشی ناکام ماند. پلیس آمریکا بی تردید «اینترپل» و سازمان‌های امنیتی اروپا را از این دستگیری و اخراج بی‌خبر نمی‌گذارد. پس حتا اگر پروژه توسط شبکه یک سیما لو نمی‌رفت، باز هم امکان پیشبرد آن حتا با تیم دیگری، بسیار بعید به نظر می‌رسید اگرچه ناممکن نبود.</p>
<p>به هر روی، نخستین قسمت «راست‌ها و دروغ‌ها» به مدت ۴۶ دقیقه‌ زیر عنوان «گزارش یک پژوهش ناتمام» و «رونمایی از مجموعه ملی تاریخ شفاهی و تصویری ایران» در «دهه فجر» از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. مسئولان اصلی پروژه که در این «رونمایی» ظاهر شده و توضیحاتی می‌دهند عبارتند از: حسین دهباشی، حسام‌الدین آشنا استاد دانشگاه امام صادق، مهدی فرجی مدیر شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی و حسن بهشتی پور ناظر کیفی مجموعه.</p>
<p><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/hesamedin-Ashena.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-9568" title="hesamedin-Ashena" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/hesamedin-Ashena.jpg" alt="" width="426" height="266" /></a>تهیه کنندگان می‌دانستند با پخش این «رونمایی» بزرگ‌ترین و مهم‌ترین پرسشی که برای بینندگان پیش می‌آید این است که چگونه مقامات بلندپایه «پهلوی دوم» حاضر شدند با تهیه کنندگان سیمای جمهوری اسلامی نشست و برخاست کنند! پس حسن بهشتی پور، ناظر کیفی مجموعه، در این باره چنین توضیح می‌دهد:</p>
<p>«خوش خیال نباشیم که مصاحبه کنندگان راحت میان میشینن مصاحبه میکنن و از خداشونه صحبت کنن، نخیر آقا، کلی کار شده، کلی با اینا صحبت شده، کلی افراد واسطه قرار گرفتن تا حاضر، آماده بشه این فرد صحبت کنه. چون اعتماد لازم رو نداشته».<br />
حسن بهشتی پور واقعیت را لاپوشانی می‌کند و نمی‌گوید که با دروغ پروژه «کتابخانه کنگره آمریکا» توانستند نخستین افراد را به مصاحبه جلب کنند.</p>
<p>حسام الدین آشنا استاد دانشگاه امام صادق سهم دیگری را در جلب اعتماد بینندگان بر عهده می‌گیرد. او به عنوان «مشاور عالی مجموعه» به بینندگان اطمینان می‌دهد که آنچه می‌بینند، دروغ نیست، از مصاحبه‌شوندگان سالخورده سوء استفاده نشده و همه چیز در عین هوشیاری آنان و صداقت بیان شده است: «اینها بسیار آدم‌های باهوشی هستند. اصلا نمیتونین آدمی پیدا کنین در میان اینها که آدم گیجی باشه حتا در سن هشتاد سالگی به بالا. متوجهن دارن چی کار میکنن. چالشی که بین محقق و مصاحبه شونده وجود داره یک معادله و یک معامله پایاپای است. اونم این هست که من به تو اجازه میدم در تاریخ ایران بمونی به شرطی که صداقت داشته باشی!»</p>
<p>پس بینندگان باید باور کنند که آنچه به عنوان مستند می‌بینند با «صداقت» تهیه شده و ضامن‌اش هم نه صداقت تهیه کنندگان، بلکه «صداقت» مصاحبه شوندگانی است که قرار است حرف‌هایشان با بُرش و مونتاژ به عنوان «مستند تاریخی» به خورد بینندگان «سیما» داده شود.<br />
حسام الدین آشنا، استا دانشگاه، در جای دیگری آشکارا دروغ می‌گوید: «اینها بسیاریشون فکر میکردن دارن با فرزندانشون حرف میزنن و فکر میکردن اگر بمیرند و اینها رو نگفته باشن مثل سرّی است که ناگفته باقی میمونه. میخواستن این حرفها را بزنن!»</p>
<p>ولی در این مصاحبه‌ها کدام حرفها گفته شد که قبلا گفته نشده بود؟! بسیاری از این مصاحبه شوندگان تا کنون دهها کتاب و مقاله و گفتگو در مورد رژیم گذشته از جمله فساد دولتی و روند دیکتاتوری شدن کشور در کنار پیشرفت‌ها و نقش مخالفان و&#8230; منتشر کرده‌اند. آنچه تا حالا منتشر نشده و ممکن بود مانند «سرّی» ناگفته مانده باشد، همانا نحوه تدوین و بُرش و چسباندن سخنان به یکدیگر و حواشی اضافه بر متنی است که تهیه کنندگان به این «رونمایی» افزوده‌اند تا با لاپوشانی تاریخ، آن را به ابزار تبلیغاتی رژیم تبدیل کنند.به گفته آن مصاحبه شوندگانی که با آنها تماس گرفته شد، انگیزه آنان ثبت و حفظ این خاطرات در یک مرکز معتبر مانند «کتابخانه کنگره آمریکا» بود و نه سیمای زرد و بیمار رژیمی که نه تنها سالهاست کتاب‌ها و خاطرات همین مصاحبه شوندگان را با سانسور و تحریف و اضافه کردن زیرنویس‌های دروغ منتشر می‌کند بلکه از جانب برخی از آنان حتا «خاطرات» هم نوشته است!</p>
<p><strong>تلاش برای جلب اعتماد بینندگان</strong><br />
روشن است که برای بینندگان این پرسش نیز پیش می‌آید که این افراد چگونه حاضر شدند پای صحبت فرستادگان رژیم بنشینند تا مستندی را برای تلویزیون آن تهیه کنند بدون اینکه هراسی از بلایی داشته باشند که بر سر حرف‌هایشان خواهد آمد! بر اساس همین بی اعتمادی به کل «پروژه» و دستگاه‌های تبلیغاتی رژیم است که حسام‌الدین آشنا توضیح می‌دهد اگر مردم به کلیت رسانه اعتماد بکنند، به فیلم آنها هم اعتماد خواهند کرد! اما کیست که سطح اعتماد مردم را به صدا و سیمای جمهوری اسلامی نداند؟!</p>
<div id="attachment_9569" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Hasan-Beheshtipour.jpg"><img class="size-full wp-image-9569" title="Hasan-Beheshtipour" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Hasan-Beheshtipour.jpg" alt="" width="426" height="256" /></a><p class="wp-caption-text">حسن بهشتی پور</p></div>
<p>حسن بهشتی‌پور حتا از استاد دانشگاه امام صادق هم بی‌اعتمادتر است و می‌گوید: «من نمیتونم از طرف جوونا متعهد بشم به این اعتماد پیدا کنن ولی تمام کارهایی که لازمه برای اعتمادسازی، من فکر میکنم تو این برنامه انجام میشه.»</p>
<p>در کجای دنیا دیده شده که سازندگان یک فیلم مستند پیشاپیش درباره «اعتماد» بینندگان شک داشته باشند؟! واقعیتی که اینان لاپوشانی و پنهانش می‌کنند و نمی‌توانند آن را بیان کنند این است که اگر به مصاحبه ‌شوندگان می‌گفتند داریم با همکاری سیمای جمهوری اسلامی و دانشگاه امام صادق و سازمان تبلیغات اسلامی، برنامه‌ای تهیه می‌کنیم که قرار است از تلویزیون رژیم پخش شود، آن وقت، به دلیل همان بی اعتمادی که مردم به رژیم دارند، هیچ کس حاضر نمی‌شد آنها را به حریم کار و کاشانه و خاطرات خویش راه دهد!</p>
<p>پروژه‌ای که با دروغ و بدون جلب اعتماد شرکت کنندگان تهیه شده باشد، آیا می‌تواند اعتماد بینندگان را جلب کند؟! اگر چنین می‌بود، تهیه کنندگان پیشاپیش و ناشیانه برای جلب اعتماد بینندگان دروغ‌پردازی نمی‌کردند.</p>
<p><strong>مستند واقعی این است!</strong><br />
در این «مستند» جعلی اما همزمان یک مستند واقعی جریان دارد و آن برخی حرف‌های دست درکارانش است که بیش از آنکه به رژیم گذشته مربوط شود، اتفاقا مرتب وضعیت نابسامان کنونی و موقعیت متزلزل رژیم فعلی را برای بیننده تداعی می‌کند!حسین دهباشی با «چرا»هایش می‌پرسد: «چرا یک سیستم بد از درون تهی میشه؟ چرا؟ چطور میشه که یک سیستم از هم میپاشه؟!» دهباشی آگاهانه به جای واژه رایج «نظام» از واژه «سیستم» استفاده می‌کند تا «نظام» جمهوری اسلامی برای بیننده تداعی نشود.</p>
<p>حسام الدین آشنا، استاد دانشگاه امام صادق، حرف او را تکمیل می‌کند: «در یک دوره بد که حکومت کارآییش رو از دست میده، اول ملت ازش کنار میکشه، بعد مجلس کنار میکشه، بعد قوه قضاییه کنار میکشه، بعد قوه مجریه کنار میکشه و آخر ارتش کنار میکشه و حکومت تنها میمونه با امواج برخاسته داخلی یا خارجی و نمیتونه مقاومت بکنه».آن نظام، یا سیستم، یا حکومت که سی و سه سال پیش رفت و به تاریخ پیوست. بیش از هفتاد درصد جمعیت کنونی ایران هم آن را تجربه نکرده و به یاد نمی‌آورند. منطقی است که بیننده به دلیل شرایط جامعه ایران و موقعیت حکومت، سخنان حسین دهباشی و حسام‌الدین آشنا را کاملا منطبق با رژیم فعلی و شرایط کنونی بیابند!</p>
<p>حسام‌الدین آشنا حتا از این هم فراتر می‌رود و با علم به اینکه می‌داند رژیم پیشین نه مردم‌سالار بود و نه ادعای آن را داشت، بلکه این جمهوری اسلامی است که در اوج استبداد همه جانبه، دَم از «مردم‌سالاری» می‌زند، تیر آخر را چنین شلیک می‌کند: «اینکه چه وزنی در مردم‌سالاری به حکومت داده میشه، این تعیین کننده ماهیت رژیمه، نه اسمش، نه تاریخچه‌اش، نه شعارهاش، بلکه عملکردش به عنوان کارآمدی نظام در حل مشکلات واقعی، اون تعیین کننده بقا یا فنای یک حکومته!» مستند واقعی این است! در میان این همه لاپوشانی، سرانجام یک رونمایی واقعی صورت گرفت!<br />
۳۰ بهمن ۱۳۹۰</p>
<p>این مطلب را به  صورت فایل پی.دی.اف از<a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/article.pdf"> اینجا </a>دانلود کنید .</p>

<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/hesamedin-ashena' title='hesamedin-Ashena'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/hesamedin-Ashena-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="hesamedin-Ashena" title="hesamedin-Ashena" /></a>
<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/hasan-beheshtipour' title='Hasan-Beheshtipour'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Hasan-Beheshtipour-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="Hasan-Beheshtipour" title="Hasan-Beheshtipour" /></a>
<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/ardeshir-zahedi-2' title='Ardeshir-Zahedi'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Ardeshir-Zahedi-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="Ardeshir-Zahedi" title="Ardeshir-Zahedi" /></a>
<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/abbas-pahlawan' title='Abbas-Pahlawan'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Abbas-Pahlawan-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="Abbas-Pahlawan" title="Abbas-Pahlawan" /></a>
<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/ahmad-ali-ansari' title='Ahmad-Ali-Ansari'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Ahmad-Ali-Ansari-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="Ahmad-Ali-Ansari" title="Ahmad-Ali-Ansari" /></a>
<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/alinaghi-alikhani' title='Alinaghi-Alikhani'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Alinaghi-Alikhani-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="Alinaghi-Alikhani" title="Alinaghi-Alikhani" /></a>
<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/amir-aslan-afshar' title='Amir-Aslan-Afshar'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Amir-Aslan-Afshar-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="Amir-Aslan-Afshar" title="Amir-Aslan-Afshar" /></a>
<a href='http://khaandaniha.com/text/9562/dehbashi' title='Dehbashi'><img width="150" height="150" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/Dehbashi-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="Dehbashi" title="Dehbashi" /></a>

<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
● لینک ها:<br />
● خبر دستگیری حسین دهباشی در روزنامه محلی ایالت مریلند آمریکا به دلیل جعل مدارک پناهندگی<br />
۹ ژوئن ۲۰۱۰<br />
<a href="http://ww2.gazette.net/stories/06092010/damanew215707_32566.php">http://ww2.gazette.net/stories/06092010/damanew215707_32566.php</a><br />
‌● چهار لینک مربوط به اقامت و دستگیری و اخراج دهباشی از آمریکا و ورودش به ایران و مصاحبه او<br />
<a href="http://www.highbeam.com/doc/1G1-233262939.html">http://www.highbeam.com/doc/1G1-233262939.html</a><br />
<a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1126153">http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1126153</a><br />
<a href="http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100881794592">http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100881794592</a><br />
<a href="http://www.middle-east-online.com/english/?id=40327">http://www.middle-east-online.com/english/?id=40327</a><br />
● سایت «بازتاب»: تاملی بر پخش شتابزده یکی از موثرترین مستندهای تاریخ تلویزیون<br />
<a href="http://www.kayhanpublishing.uk.com/Pages/archive/khandaniha/Report/PahlawiII/Baztab_article.html">http://www.kayhanpublishing.uk.com/Pages/archive/khandaniha/Report/PahlawiII/Baztab_article.html</a><br />
● پیش پرده مستند جعلی «گزارش یک پژوهش ناتمام»<br />
<a href="http://www.lenziran.com/2012/02/who-is-hosein-dehbashi-founder-of-iranian-oral-history-and-producer-of-anti-pahlavi-film-for-iranian-tv/">http://www.lenziran.com/2012/02/who-is-hosein-dehbashi-founder-of-iranian-oral-history-and-producer-of-anti-pahlavi-film-for-iranian-tv/</a><br />
● بخش اول «تاریخ شفاهی و تصویری ایران- پهلوی دوم»<br />
<a href="http://www.lenziran.com/2012/02/how-france-prevented-arrest-of-khomeini-by-shapoor-bakhtiar-told-in-exceptional-documentary-of-iranian-tv/">http://www.lenziran.com/2012/02/how-france-prevented-arrest-of-khomeini-by-shapoor-bakhtiar-told-in-exceptional-documentary-of-iranian-tv/</a><br />
● انجمن مطالعات تاریخ شفاهی ایران از سال ۱۳۶۴ (۱۹۹۵)<br />
<a href="http://www.iranianoralhistory.de/farsi/bedoune_login/khaneh.html">http://www.iranianoralhistory.de/farsi/bedoune_login/khaneh.html</a><br />
● صفحه حسین دهباشی در گوگل:<br />
<a href="https://profiles.google.com/104531090522489990395/buzz/JeKwyzsBps9">https://profiles.google.com/104531090522489990395/buzz/JeKwyzsBps9</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9562/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بدون شرح</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9555</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9555#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Feb 2012 10:14:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[نگاه تصاویر]]></category>
		<category><![CDATA[ahi]]></category>
		<category><![CDATA[d]]></category>
		<category><![CDATA[k]]></category>
		<category><![CDATA[lpln vqh]]></category>
		<category><![CDATA[phkd]]></category>
		<category><![CDATA[v]]></category>
		<category><![CDATA[\ig]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[عکس روز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9555</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_9556" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/shah-big.jpg"><img class="size-full wp-image-9556" title="shah-big" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/shah-big.jpg" alt="" width="426" height="287" /></a><p class="wp-caption-text">محمد رضا شاه و روحانیون</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9555/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دفتر هواپیمائی ملی در شانزه لیزه پیش ازبازگشت خمینی در بهمن ۵۷</title>
		<link>http://khaandaniha.com/text/9550</link>
		<comments>http://khaandaniha.com/text/9550#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Feb 2012 16:52:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
				<category><![CDATA[نگاه تصاویر]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنیها]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شانزه لیزه]]></category>
		<category><![CDATA[ملی]]></category>
		<category><![CDATA[هما]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیمائی]]></category>
		<category><![CDATA[پاریس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaandaniha.com/?p=9550</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_9551" class="wp-caption aligncenter" style="width: 436px"><a href="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/homa-big.jpg"><img class="size-full wp-image-9551" title="homa-big" src="http://khaandaniha.com/wp-content/uploads/2012/02/homa-big.jpg" alt="" width="426" height="287" /></a><p class="wp-caption-text">دفتر هواپیمائی ملی در شانزه لیزه پیش از بازگشت خمینی</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaandaniha.com/text/9550/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

